برگردان به زبان ساده
چشمش به راهی می رود مژگان نمناکش نگر
در سینه دارد آتشی پیراهن چاکش نگر
هوش مصنوعی: چشمان او همیشه در انتظار هستند و مژگانش نمناک و زیباست. در دلش آتشی وجود دارد و پیراهنش بر اثر این炎ت، چاک خورده است.
دامی که زلف انداخته در گردن سیمینش بین
خونی که مژگان ریخته بر دامن پاکش نگر
هوش مصنوعی: نگاهی به دامی که زلفهایش را در گردن دختر سیمین انداخته، بینداز و ببین چگونه مژگانش خون میریزد بر دامن پاکش.
شرم از میان برخاسته مهر از دهان برداشته
گفتار بی ترسش ببین رفتار بی باکش نگر
هوش مصنوعی: شعور و حضور شرم کنار رفته و عشق دیگر از زبانش رخت بر بسته است. حرفهای بیپروا و بدون ترس او را ببین و به رفتار بیباگش توجه کن.
قصد فریبی می کند، سوی غزالی می چمد
آن چشم آهوگیر را باز زلف پیچانش نگر
هوش مصنوعی: چشمی که مانند آهو است، در حال فریب و نیرنگ است و به سمت غزالی میچمد. این چشم به زلفهای پیچیده و جذاب او خیره شده است.
از کوی معشوق آمده شوریدگان در حلقه اش
از صید آهو می رسد شیران به فتراکش نگر
هوش مصنوعی: شوریدگان از کوی محبوب به دور همGather شدهاند و از شکار آهو، شیران به دام تو نگاه میکنند.
دل برده در دل باختن معشوق عاشق پیشه بین
بگرفته در انداختن بازوی چالاکش نگر
هوش مصنوعی: عاشق دیدهایم که معشوقش دل او را برده و خود نیز از دل خود به او باخته است. او را میبینیم که در حال کشیدن و بازی کردن با بازوی نرم و چابک معشوقش است.
وحشی غزالی کز صبا رم در بیابان می خورد
رام «نظیری » می شود در هوش و ادراکش نگر
هوش مصنوعی: غزال وحشی که از وزش نسیم فرار کرده است، در بیابان آرام میگیرد و اگر به او دقت کنی، در فهم و درکش تغییراتی به وجود میآید.