برگردان به زبان ساده
در این بود دستور کید بزرگ
که آمد فرستاده همچو گرگ
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به نقشه و فریب بزرگ است که فرستادهای مانند گرگ به سوی مردم آمده است. این فرد، به ظاهر بیخطر و شاید حتی دوستدار به نظر میرسد، اما در واقع نیت بدی دارد و در پی نیرنگ و ضعیف کردن دیگران است.
زنزدیک طهمور اروند شاه
سخن ها بسی گفت زان بارگاه
هوش مصنوعی: در کنار طهمورث شاه اروند، بسیار درباره آن کاخ سخنانی گفته شد.
که زنهار تا دل نپیچی ز درد
مکن جنگ و پیرامن بد مگرد
هوش مصنوعی: اینگونه بگو: مواظب باش که دلت را از دردها جدا نکن، و با مشکل و دشواریها جنگ نکن و اطرافت را آلوده نکن.
که خورشید با او نتابد به جنگ
سپهدار شیر و سپه چون پلنگ
هوش مصنوعی: خورشید هرگز با او نمیدرخشد، همانطور که جنگجویان دلاور، همانند پلنگ، در میدان نبرد به نبرد میپردازند.
بکشت و ببخشید مان سر به سر
کلاه و قبا داد و زرین کمر
هوش مصنوعی: او جان خود را فدای ما کرد و با کمال بخشش، برای ما بهترین لباس و کمربند زرین را فراهم آورد.
به شادی همه شب بدو می خوریم
ابا بربط و رود و رامشگریم
هوش مصنوعی: ما هر شب به خوشحالی به هم میپیوندیم و با موسیقی و آواز شاداب میمانیم.
گر او را بدین سان ببینی به بزم
بدانی که او با نه خوبست رزم
هوش مصنوعی: اگر او را به این شکل در مهمانی ببینی، متوجه میشوی که او در میدان جنگ هم با شجاعت و توانمندی حاضر است.
به پیش آی و خواهشگری پیشه کن
وز آن پیش کار وی اندیشه کن
هوش مصنوعی: به جلو بیا و خود را آماده خواهش کردن کن و قبل از هر چیز به کار او فکر کن.
دل پاکش از بد تهی است و جنگ
خرد دارد و مردی و هوش و سنگ
هوش مصنوعی: دل او خالی از هر گونه بدی است و در دلش جنگی میان خرد و شجاعت و هوش و استحکام وجود دارد.
گر او را چو نوشاد بندی کمر
همت گنج ماند همت تاج و زر
هوش مصنوعی: اگر او را مانند نوشاد به سختی و تلاش بکشی، همت و ارادهات به عنوان گنج و ثروت باقی میماند، و همت تو مانند تاج و زر خواهد درخشید.
وگر سر بپیچی در افتی به رنج
نه سرماند و تاج و نه تخت و گنج
هوش مصنوعی: اگر از راه راست منحرف شوی، به زحمت و درد دچار خواهی شد. در آن زمان نه سر، نه دیپلم، نه مقام و ثروتی برایت باقی نمیماند.
مکن رزم با پهلوان کم ستیز
که در دودمان افتدت رستخیز
هوش مصنوعی: با جنگیدن با یک جنگجوی قوی و ماهر، خود را در سختی و بحران قرار نده، چون ممکن است به عواقب بدی دچار شوی.
یکایک چو بشنید کید این پیام
به جا ماند شمشیرش اندر نیام
هوش مصنوعی: هر کس که این نقشه را شنید، متوجه شد که شمشیر خود را در نیام باقی گذاشت.
به خواهشگری مهتران را بخواند
در گنج بگشود و زر برفشاند
هوش مصنوعی: او به درخواست بزرگان نزدیک خود را دعوت کرد و در گنجینه را باز کرد و طلا بر روی آنان پاشید.
فرستاد زین گونه برگ بزرگ
به نزدیک آن پهلوان سترک
هوش مصنوعی: برگ بزرگی را به سوی آن جنگجوی بزرگ و نیرومند فرستادند.
ز دیبا و دینار و خز و حریر
زر و گوهر و مشک و تاج و سریر
هوش مصنوعی: از پارچههای گرانبها و سکههای طلا، از خز و حریر، و همچنین از جواهرات و خوشبوکنندهها، تاج و تخت.
به پیش اندرون پاک دستور شاه
بیامد بر پهلوان سپاه
هوش مصنوعی: شاه به آرامی و با نظم وارد شد و به پهلوانان سپاه نزدیک شد.
ز گردن کفن ها درآویخته
زنرگس به گل خون دل ریخته
هوش مصنوعی: زنرگس از گردن کفنها آویزان شده و گلهایش از خون دل ریخته شده است.
همه دل نهاده به خواهشگری
ز سر دور کرده یکایک سری
هوش مصنوعی: همه افراد تمام دلشان را به خواهش و تمنا سپردهاند و یکی یکی از سر و خیالات خود دور کردهاند.
فرامرز بخشید و بنواختشان
به نزدیک خود جایگه ساختشان
هوش مصنوعی: فرامرز به آنها رحم کرد و به مهربانی آنها را نزد خود آورد و برایشان جایی فراهم کرد.