برگردان به زبان ساده
شب فغان را به در خلوت او باری بود
ناله برچید اگر در دلش آزاری بود
هوش مصنوعی: در شب، ناله و فغان به خاطر درد و رنجی که در دل دارد، در خلوت خود به گوش میرسد، اما اگر در دلش آزردهخاطر است، آن را در سکوت خود پنهان میکند.
شورش و عربدهای در شب آن زلف نبود
بخت من بود اگر فتنه بیداری بود
هوش مصنوعی: در شب که زلف معشوق در هم پیچیده بود، اگرچه شور و هیاهو وجود داشت، اما بخت من در آن لحظه بر وفق مراد نبود و اگر بیداری و آگاهیای وجود میداشت، حوادث بهتری برای من رقم میخورد.
خویشتن را به دم سحر بر او می بستم
هر سر موی مرا با رخ و قد کاری بود
هوش مصنوعی: در صبحگاهان خود را به زیبایی او میسپردم و هر رشته مویم با چهره و قامت او پیوند داشت.
نه غم مدعیان بود نه آشوب ندیم
گل بی خار مگو گلشن بی خاری بود
هوش مصنوعی: نه نگرانی از مدعیان داشت و نه بینظمی و آشفتگی، گل بدون خار را نگو که گلشن بدون خاری بود.
مصر ویران دلم را ز بس آمد شد او
یوسفی بر سر هر کوچه و بازاری بود
هوش مصنوعی: دل من به شدت خراب و ویران شده است، به حدی که مانند یوسف، در هر کوچه و خیابانی، وجودش حس میشود.
بر دل خسته من بود نگاهش هرچند
هر طرف جان به کف استاده خریداری بود
هوش مصنوعی: نگاه او بر دل خستهام تاثیر دارد، هرچند در هر سو، جانم در خطر است و افرادی آمادهاند که مرا بخرند.
حسن و حیرت به هم افشای غرض می کردند
نه غم پرسش و نی زحمت گفتاری بود
هوش مصنوعی: زیبایی و شگفتی به طور پنهانی هدفی را در میان میکشیدند و نه غمی برای پرسش وجود داشت و نه نیازی به زحمت در سخن گفتن بود.
در وصالش اگر از من نفسی باقی بود
آن نفس بر دل من حلقه زناری بود
هوش مصنوعی: اگر در وصال او چیزی از جان من باقی بماند، آن جان همچون حلقهی زنجیری بر دل من خواهد بود.
این همه لاف که در قرب «نظیری » می زد
دیدمش بر سر آن کوی عجب خواری بود
هوش مصنوعی: افرادی که به خود میبالند و از خودشان میگویند، وقتی در واقعیت با آنها روبرو شدم، متوجه شدم که در مکانهای خاص، بسیار خرد و ذلیل هستند.