برگردان به زبان ساده
نگاهت چشم جادو برنتابد
فریب خال هندو برنتابد
هوش مصنوعی: نگاه تو چنان جذاب و فریبنده است که هیچ چشمی نمیتواند آن را تحمل کند و زیبایی خال هندو نیز نمیتواند تو را فریب دهد.
چو گل از تابشی برمی فروزی
مزاجت گرمی خو برنتابد
هوش مصنوعی: با تابش نور خورشید، مانند گلی که میشکفد، روح و مزاج تو نیز گرم و شاداب میشود و از این گرما لذت میبرد.
تعالی الله از آن لطف بناگوش
که بر تابیدن رو برنتابد
هوش مصنوعی: خداوند از آن ویژگیاش بسیار بلندمرتبه است که طاقت تحمل نور و زیبایی خود را ندارد.
چنان در دوستی توسن عنانی
که رخش طاقتت مو برنتابد
هوش مصنوعی: به گونهای در دوستی تو را کشاندهام که اسب نرینگی که بر آن سوارم، حتی در برابر سختیها تاب نیاورد و موهایش بیفتد.
صبا ترسان وزد سویت که ترسد
دماغت عکس گیسو برنتابد
هوش مصنوعی: نسیم ملایم به سمت تو میوزد، اما مواظب باش چون اگر بویی از موهایت در فضا پخش شود، ممکن است احساس ترس و اضطراب در تو ایجاد کند.
مزاج وحشیی داری که از دور
نگاه چشم آهو برنتابد
هوش مصنوعی: شما طبیعتی آزاد و بیپروا دارید که حتی چشم آهو از دور نگاه شما را نمیتواند تحمل کند.
ز بس وحشی غزالانت رمانند
دل شوریده ام هو برنتابد
هوش مصنوعی: به خاطر سرشت وحشی و آزاد غزالان تو، دل بیقرار من تاب تحمل این شوق را ندارد.
کلاه ناز نیک از سر نهادی
جبینت چین ابرو برنتابد
هوش مصنوعی: تو کلاهی زیبا بر سر داری، و چینهای جبینت به خاطر ابروهایت تحمل نمیکند.
خدنگ چشم زود از زه فکندی
کمانت زور بازو برنتابد
هوش مصنوعی: چشم تو مانند تیر به سرعت از کمان خارج میشود و قوای بازوی تو توانایی مقابله با آن را ندارد.
چو عزم بدعتی خویت نماید
عنان زان سو به این سو برنتابد
هوش مصنوعی: وقتی که نیت ابتکار و نوآوری در دل شما پیدا شود، هیچ قدرتی نمیتواند شما را از رسیدن به هدفتان بازبدارد.
به قهر و ناز تو گردن نهادیم
که سر از صولجان گو برنتابد
هوش مصنوعی: ما به خاطر خشم و زیباییات تسلیم شدیم، زیرا که سر از فرمان تو برنمیآوریم.
چو آید در بیان کلک «نظیری »
لآلی تار صد تو برنتابد
هوش مصنوعی: زمانی که قلم «نظیری» شروع به بیان افکارش میکند، مانند جواهرهای تاریک نمیتواند صدای تو را تحمل کند.