برگردان به زبان ساده
پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
نایدش از خلق شرم و نه خجلی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که به کار و حرفهاش مشغول است، باید از ناتوانی یا کمبود خود خجالت نکشد و به آن افتخار کند. در واقع، این عبارت بر اهمیت کار و تلاش در زندگی تأکید دارد و نشان میدهد که نباید از قضاوتهای دیگران بترسیم.
یک هنرستش که عیب او ببرد
آنکه زوالی است فعلش و بدلی
هوش مصنوعی: یک هنرمند واقعی کسی است که بتواند عیبهای خود را برطرف کند، زیرا عمل او دچار زوال و تغییر نخواهد شد.
صبر کنم با جهان ازانکه همی
کار نیاید نکو به تنگ دلی
هوش مصنوعی: میخواهم صبر و تحمل پیشه کنم با دنیایی که به خاطر دل تنگم، کار خوب و پسندیدهای انجام نمیشود.
از تو جهان رنج خویش چون گسلد
چون تو ازو طمع خود نمیگسلی؟
هوش مصنوعی: چرا باید جهان از رنجهای تو رها شود، در حالی که تو از خواستههای خود دست نمیکشی؟
از پی نان آبروی خویش مبر
آب بکار آیدت کز آب و گلی
هوش مصنوعی: برای کسب روزی و حفظ آبرو باید تلاش کنی، زیرا آب و گل به خودی خود سودی نخواهند داشت.
گرچه گلی تو چو آبروی بود
تو نه گلی بل طری و تازه گلی
هوش مصنوعی: با اینکه تو همچون گل زیبایی، اما تو فقط یک گل نیستی بلکه طراوت و شادابی خاصی داری.
گرت نباید بد و بلا و خلل
عادت کن بی بدی و بی خللی
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی دچار مشکلات و آسیبها شوی، باید عادتهای نیکو را پیشه کنی و از بدیها و نواقص دوری کنی.
گرت مراد است کز عدول بوی
دست بکش از دروغ و مفتعلی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به آرزویت برسی، از دروغ و نیرنگ دوری کن و خود را از آنها کنار بکش.
فعل علی و محمد ار نکنی
خیره چه گوئی محمدی و علی؟
هوش مصنوعی: اگر اعمال و رفتار علی و محمد را انجام ندهی، با چه دلیلی میتوانی خود را پیرو آنها بخوانی؟
جلدی و مردی همی پدید کنی
تنگ دل و غمگنی و بیعملی
هوش مصنوعی: با شتاب و تلاش، کارهایی انجام میدهی، اما این کارها به دل تنگی، اندوه و بیعملی منجر میشود.
تا چو شبه گیسوان فرو نهلد
کیرهد ای خواجه کل ز ننگ کلی
هوش مصنوعی: چو گیسوانش بر تنش بیفتد، آیا این موضوع تو را از شرم و ننگ باز میدارد ای سرور؟
چونکه نه مشغول کار خویش بوی؟
باد عمل چون ز سر برون نهلی؟
هوش مصنوعی: چرا در کار خود مشغول نیستی؟ وقتی که عمل و کار نیک را کنار بگذاری، چگونه از سر خود برمیداری؟
غافلی اندر نماز و چشم به در،
پیش شه از بیم دست در بغلی
هوش مصنوعی: در حالت غفلت و ناآگاهی نماز میخوانی و در عین حال منتظر کسی هستی که از او میترسی، طوری که به خودت میلرزی و از ترس دستت را در آغوش پنهان کردهای.
پست نشستی تو و ز بیخردی
نیستی آگه که در ره اجلی
هوش مصنوعی: تو در جایی نشستهای و به دلیل بیخودیت، آگاه نیستی که در مسیر پایان عمر قرار داری.
آتش و چیز حرام هر دو یکی است
خالد گفت از محمد النحلی
هوش مصنوعی: آتش و چیزهای ممنوع هر دو یکسان هستند. خالد از محمد النحلی این را گفته است.
آتش بیشک به جانت در نشلد
چون تو به چیز حرام در نشلی
هوش مصنوعی: اگر تو به کارهای نادرست و حرام روی بیاوری، بیتردید عذاب و عواقب آن به جانت خواهد رسید.
از قبل خشک ریش با همگان
روز و شب اندر خصومت و جدلی
هوش مصنوعی: از گذشته، خشکی و بیحالتی ریش باعث شده که با همه روز و شب در نزاع و بحث باشم.
سیم نباشدت اگر برون نکنی
مال یتیم از کف وصی و ولی
هوش مصنوعی: اگر تو طلا و جواهر نباشی، پس چرا از دست وصی و ولی حق یتیم، مال او را بیرون نمیکشی؟
بیعسل و روغن است نانت و خوان
تا نستانی جهود را عسلی
هوش مصنوعی: نان و سفرهات بیعسل و روغن است تا زمانی که به فکر نگیری و از کسی که یهودی است، عسل نگیری.
بانگ به ابر اندرون و خانه تهی
تو به مثل مردمی نهای، دهلی
هوش مصنوعی: صدای تو در ابر جا مانده و خانهات خالی است، به مانند مردمی نیستی، ای دهلی.
نه ز خداوند توبه جوئی و نه
هیچ بخواهی ز بندگان بحلی
هوش مصنوعی: نه از خداوند طلب بخشش کن و نه از مخلوقین چیزی بخواه.
وای تو گر وعدهٔ خدای حق است،
ای عصی، و نیست این جهان ازلی
هوش مصنوعی: اگر وعدهٔ خداوند راست باشد، ای نافرمان، پس این جهان جاودان نیست و فانی است.