برگردان به زبان ساده
عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
صبح امید و شب وصل در ایام تو نیست
هوش مصنوعی: عشق به خواسته و آرزوی دل تو پاسخ نمیدهد، نه صبحی از امید و نه شبی از وصال در روزگارت وجود دارد.
خوانده ام دفتر پیمان وفا حرف به حرف
نام خوبان همه ثبت است همین نام تو نیست
هوش مصنوعی: من دفتر پیمان وفا را خط به خط خواندهام و نام نیکان همه در آن ثبت شده، اما نام تو در آن نیست.
من دل شیفته آزار نمی دانم چیست
که ز خویشم خبر از لذت دشنام تو نیست
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه نوع آزاری دل شیفته را آزار میدهد، چون از خودم خبر ندارم و از لذت دشنام تو بیخبرم.
آب حیوان نخورد صید تو از لذت تیغ
جان به حسرت دهد آن مرغ که در دام تو نیست
هوش مصنوعی: اگر آب حیات به مرغی نرسد، شکار تو تنها به خاطر لذت زخمهایش باعث حسرت میشود، آن مرغی که در دام تو نیست.
آتشم در سر و سامان به چه تدبیر زدی؟
یک سر مو چو مرا نیست که خود رام تو نیست
هوش مصنوعی: آتش من به جان و زندگیام میزند، تو چه تدبیری برای این وضعیت اندیشیدهای؟ من چیزی جز یک تار مو نیستم که به خاطر خودم نیز تحت کنترل تو نیستم.
آخر ای در گرامی ز کدام آب و گلی
هیچ دل نیست که پرورده اکرام تو نیست
هوش مصنوعی: ای عزیز و گرامی، از کدام سرزمین و کدام ویژگی ساخته شدهای که هیچ دلی نیست که از محبت و بزرگمنشی تو شکل نگرفته باشد؟
به برازندگی قامت موزون نازم
یک قبا نیست که شایسته اندام تو نیست
هوش مصنوعی: زیبایی و تناسب قامت تو آنقدر خاص و مثالزدنی است که هیچ لباسی نمیتواند به شایستگی نمایشگر آن باشد.
باش در دوستی از خویش «نظیری » نومید
که ز آغاز تو پایندهتر، انجام تو نیست
هوش مصنوعی: در دوستی از کسی چون «نظیری» ناامید باش، زیرا از آغاز تو پایدارتر نیست و پایان تو به هیچ وجه نمیتواند به مانند آن باشد.