برگردان به زبان ساده
هردم از زلف تو دارم کافرستانی دگر
دم به دم نو می کنم از رویت ایمانی دگر
هوش مصنوعی: هر لحظه از موهایت دلیلی تازه برای کفر میآورم و هر لحظه از روی تو ایمان جدیدی به دست میآورم.
یا تویی یا حسن رخسار تو را دزدیده است
چون تویی گر سر برآرد، از گریبانی دگر
هوش مصنوعی: یا تو هستی، یا اینکه حسن چهرهات را کسی دزدیده است. اگر کسی از دل این زیبایی سر برآورد، این زیبایی اصلاً از جا و دامن دیگری بربفته است.
چاشنی کنج آن لب از مذاقم کی رود
گر بگردانم زبان را در نمکدانی دگر
هوش مصنوعی: اگر بخواهم طعم آن لب را بچشم، طعمش کجا میرود اگر زبانم را در نمکدانی دیگری به چرخش درآورم؟
نیست هم دعوی حریفی، حسن تنها هر زمان
رخش می تازد ز میدانی به میدانی دگر
هوش مصنوعی: هیچ رقیبی برای حسن نیست و هر بار که او جلوه میکند، از یک مکان به مکان دیگر میرود.
چابکی با خویش طرح ترکتاز افکنده است
گوی دیگر می زند هر دم به چوگانی دگر
هوش مصنوعی: یک فرد چابک و ماهر، طرحی از قدرت و یورش را با خود به همراه دارد و هر لحظه با طرز جدیدی به عرصه رقابت وارد میشود.
تا برون آرد سری از لوح پیشانی او
طفل گردد عقل هر دم در دبستانی دگر
هوش مصنوعی: هر بار که فکر یا اندیشهای از ذهن او آزاد میشود، عقل و درک انسان مانند یک کودک تازهوارد به یک مدرسه جدید میشود و هر بار در یادگیری و رشد تازهتری قرار میگیرد.
حسن هر سو در لباس صورتی پنهان شود
عشق هر ساعت درآویزد به دامانی دگر
هوش مصنوعی: زیبایی در هر جهتی به شکل لطیفی پنهان شده است و عشق همیشه به دنبال فرصتی جدید برای ابراز خودش میگردد.
پیش حکمش گر دم از عذر خطای خود زند
می زند بر روی آدم خال عصیانی دگر
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد بهانهای برای اشتباهات خود بیاورد، در واقع تنها باعث تقویت اشتباهاتش میشود.
درد نایابی و نادانی «نظیری » مشکل است
غیر خاموشی ندیدم هیچ درمانی دگر
هوش مصنوعی: درد نداشتن آگاهی و دانش برای «نظیری» بسیار سخت و غیرقابل تحمل است و جز سکوت هیچ راهحلی برای درمان آن ندیدهام.