برگردان به زبان ساده
چو خورشید بنمود زرین درفش
سفیده برآورد تیغ بنفش
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید طلایی خود را نمایان کرد، پرچم سفید را بلند کرد و شمشیر بنفش را به اهتزاز درآورد.
سرشاه انجم برآمد زخواب
برون جست کافور از مشک ناب
هوش مصنوعی: ستارهای در آسمان از خواب بیدار شد و مانند کافور از عطر خالص خارج گشت.
همه تاجداران روی زمین
که بودند با تاج و تخت و نگین
هوش مصنوعی: تمام پادشاهان و بزرگان دنیا که با تاج و تخت و زیورهای گرانبها بودند، چه کسانی بودند؟
به امید روی درخشنده ماه
کمربست شاهان زرین کلاه
هوش مصنوعی: با آرزوی دیدن چهره زیبا و درخشان ماه، پادشاهان با کلاههای زرین به خود آراستهاند.
به میدان سه شه با سپاه آمدند
همه خواستگاران ماه آمدند
هوش مصنوعی: سه پادشاه با همراهانشان به میدان آمدند و همه آنها خواستار دستیابی به زیبایی ماه مانند بودند.
که تا از میان دختر نامدار
زشاهان کدامین کند خواستار
هوش مصنوعی: کدام دختر معروف از میان دختران پادشاهان، خواستگار دارد.
برون آمد از شهر دستان به راه
ابا نامداران زابل سپاه
هوش مصنوعی: دست از شهر دستان بیرون آمد و به سوی ابا نامداران زابل، سپاهی حرکت کرد.
زیک سو زواره ابا سرکشان
بیامد برون با سپاه گران
هوش مصنوعی: از یک سو، لشکری با سرکشان بیرون آمد که بسیار نیرومند بود.
همان رستم و هم فرامرز راد
ابا نامداران دستان نژاد
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که رستم و فرامرز، هر دو از دلاوران و بزرگان با نام و نیرومند در تاریخ و ادب هستند و به نوعی همتایان بزرگ و شجاع یکدیگر به شمار میآیند، که به ویژگیها و داستانهای آنان پرداخته شده است.
کشیدند بر دشت پرده سرای
نشستندگردان همه جا به جای
هوش مصنوعی: در دشت گستردهای پردهای نصب کردند و همه گرد آمدهاند و در هر جایی نشستهاند.
گرانمایه دستان خورشید نور
برآمد چو جمشید بر تخت خور
هوش مصنوعی: دستهای با ارزش خورشید، نوری را منتشر کرد که مانند جمشید بر تخت خورشید نشسته است.
بزرگان نشستند در پیشگاه
به سر برنهادند زرین کلاه
هوش مصنوعی: بزرگان در برابر مقام بزرگتر نشسته و کلاهی طلایی بر سر گذاشتهاند.
پری پیکران پیش تختش به پای
سر زلفشان بر سمن مشک سای
هوش مصنوعی: فرشتهها با زیباییهای دلانگیز خود در کنار تختش ایستادهاند و موهای مشکی و زیبا آنها بر گلهای خوشبوی سمن سایه افکنده است.
تهمتن نشست از بر تخت زر
ابا نامداران زرین کمر
هوش مصنوعی: تهمتن بر روی تخت زرین نشسته است و در کنار او نامداران و پهلوانان با کمرهای زرین حضور دارند.
گرانمایه بانو زره پوش شد
به ظلمت نهان چشمه نوش شد
هوش مصنوعی: بانو با ارزش و عزیز، زره به تن کرد و در دل تاریکی، به راز چشمهای که نوشانده شادی است، پنهان شد.
کمر ترکش خسروانی ببست
یکی نیزه پهلوانی به دست
هوش مصنوعی: یک کمربند ترکش (محل حمل تیر و کمان) سلطان خسرو را به کمر بسته و نیزهای از یک پهلوان در دست دارد.
بیامد به نزدیک دستان فراز
پیاده شد و برد پیشش نماز
هوش مصنوعی: به نزد دستان آمد و از اسب پیاده شد و به او احترام گذاشت.
پس آنگه برآمد به بالای بور
چو شیری که بر گور آید به شور
هوش مصنوعی: سپس او به بالای بلندی رفت، مانند شیری که با هیجان بر سر قبرش ظاهر میشود.
نخست او بیامد به آوردگاه
نهنگ ژیان بود جیپور شاه
هوش مصنوعی: در ابتدا، او به میدان نبرد آمد و در آنجا نهنگ بزرگی را مشاهده کرد که نشاندهنده قدرت و بزرگی شاه ژیان بود.
بپوشید ساز جوانان جنگ
زترکش فرو هشته دم پلنگ
هوش مصنوعی: لباس جنگی خود را بپوشید، جوانان، زیرا آماده باشید در برابر دسیسهها و خطرهایی که در کمین است.
زمانی درآن دشت جولان نمود
ز بازو هنرهای مردان نمود
هوش مصنوعی: روزی در آن دشت، قدرت و مهارتهای مردان به نمایش درآمد و جلوهگری کرد.
در آورد جیپال یک حمله کرد
چو شیر اندر آمد به عزم نبرد
هوش مصنوعی: جیپال یک حمله راه انداخت و به مانند شیر وارد میدان جنگ شد.
بگفتش که ای بدرگ شوم تن
به میدان کین پیش دستی به من
هوش مصنوعی: گفت: ای ماهتاب، من به میدان نبرد میروم و قبل از من اقدام میکنم.
ندانی که چون رای جنگ آورم
سر سروران زیر سنگ آورم
هوش مصنوعی: نمیدانی که وقتی به میدان جنگ میروم، سروری و مقام بلند را زیر سنگی پنهان میکنم.
چو رای گزین دید این کار کرد
به میدان درآمد چو شیر نبرد
هوش مصنوعی: زمانی که تصمیم او را دید، به میدان آمد و همچون شیر به نبرد پرداخت.
چنین گفت کای مردم بی خرد
کنند آنچنان کز خرد برخورد
هوش مصنوعی: این جمله به طور کلی به این معناست که ای مردم نادان، شما کاری میکنید که به خاطر نداشتن عقل و درک درست، به خودتان آسیب میزنید.
به هر جنگ پیشم سپر بفکنید
درین جنگ چون پیش دستی کنید
هوش مصنوعی: در هر نبرد، سپر خود را برای من دراز کنید، زیرا در این جنگ باید برتری را به دست آورید.
نخستین شما را درآرم ز اسب
پس آنگه کنم جنگ بانو گشسب
هوش مصنوعی: ابتدا تو را از روی اسب پیاده میکنم، سپس به نبرد با بانو گشسب میروم.
از این گفته آشفته شد زال زر
به بانوی یل گفت بنما هنر
هوش مصنوعی: زال با شنیدن این حرفها دچار نگرانی شد و به بانوی یل گفت: هنرت را نشان بده.
که این هرسه شه تیغ را برکشند
سپه یک به یک یکدگر را کشند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که همهی این سه نفر سلاح را بیرون میآورند و به تدریج یکدیگر را میکشند.