برگردان به زبان ساده
درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
اثر ز مهر و خط این کهن قباله نماند
هوش مصنوعی: در این نوشتهی سفید، نه نشانی از سرنوشت باقی مانده و نه اثری از مهر و امضای این سند قدیمی باقی است.
هزار قرن برین قصر قیروان بگذشت
مسایل و حکم و دفتر و رساله نماند
هوش مصنوعی: هزار سال از این قصر بزرگ و باشکوه گذشته است، اما دیگر موضوعات، احکام، نوشتهها و متون علمی باقی نماندهاند.
ز باب رحم و مروت نشان چه می جویی
ازین مقوله حکایت درین مقاله نماند
هوش مصنوعی: در اینجا به کسی گفته میشود که از صفات نیکو و انسانیت چرا در پی نشانهای هستی، چون در این نوشته مبحثی دربارهاش وجود ندارد.
ز بس مرور زمان منفعت ز اشیا رفت
خواص مهر گیای هزار ساله نماند
هوش مصنوعی: به دلیل گذر زمان، فائدة و خاصیت بسیاری از چیزها از بین رفته است و دیگر ویژگیهای ارزشمند گیاهان کهن سال نیز باقی نمانده است.
هر آنچه صاف قدح بود محرمان خوردند
بغیر دردی می در ته پیاله نماند
هوش مصنوعی: هر چیزی که از شراب صاف و زلال بوده، مخصوص دوستان و نزدیکان نوشیده شده است و بدون اینکه دردی در دل داشته باشند، در انتهای پیاله هیچ نشانهای از شراب نمانده است.
مجوی رحم ازین گرگ ماه کنعان در
که ششتری کله و مشتری کلاله نماند
هوش مصنوعی: به دنبال ترحم و رحم از این گرگ ماه کنعان نباش، زیرا دیگر نه ششتری (سیاره مشتری) برای تو باقی مانده و نه کلالهای (هالهای از نور) از آن.
شکوه حشمت پرویز و حسن شیرین رفت
مه تمام فلک شد نزار و هاله نماند
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت پرویز و زیبایی حسن شیرین از بین رفت، به طوری که تمام آسمان پژمرده و بیحال شد و هیچ اثری از زیبایی باقی نماند.
ز جنس خویش همه صید می کند ایام
ز سبزه زار فلک غیر یک غزاله نماند
هوش مصنوعی: روزگار، همه چیز را از جنس خود میگیرد و در این دنیای پر از چمن و سبزه، جز یک غزال، چیزی باقی نمانده است.
زمین گداخته آتشین عذارانست
کجاست خاک که داغی به روی لاله نماند
هوش مصنوعی: زمین داغ و سوزان، جایگاه محرومانی است که در جستجوی آرامش هستند. کجا میتوان خاکی پیدا کرد که دیگر روی گل لاله داغ نداشته باشد؟
نواله حصه تن پروران «نظیری » شد
بیا که قسمت ما و تو غیر ناله نماند
هوش مصنوعی: زندگی ما را به گونهای رقم زدهاند که جز غم و ناله نصیبی از آن نداریم؛ بنابراین بیایید برای تغییر این وضعیت تلاش کنیم.