برگردان به زبان ساده
در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد
صد کلید آورد بخت و قفل این در وانشد
هوش مصنوعی: زمانی که در را بر روی لذت و شادی بستیم، دیگر هیچ کلیدی نتوانست بخت و خوششانسی ما را به آن در باز کند.
در گریبانی که غم آویخت کمتر شد درست
خوش دلی کم دوخت جیبی را که یک سر وانشد
هوش مصنوعی: در شرایطی که غم و اندوه غالب است، خوشدلی و شادی کمتر به دست میآید. زمانی که کسی در غم است، نمیتواند به خوبی دست به کار شود و در واقع تلاش برای خوشحالی بینتیجه خواهد بود.
تا غم از ویرانه ما راه آمد شد گشود
دیده شمع امید ما ز صرصر وانشد
هوش مصنوعی: زمانی که غم از دل ویران ما دور شد، بر افق زندگی ما نور امید تابید و چشمان ما بر دلایلی خوشایند گشوده شد و از سردی و تنگنا رها شدیم.
همچنان مکتوب ناکامی به هم پیچیده ماند
نامه سربسته ما هیچ جا سر وانشد
هوش مصنوعی: نامهای که حاکی از ناکامیهایمان است، همچنان بسته و بدون هیچ جایی برای باز شدن در دست ما باقی مانده است.
سعی کردم تا مگر از عشق پردازم دلی
قطره خونابه ای از روی اخگر وانشد
هوش مصنوعی: سعی کردم که از عشق سخن بگویم، اما دلی داغ و پر از درد و رنج داشت که نمیتوانست به راحتی صحبت کند و از آن حالت رها شود.
اضطراب از بهر جان بردن بسی پروانه کرد
پیچ و تاب شعله اش از بال و از پر وانشد
هوش مصنوعی: اضطراب و نگرانی باعث شد که پروانه به دور شعله بچرخد و از شدت ترس و هیجانش، بال و پر خود را نتواند کنترل کند و نتواند از آتش دور شود.
آن که شب خواب «نظیری » را به افسون بست بست
هیچ کار بسته او زان فسونگر وانشد
هوش مصنوعی: کسی که شب، خواب «نظیری» را با جادو و فریب میسازد، هیچگاه نتوانست از تاثیر آن جادوگری آزاد شود.