برگردان به زبان ساده
تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
گدا هنگام مردن پادشاهی آرزو دارد
هوش مصنوعی: تو به راه خود ادامه میدهی و دل من از شادی و شوق صحبت با تو پر شده است. مانند یک گدا که در لحظههای آخر زندگیاش آرزوی رسیدن به مقام و رفعت پادشاهی را دارد.
تو شمع بزم هرکس گشته ای صحبت غنیمت دان
که این پروانه هم با گوشه یی تاریک خو دارد
هوش مصنوعی: تو در زندگی هر کسی روشنایی بخش و جلب توجه کرده ای، پس از این لذت ببَر و بدان که این پروانه هم به گوشهای تاریک و آرامش نیاز دارد.
حرارت از برای گرمیم بسیار می باید
دل چون مومم از سختی جدل با سنگ و رو دارد
هوش مصنوعی: برای اینکه گرم شوم، نیاز به حرارت زیادی دارم، زیرا دلم مثل موم است که از شدت جدل و سختی سنگ آسیب میبیند و به سختی میتواند در برابر آن مقاومت کند.
کدامم مجلس و سامان که می خوردن به یاد آرم
چراغ تیره یی دارم که مردن آرزو دارد
هوش مصنوعی: کدام یک از مجالس و نظمهایی که با آنها در گذشته خوش گذراندهام را به یاد بیاورم؟ اکنون دلم تنگ است و مانند شمعی خاموش و بینور شدهام که فقط آرزوی مرگ را دارد.
به بدمستی سزد گر متهم سازد مرا ساقی
هنوز از باده پارینه ام پیمانه بو دارد
هوش مصنوعی: اگر من را به خاطر مستیام متهم کند، عیبی ندارد؛ چون ساقی هنوز بوی شراب کهنهای را از من احساس میکند.
سزد گر باغبان درهای باغ از ناز بگشاید
که بلبل گشت مست و غنچه اش گل در گلو دارد
هوش مصنوعی: باغبان اگر به خاطر محبت و ناز، درهای باغ را باز کند خوب است، چرا که بلبل شاد و سرخوش شده و غنچهای که در دهان دارد به گل تبدیل شده است.
کدامین بود؟ جام لطف و کی دادی «نظیری » را
هنوز آن بسته لب آب غریبی در گلو دارد
هوش مصنوعی: کدامین لحظه بود که تو جام لطف را به من دادی؟ چرا هنوز آن غریبه با لب بسته، حسرت آب را در گلویش دارد؟