رباعیات
نسیمی
»
دیوان اشعار فارسی
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : ای نفحه روحپرور باد صبا
شمارهٔ ۲ : ای وعده بسی داده و ناکرده وفا
شمارهٔ ۳ : ای عارف سر من عرف در اسما
شمارهٔ ۴ : ساقی برو و مده شرابم امشب
شمارهٔ ۵ : در عین علی سر الهی پیداست
شمارهٔ ۶ : بینی تو هیات الف دارد راست
شمارهٔ ۷ : دینم (به) محمد و علی هست درست
شمارهٔ ۸ : اسرار خدا به نزد آدم حرف است
شمارهٔ ۹ : فرقان رخت که فرق فرقان بشکست
شمارهٔ ۱۰ : بیخ شجر قدس مرا در جان است
شمارهٔ ۱۱ : آن نقطه که نکته ای در او پنهان است
شمارهٔ ۱۲ : من مظهر نطق و نطق حق ذات من است
شمارهٔ ۱۳ : طوف سر کوی یار طاعات من است
شمارهٔ ۱۴ : آنم که خدای محض در پشت من است
شمارهٔ ۱۵ : آنم که جهان چو حلقه در مشت من است
شمارهٔ ۱۶ : ذرات جهان روشن از انوار من است
شمارهٔ ۱۷ : آیینه جم عبارت از روی من است
شمارهٔ ۱۸ : الله ز حال بندگان آگاه است
شمارهٔ ۱۹ : هر وصف که در شان کلام الله است
شمارهٔ ۲۰ : در قاعده شریعت آگاه نبی است
شمارهٔ ۲۱ : خاصیت آن که در کلام ازلی است
شمارهٔ ۲۲ : در دایره وجود موجود علی است
شمارهٔ ۲۳ : موصوف صفات قل هو الله علی است
شمارهٔ ۲۴ : در مملکت فضل خدا، شاه ولی است
شمارهٔ ۲۵ : آن علم که از ذات خدا منفک نیست
شمارهٔ ۲۶ : دانستن ذات واجب امکان تو نیست
شمارهٔ ۲۷ : تا می نشنوی ز خویشتن واحد و فرد
شمارهٔ ۲۸ : چون هستی ما ز کاف و نون پیدا شد
شمارهٔ ۲۹ : حرفی ز میان کاف و نون پیدا شد
شمارهٔ ۳۰ : از عین علی عین همه پیدا شد
شمارهٔ ۳۱ : حرفی است حقیقتی که ذاتش خوانند
شمارهٔ ۳۲ : ای ذات تو سر دفتر اسرار وجود
شمارهٔ ۳۳ : ای عشق تو سر دفتر اسرار وجود
شمارهٔ ۳۴ : ای عشق تو کرده کشف اسرار وجود
شمارهٔ ۳۵ : از خاک و ز آب آدم و بود و وجود
شمارهٔ ۳۶ - بالبداهه هنگام زردی چهرهاش بر اثر کندن پوست وی : آن دم که اجل برابر مرد شود
شمارهٔ ۳۷ : تا باب دلم به نقطه بی بگشود
شمارهٔ ۳۸ : رفتم به کنشت گبر و ترسا و یهود
شمارهٔ ۳۹ : (تا) آتش فقر بر تو داغی ننهد
شمارهٔ ۴۰ : گر حرف به تو جمال خود بنماید
شمارهٔ ۴۱ : ای خلق جهان به جملگی بشتابید
شمارهٔ ۴۲ : ای فاتحه روی تو قرآن مجید
شمارهٔ ۴۳ : آن سی و دو خط وجه آدم چو ندید
شمارهٔ ۴۴ : خیاط ازل چو جامه جان ببرید
شمارهٔ ۴۵ : بی درد دلی کسی به درمان نرسید
شمارهٔ ۴۶ : این کاسه چو کوزه نبات است نگر
شمارهٔ ۴۷ : استاد در این کاسه چو بنمود هنر
شمارهٔ ۴۸ : خورشید سمای معرفت کرد ظهور
شمارهٔ ۴۹ : نقاش ازل چو نقش بندی آغاز
شمارهٔ ۵۰ : ای مانده تو بر کنار جویای وسط
شمارهٔ ۵۱ : ذاتی که عبارت است از سی و دو حرف
شمارهٔ ۵۲ : خواهی که بیابی از همه چیز وقوف
شمارهٔ ۵۳ : ای روی تو هفت مصحف صانع پاک
شمارهٔ ۵۴ : از خال و خط تو، ای بت بی خط و خال
شمارهٔ ۵۵ : چون غنچه گل خنده زنانی، ای دل
شمارهٔ ۵۶ : کی گشت مجرد از مجرد حاصل
شمارهٔ ۵۷ : چون من ز صفت به ذات وصلت کردم
شمارهٔ ۵۸ : من نور تو در جبه ازرق دیدم
شمارهٔ ۵۹ : من مستی باده از سبو می بینم
شمارهٔ ۶۰ : من ذکر تو از مرغ چمن می شنوم
شمارهٔ ۶۱ : من بوی تو از گل و سمن می شنوم
شمارهٔ ۶۲ : در قبضه فضل حق امانت بودیم
شمارهٔ ۶۳ : هم مظهر علم لایزالی ماییم
شمارهٔ ۶۴ : مفتاح در گنج معانی ماییم
شمارهٔ ۶۵ : ای روی تو مصحف حیات دل و جان
شمارهٔ ۶۶ : خورشید ازل بتافت از روزن تن
شمارهٔ ۶۷ : بسیار بگردید و بگردد گردون
شمارهٔ ۶۸ : ای ختم همه امام گردیده چو نون
شمارهٔ ۶۹ : این کرسی چارپایه جسم ببین
شمارهٔ ۷۰ : دلبر چو به تیغ دست می یازد بین
شمارهٔ ۷۱ : ای آیت نور، پرتو غبغب تو
شمارهٔ ۷۲ : یاقوت لبا! لعل بدخشانی کو؟
شمارهٔ ۷۳ : خواهی که به سرچشمه جان یابی راه
شمارهٔ ۷۴ - ستایش فضلالله نعیمی : بنمود جمال ذات از روی چو ماه
شمارهٔ ۷۵ : ای روی تو کشف صورت حق کرده
شمارهٔ ۷۶ : ای زلف تو حلقه بر رخ ماه زده
شمارهٔ ۷۷ : ای روی تو گلبن گلستان همه
شمارهٔ ۷۸ : ای آن که تو پیوسته خدا می طلبی
شمارهٔ ۷۹ : در دار وجود گشت دیار علی
شمارهٔ ۸۰ - ستایش فضلالله نعیمی : خواهی که شراب اولیا نوش کنی
شمارهٔ ۸۱ : واقف به خدا ز بی وقوفی نشوی
شمارهٔ ۸۲ : تا عارف ذات لامکانی نشوی
شمارهٔ ۸۳ : ای آن که تو تن را به سفالی ننهی
شمارهٔ ۸۴ : آن حرف که آن اصل کتاب است تویی
شمارهٔ ۸۵ : آن نقطه که مرکز جهان است تویی