برگردان به زبان ساده
جهان دامگاهی است بس پر چنه
طمع در چنهٔ او مدار از بنه
هوش مصنوعی: جهان مانند دامگاه بزرگی است که پر از فریب و طمع است. در این دامگاه، به تلههای فریبندهای که وجود دارد، اعتماد نکن و از آنها دوری کن.
بباید گرستن بر آن مرغزار
که آید به دام اندرون گرسنه
هوش مصنوعی: باید به آن باغ یا دشت زیبایی که در آن پرندهای برای شکار میآید، توجه کنیم که او نیز گرسنه است و به دنبال غذا میگردد.
سیه کرد بر من جهان جهان
شب و روز او میسره میمنه
هوش مصنوعی: جهان برای من تیره و تار شده، شب و روز برایم سخت و دشوار گشته است، اما او میتواند زندگی را برای من خوشبخت و سعادتمند کند.
نیابم همی جای خواب و قرار
در این بینوا شب گه پر کنه
هوش مصنوعی: در این شب بیفروغ و غمانگیز، نمیتوانم جایی برای استراحت و آرامش پیدا کنم.
هزاران سپاه است با او همه
ز نیکی تهی و به دل پر گنه
هوش مصنوعی: هزاران سپاه با او همراهند، اما همه آنها از خوبی تهی هستند و دلهایشان پر از گناه است.
به یمگان به زندان ازینم چنین
که او با سپاه است و من یکتنه
هوش مصنوعی: من در این نبرد تنها هستم و او با سپاه و نیروهایش به میدان آمده، به همین دلیل احساس میکنم که مانند یک زندانی هستم.
تو، ای عاقل، ار دینت باید همی
بپرهیز از این لشکر بوزنه
هوش مصنوعی: اگر تو عاقل هستی و به دین خود اهمیت میدهی، باید از این گروه نابخردان دوری کنی.
از این دام بیرنج بیرون شوی
اگر نوفتادت طمع در چنه
هوش مصنوعی: اگر از این گرفتاری بدون زحمت خارج شوی، به شرطی که به فریب و وسوسهها تن ندهی.
به دون قوت بس کن ز دنیای دون
که دانا نجوید ز دنیا دنه
هوش مصنوعی: از دنیا و مشکلات آن دل بکن و به قوت و نیازی که داری قناعت کن، زیرا انسان دانشمند و آگاه به دنبال چیزهای پست و بی ارزش دنیا نمیرود.
از ابر جهان گر نباردت سیل
چو مردان رضا ده به اندک شنه
هوش مصنوعی: اگر بارانی از آسمان بر زمین ببارد و مانند سیلی ویرانگر شود، تو باید مانند مردان بزرگ، با شجاعت و صبر، به دشواریها پاسخ دهی و در برابر مشکلات تسلیم نشوی.
بباید همی رفت بپسیچ کار
چنین چند گردی تو بر پاشنه؟
هوش مصنوعی: باید به این فکر باشی که چرا وقت خود را به چنین کار بیهودهای میگذرانی. چرا به دور خود میچرخید و به جایی نمیرسید؟