برگردان به زبان ساده
برون رفت زان پس به جنگ سنور
نمودند آن جای او را ز دور
هوش مصنوعی: پس از آن، به جنگ رفتند و از دور، آن مکان را شناسایی کردند که او در آنجا بوده است.
خود و بیژن گیو با گستهم
برفتند گرگین میلاد هم
هوش مصنوعی: خود و بیژن گیو با همراه خود گستهم، به سمت گرگین میلاد رفتند.
بدان تیغ بالا سپاه انجمن
دلیران هندی همه تن به تن
هوش مصنوعی: در این مصراع به قدرت و شجاعت نیرومندانی اشاره دارد که با تیغِ برندهای آمادهی نبرد هستند و همه در یک صف و در کنار هم ایستادهاند. این افراد با دلیران هندی مقایسه شدهاند و نشاندهندهی اتحاد و ایستادگی آنها در برابر دشمن میباشد.
از آن مرغزاران چو دد بنگرید
چو رعد خروشان ز جا بردمید
هوش مصنوعی: وقتی که به آن دشتهای پر از سبزه و گل نگاه میکنم، حس میکنم همچون رعدی پر سر و صدا از جا کنده میشوم و به پرواز درمیآیم.
چو آتش بیامد سوی سرکشان
چو پیدا شد آن بَدرگ بَدنشان
هوش مصنوعی: وقتی آتش به سمت شورشیان آمد، بدی آنها به وضوح نمایان شد.
ز هر سو دلیران بر او تاختند
همه تیغ و نیزه برافراختند
هوش مصنوعی: دلیران از هر طرف به او حمله کردند و همه شمشیرها و نیزهها را بالا بردند.
فرومایه دد چون برآورد جوش
زمین شد پر از گرد و آمد خروش
هوش مصنوعی: وقتی موجودات پست و بیارزش خود را نشان میدهند، زمین پر از گرد و غبار میشود و صدای بلندی به گوش میرسد.
دلیران نخستین به تیر خدنگ
گرفتند و شد لعل چشم پلنگ
هوش مصنوعی: مردان شجاع ابتدا با تیر و کمان به سوی هدف حمله کردند و این عمل باعث شد که درخشندگی چشمان پلنگ نمایان شود.
ز پیکان تن پیل چون خسته شد
یکی لحظه زان تیزی آهسته شد
هوش مصنوعی: وقتی پیکان تیز بدن فیل خسته شد، یک لحظه از آن تیزی کم شد و آهستهتر شد.
رسید اندر آن پهلوان زمین
به مغزش عمود گران زد به کین
هوش مصنوعی: در زمانهای که پهلوان بر زمین رسید، ضربهای سنگین و سخت بر مغزش وارد شد که نشانهای از دشمنی و کینه بود.
سر و پنجه و مغز او کرد پست
همه یال و دندان او برشکست
هوش مصنوعی: او تمام قابلیتهای خود را از دست داد و قدرتش کوتاه شد، در حالی که نشانههای قوت او نیز نابود گشت.
بییفتاد آن دد چو یک لخت کوه
به پیش بزرگان ایران گروه
هوش مصنوعی: آن هیولا مانند یک تکه کوه به زمین افتاد و در برابر بزرگان ایران جمع شد.
بماندند زان دد یکایک شگفت
سر و پای و دندان او برگرفت
هوش مصنوعی: آن ددها با حیرت به سر، پا و دندان او نگاه کردند و هر کدام به نوعی تحت تأثیر قرار گرفتند.
ز گیتی تهی شد چو یال سنور
شدندش همه آفرینخوان ز دور
هوش مصنوعی: وقتی که از دنیا خالی شد، مانند یال اسب، همه به دور او آمده و او را ستایش کردند.
چو شد ایمن از دد همه بوم و بر
سوی کید شد گرد پرخاشخر
هوش مصنوعی: زمانی که از خطرات و جانوران وحشی در امان شد، به سمت نقشهها و مکرهای جنگجویان رفت.
همی شد شب و روز با انجمن
رسید اندر آن گنبد برهمن
هوش مصنوعی: روز و شب در حال گذر بود و جمعی دور هم نشسته بودند که ناگهان در آن مکان، شخصی با ویژگیهای خاصی آمد.
سواره چو شد نزد کاخ بلند
نگه کرد و دید آن تن هوشمند
هوش مصنوعی: سوار بر اسب به نزدیک کاخ بلند آمد و نگاهی انداخت و دید که آن بدن هوشمند و هوشیار است.
یکی شخص پاکیزه و خوبروی
همه تن چو برف و چو کافور موی
هوش مصنوعی: شخصی باطنی پاک و ظاهری زیبا دارد، به مانند برف و کافور که درخشندگی و صفایی خاصی را به نمایش میگذارند.
جهان پهلوان برد پیشش نماز
بپرسید پیرش ز راه دراز
هوش مصنوعی: جهان به پهلوان احترام گذاشت و پیش او نماز خواند. سپس از پیرمردی که سالها در این راه بود، سؤال کرد.
بدو گفت کای بچه پهلوان
جهان را تویی یادگار از گوان
هوش مصنوعی: او به کودک گفت: ای پهلوان، تو یادگار گوانی و همانند تو در این دنیا وجود ندارد.
در این هند ما، دین تو پیدا کنی
در او نام یزدان هویدا کنی
هوش مصنوعی: در این سرزمین هندو، میتوانی دین خود را نشان دهی و نام خدا را به روشنی بیان کنی.
رخ گیتی از بد تو شویی به تیغ
بگیر و بکش هرکهت آید دریغ
هوش مصنوعی: اگر خوب و نیکو نباشی، با تیغ خود بر چهرهی دنیا بزنی و هرکس را که دوست نداری از بین ببری، پس بر خودت افسوس نخور.
چه جیپال هند و چه فرزانه کید
بگیرش که هستند پیش تو صید
هوش مصنوعی: هر کسی که به نیکی و هوشمندی شناخته میشود، باید بدانید که در کنار شما افرادی وجود دارند که باز هم میتوانند از آنها بهرهبرداری کرد و از آنها استفاده کرد.