برگردان به زبان ساده
بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
آن زمان درگاه بشناسی که صدرت جا شود
هوش مصنوعی: زمانی که در این در باز شود و تو به پشت سر خود نگاه نکنی، میتوانی ببینی که وقتی خودت را در این در باز مییابی، به آنچه که میخواهی دست پیدا کردهای.
آن که او در کلبه احزان پسر گم کرد یافت
تو که چیزی گم نکردی از کجا پیدا شود
هوش مصنوعی: هر کسی که در کلبهی غم و اندوه خود چیزی را گم کرده، در نهایت آن را پیدا میکند. اما تو که هیچ چیزی برای گم کردن نداری، چگونه میخواهی چیزی بیابی؟
دوست دارد از غریبان ناله بیچارگی
عشق می خواهد که کشتی غرق در دریا شود
هوش مصنوعی: دوست دارد که غریبان صداي نالههای عاشقانه را بشنوند و از عشق، درد و رنجی را بخواهد که باعث شود کشتیاش در دریا غرق شود.
هرکه می خواهد که منشور خراباتش دهند
باید اول خانمان برهم زن و رسوا شود
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد در فضای خراباتی و شرابخواری وارد شود و از لذتهای آن بهرهمند شود، ابتدا باید تمام اعتبار و آبرو خود را از دست بدهد و دچار رسوایی شود.
زو همه خوبی زما زشتی همانا لایق است
پرده ما بسته ماند پرده او واشود
هوش مصنوعی: از تمام خوبیها و زیباییهایی که در وجود ماست، زشتیها هم وجود دارد که به نوعی شایسته است. پردهی حجاب ما همچنان بسته است، اما پردهی وجود او برداشته شده است.
شد بهار عمر و ناپخته است انگورم هنوز
نیست معلومم که آخر سرکه یا صهبا شود
هوش مصنوعی: بهار زندگیام فرا رسیده، اما هنوز انگورم نارس و نپخته است. نمیدانم در نهایت به ترشی تبدیل میشوم یا به شراب دلچسب.
عمره آن کو برآرم، پایم ار آید به کار
حلقه آن دربگیرم دستم ار گیرا شود
هوش مصنوعی: زندگیام را صرف میکنم تا زمانی که بتوانم پاهایم را به حرکت درآورم و اگر به آن حلقه نزدیک شوم، دستم را در آن بگذارم.
کم «نظیری » راست بر جایی نظر افگنده ام
وای اگر روز جزا چشم و دلم گویا شود
هوش مصنوعی: در جایی قرار گرفتهام که کم کسی مانند آن را دیده است و اگر روز قیامت چشمانم و دلم روشن شود، وای بر من!