برگردان به زبان ساده
زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
علاج شکوه عاشق بجز شنیدن نیست
هوش مصنوعی: زبان ما به طعنه زدن محدود نیست و تنها راه درمان دلنالههای عاشق، گوش دادن به آنهاست.
ز بس که گشتهام از درد انتظار ضعیف
نگاه را به رخت قوت رسیدن نیست
هوش مصنوعی: به خاطر درد و انتظار زیاد، چنان ضعیف شدم که دیگر نتوانم به چشمانت امید داشته باشم که زمانی به من برسی.
چنان که خانه زندانیان فرود آید
شکسته جان قفس و جرئت پریدن نیست
هوش مصنوعی: چنان که زندانیان در خانهای محبوس میشوند، روح شکننده و آسیبدیده مانند قفسی است که دیگر جرئت پرواز ندارد.
ز بی تعلقی خویشتن به این شادم
که جان سپردن اگر هست دل طپیدن نیست
هوش مصنوعی: از بیتعلق بودن به خود خوشحالم؛ زیرا اگر مرگ وجود داشته باشد، پس دیگر دلتپش و احساس وجود ندارد.
به هجر و وصل و ملال و نشاط گریه کنم
در آن دلی که طلب هست آرمیدن نیست
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی و وصال، افسردگی و شادی، گریه میکنم. در دلی که همیشه در جستجوی محبت است، آرامش وجود ندارد.
ز تار زلف تو زنار بر میان دارم
بیا که مصلحت پیرهن دریدن نیست
هوش مصنوعی: از پیچ و تاب موهای تو، نوار محکم و زیبایی به دور خود دارم. بیا که در این لحظه، پاره کردن پیراهن به سودم نیست.
گرفته طبع «نظیری» سؤال از او مکنید
درخت گل نشکفتهست و وقت چیدن نیست
هوش مصنوعی: طبع «نظیری» در حالتی است که از شما چیزی نمیخواهد بپرسید؛ زیرا درخت گل هنوز شکوفه نزده و زمان برداشت آن فرا نرسیده است.