برگردان به زبان ساده
باز دل جایی گل دیوانگی بو کرده است
دیده ام از گریه آبی تازه در جو کرده است
هوش مصنوعی: دل به جایی خوشبختی و شور زندگی نگاه کرده و من دیدهام که از اشکهایش، آبی تازه در جوی واریز شده است.
خاطری دارم چنان کز نوبهار دوستی
صد گلستانم پدید از هر بن مو کرده است
هوش مصنوعی: من یاد و خاطرهای دارم که مانند بهار دوستی، صد گلستان در دلم جوانه زده است؛ آن هم به خاطر گیسوانی که از هر سو دورم را پر کرده است.
از چراغ وصل دل را نور ده کان جان تست
ورنه با تاریکی هجران نظر خو کرده است
هوش مصنوعی: از روشنایی عشق خود، دل را روشن کن؛ چون جان توست که در آن نهفته است. وگرنه دل در تاریکی جدایی عادت کرده است.
این تویی دمساز و حرف ماست چندین دلپذیر
عشق را نازم که موم از آهن و رو کرده است
هوش مصنوعی: این تویی که به من نزدیک هستی و سخن ما همین است، که عشق را بسیار دلپذیر مییابم، مثل مومی که از آهن نرمتر و شکلپذیرتر شده است.
هرکه جز خود دید با من آشنا بیگانه ساخت
عشق تو با دشمن و با دوست یک رو کرده است
هوش مصنوعی: هر کس که غیر از خود را ببیند، من را با او آشنا کرده و حالا بیگانه ساخته است. عشق تو به گونهای است که به دشمن و دوست هر دو یکسان نظر دارد.
دست و دل بشکن که اینجا عاجزی آید به کار
این کمان را چاشنی کی زور بازو کرده است؟
هوش مصنوعی: برای اینکه به موفقیت برسی، باید از خودت گذشت و تلاش کنی. در این کار، قدرت بدنی و زور به تنهایی کافی نیست و گاهی نیاز به تدبیر و عزم راسخ داری.
در مراد ما «نظیری » یاریت کاری نکرد
برهمن زین به دعا در کار هندو کرده است
هوش مصنوعی: در خواستهی ما، یاری تو هیچ تأثیری نداشت، اما برهمن از دعاهایش در کار هندو تأثیر گذاشته است.