برگردان به زبان ساده
تو را میهمانی کنم گرز و تیغ
به تو تیر بارم چو باران ز میغ
هوش مصنوعی: من برای تو جشنی برپا میکنم، و در این جشن با شمشیر و تیغ از آسمان همچون باران به تو حمله میکنم.
چو کاهو از آن جایگه گشت باز
به تیزی بپیمود راه دراز
هوش مصنوعی: با گیاه کاهو که از مکان خود بازمیگردد، به سرعت راه طولانی را طی میکند.
طورگ دلاور برآراست کار
سپه را به هامون کشید از حصار
هوش مصنوعی: سربازان دلاور به طرز زیبایی آماده شدهاند و کار سپاه را به سمت هامون (دشتهای وسیع) کشاندهاند و از حصارها خارج کردهاند.
همان ساز و آیین ابا بوق و کوس
برون برد و شد دشت چون آبنوس
هوش مصنوعی: ساز و آیینی که همواره با صدای بوق و کوس همراه است، به طور شگفتانگیزی دشت را مانند درختان آبنوس زینت میدهد.
یکی لشکر آمد به هامون ز کوه
که شد گاو ماهی ز جنبش ستوه
هوش مصنوعی: گروهی از سربازان از کوه به دشت هامون آمدند، که در نتیجه این حرکت، گاو ماهی از شدت ترس و حرکت دچار وحشت شده است.
شد از سم اسپان دل کوه چاک
پراکنده شد بر رخ شید خاک
هوش مصنوعی: دل کوه از سم اسبان شکست و غباری بر چهره زمین نشسته است.
چنان شد ز گرد سپه روی آب
که در وی تکاور دویدی به تاب
هوش مصنوعی: آب چنان به هم خورده و مضطرب شده بود که گویی از دور، دویدن و تاب خوردن چیزی را در خود نشان میداد.
ز آواز گردان در آن کوه و دشت
شهنشاه انجم دلش خیره گشت
هوش مصنوعی: صدای نوازندگان در کوهها و دشتها باعث شد تا دل پادشاه ستارهها مجذوب شود.
ز صحرا به تندی گذر کرد و رفت
بپیچید سوی فرامرز تفت
هوش مصنوعی: او با سرعت از دشت گذشت و به سمت فرامرز پیچید و رفت.
وز آن سو چو کاهو بیامد دوان
به نزد فرامرز روشن روان
هوش مصنوعی: از آن طرف، همچون کاهو، به سرعت به سوی فرامرز روشن روان آمد.
یکایک بر پهلوان بزرگ
بگفت آنچه بشنیده بود از طورگ
هوش مصنوعی: هر یک از افراد به پهلوان بزرگ گفتند آنچه را که از طورگ شنیده بودند.
سپهبد ز دشمن چو نزدیک شد
جهان چون شب تیره تاریک شد
هوش مصنوعی: وقتی سپهبد به دشمن نزدیک شد، دنیا مانند یک شب تاریک و بینور شد.
بفرمود تا بر لب جویبار
فرود آید آن لشکر نامدار
هوش مصنوعی: فرمان داد که آن لشکر معروف به کنار جویبار بیاید.
سراپرده پهلوان گزین
کشیدند بر دشت توران زمین
هوش مصنوعی: پرچم و نشانه قهرمان را بر روی دشت توران نصب کردند.
چو منزل بکردند شب تنگ بود
میان دو لشکر دو فرسنگ بود
هوش مصنوعی: وقتی که شب فرارسید، فاصله بین دو لشکر دو فرسنگ بود و این فاصله برای برقراری ارتباط یا حرکت در آن شب دشوار و تنگ به نظر میرسید.
شبی بود تیره تر از آبنوس
ستاره فروزنده چون سند روس
هوش مصنوعی: شبی بود تاریکتر از چوب سیاه، اما ستارهای درخشان مانند سنگ جواهر روشنایی میبخشید.
طلایه بفرمود تا گرد دشت
همی از پی پاس لشکر گذشت
هوش مصنوعی: طلایه به فرماندهی فرستاده شد تا دور تا دور دشت را بگردد و از پی پاسبانی و مراقبت بر لشکر بیفتد.
سواران ترکان خبر یافتند
به سوی سپهدار بشتافتند
هوش مصنوعی: سواران ترک متوجه شدند و به سمت فرمانده خود راهی شدند.
بگفتند با شیر جنگی طورگ
که آمد فرامرز گرد سترگ
هوش مصنوعی: گفتند که اگر شیر جنگی به میدان بیاید، فرامرز با قامت بزرگش به سمت او میرود.
همانا که از ما ندارد خبر
فرود آمدست اندر آن دشت و در
هوش مصنوعی: بیگمان، ما از وضعیت و خبری که در آن دشت و در آنجا رخ داده، اطلاعی نداریم.
سزد گر بر ایشان شبیخون کنیم
کیان را به رنگ طبرخون کنیم
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به آنها حمله کنیم، سزاوار است، چون میتوانیم آنها را به رنگی تازه و نیکو درآوریم.
چنین گفت ناکار دیده طورگ
که ای مهتران و گوان سترگ
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر سخنی است که شخصی با تجربه و آگاه در برابر جمعی از افراد بزرگ و با نفوذ میگوید. او به آنها اشاره میکند و نشان میدهد که در موقعیتی قرار دارد که از نظر اجتماعی یا سیاسی اهمیت دارد.
هم اکنون بر ایشان بباید زدن
به خنجر دل و دیدشان از بدن
هوش مصنوعی: این لحظه باید با جدیت و شجاعت به آنها مقابله کنیم و نگاهشان را از دنیا و امور مادی قطع کنیم.