برگردان به زبان ساده
باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
شاخ گل منبر نهد بلبل خطابت سر کند
هوش مصنوعی: نرگس در باغ گلستان، مانند یک زیبایی بینظیر جلوهگر میشود و بلبل با صدای خوش خود، از او پرستش و ستایش میکند.
غنچه گردد سبز مغفر سبزه زنگاری قبا
روز عرض آمد که هرکس برد خود دربر کند
هوش مصنوعی: غنچه به سرسبزی و زیبایی میرسد و سبزپوشی به رنگ زنگاری به خود میگیرد. روزی که فرصتی پیش میآید، هر کس باید خوب خود را نشان دهد و از خود دفاع کند.
از گل مستان بروید تاک می شوریده وار
لاله خونین ز خاک کشتگان سر برکند
هوش مصنوعی: از باغ بیداد، انگورهای مست به همراه لالههای خونین از خاک شهیدان سر برآوردهاند.
حسن گل برقی به بستان افکند کز تاب آن
بلبل شوریده را همرنگ خاکستر کند
هوش مصنوعی: نزیبایی و زیبایی گلبرقی در باغ چنان تأثیری دارد که بلبلهای عاشق را به حالت بیتابی و افسردگی میکشاند و آنها را به رنگ خاکستر در میآورد.
جلوه شورانگیز باشد هر که آید در سماع
باده عطرآمیز گردد هرکه در ساغر کند
هوش مصنوعی: هر کسی که در حال رقص و شوق وارد شود، جلوهای دلانگیز دارد. و هر کسی که در جامی بنوشد، عطر خاصی میگیرد.
ترسم از مخموری ساقی که هنگام صبوح
صبح را گم از فروغ لاله احمر کند
هوش مصنوعی: میترسم از مستی شرابریز که در زمان صبح، زیباییهای روشنایی صبح را با رنگ قرمز گل لاله از دست بدهد.
بر تن رنجور سودایی وزد باد بهار
استخوان را مومیایی مغز را عنبر کند
هوش مصنوعی: بادی لطیف و بهاری بر تن ضعیف و بیمار میوزد و باعث میشود که استخوانها دوباره جوان و نرم شوند و مغز به حالت شاداب و خوشبو درآید.
صبحدم دامن گشاید حله عطرآگین شود
از گل اخگر برفروزد غنچه را مجمر کند
هوش مصنوعی: صبح که میرسد، دامن طبیعت مثل چادری خوشبو باز میشود و عطر گلها در فضا پخش میشود. در این بین، غنچهها با شعلههای عشق شکوفا میشوند و به آرامی روشن میگردند.
سنبل اسرار می روید که از راز زمین
هرچه گوید ابر در گوش زمین باور کند
هوش مصنوعی: سنبل به عنوان نماد راز و رموز، از زمین میروید و ابر هر چه را که درباره رمز و راز زمین میگوید، به گوش زمین میسپارد و به آن ایمان میآورد.
در روانی گوییا طبع «نظیری » شد چنان
کانچه آید در ضمیرش ثبت در دفتر کند
هوش مصنوعی: شاعر از احساسات و تفکرات خود به نحوی پیوسته و روان نوشته است، گویی که ذوق و طبع او به حدی رسیده که آنچه در دلش میگذرد، به راحتی به کلمات تبدیل میشود و همه افکارش را به مانند ثبت در دفتر، بیان میکند.