برگردان به زبان ساده
از من برمید غمگسارم
چون دید ضعیف و خنگسارم
هوش مصنوعی: زمانی که مرا اندوهگین میبینی، به خاطر ضعف و ناتوانیام دلسوزی میکنی.
گرد در من همی نیارد
گشتن نه رفیقم و نه یارم
هوش مصنوعی: هیچکس، نه دوست و نه یارم، حاضر نیست که دور و بر من بچرخد و به من توجه کند.
زین عارض همچو پر شاهین
شاید که حذر کند شکارم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شاید شکار پرندهای مانند شاهین، از این چهره زیبا و دلربا بترسد و دوری کند.
نشناخت مرا رفیق پارین
زیرا که چنین ندید پارم
هوش مصنوعی: دوست من مرا نشناخت، زیرا هرگز این حالت من را ندید.
چون چنبر چفته دید ازیرا
این قد چو سرو جویبارم
هوش مصنوعی: وقتی از چنبره سختی که دورم را گرفته، نجات یابم، به قد و قامت سرو و زیبایی جویبار خواهم بود.
وز طلعت من زمان به زر آب
شسته همه صورت و نگارم
هوش مصنوعی: به خاطر چهره من، زمان تمام زیورآلات و زیباییها را با طلا شسته و تمیز کرده است.
گر گویمش این همان نگار است
ترسم که ندارد استوارم
هوش مصنوعی: اگر به او بگویم که این همان معشوق است، میترسم که پایداری و استقامت من را نداشته باشد.
با جور زمانه هیچ حیلت
جز صبر ندارم و، ندارم
هوش مصنوعی: با مشکلات و سختیهای زندگی هیچ ترفند و راه حلی جز صبر کردن ندارم و واقعاً نمیتوانم کار دیگری بکنم.
زین دیو چو جاهلان نترسم
زیرا که نیاید او به کارم
هوش مصنوعی: من از این دیو، که فقط در خیال جاهلان وجود دارد، نمیترسم چون او هیچ تأثیری در زندگی من ندارد.
یزدانش نداد هیچ دستی
جز بر تن و پیکر نزارم
هوش مصنوعی: خداوند هیچ کمکی به کسی نمیکند جز آنکه بر جسم و وجود ضعیف من اثر بگذارد.
کرد آنچه توانش بود و طاقت
با این تن پیر پر عوارم
هوش مصنوعی: او هر کاری که از دستش برآمد و با این بدن سالخورده و خسته خود، طاقت آورد.
کافور سپید گشت ناگه
این عنبر تر بر این عذارم
هوش مصنوعی: ناگهان، این عنبر خوشبو بر روی چهرهام مانند کافور سفید شد.
این تن صدف است و من بدو در
مانندهٔ در شاهوارم
هوش مصنوعی: این بدن مانند یک صدف است و من درون آن مانند مروارید گرانبها هستم.
چون در تمام گردم، آنگه
این تیره صدف بدو سپارم
هوش مصنوعی: وقتی همه چیز را در خود جمع کردهام، آنگاه این پوستهی سیاه را به او میسپارم.
جز علم و عمل همی نورزم
تا بسته در این حصین حصارم
هوش مصنوعی: من فقط به علم و عمل مشغولم تا در این دژ محکم و ایمن باقی بمانم.
تیمار ندارم از زمانه
آسانش همی فرو گذارم
هوش مصنوعی: من از مشکلات و سختیهای زمانه شکایتی ندارم و به راحتی از کنار آنها عبور میکنم.
تا روی به سوی من نیارد
من روی به سوی او نیارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که او به سمت من نگردد، من هم به سمت او نخواهم نگریست.
در دست امیر و شاه ندهم
بر آرزوی مهی مهارم
هوش مصنوعی: من آرزوی خود را به کسی مانند شاه و امیر نمیسپارم و بر خواستههای خود تسلط دارم.
زین پاک شدهاست و بی خیانت
هم دامن و دست و هم ازارم
هوش مصنوعی: از آلودگی پاک شدهام و هیچ خیانتی به من نرسیده است، هم دامن و هم دست و هم کمرم.
هرگز نشوم به کام دشمن
تا بر تن خویش کامگارم
هوش مصنوعی: هرگز اجازه نمیدهم که دشمنانم به خواستههای خود برسند و تا زمانی که خودم موفق هستم، تسلیم نخواهم شد.
نه منت هیچ ناسزائی
مالیده کند به زیر بارم
هوش مصنوعی: هیچ توهینی نتواند بر دوش من سنگینی کند.
بر اسپ معانی و معالی
در دشت مناظره سوارم
هوش مصنوعی: من در دشت گفتگو بر اسب مفاهیم و ارزشها سوار شدهام.
چون حمله برم به جمله خصمان
گمراه شوند در غبارم
هوش مصنوعی: وقتی به دشمنانم حمله میکنم، در هیاهوی مبارزه گم و گور میشوند.
چشم حکما به خار مشکل
در چند و چرا و چون بخارم
هوش مصنوعی: چشم دانشمندان به مشکلات و چالشها میافتد و آنها دربارهی دلایل و چگونگی آنها فکر میکنند، همانطور که بخار به تدریج از بین میرود.
بر سیرت آل مصطفیام
این است قویتر افتخارم
هوش مصنوعی: من به ویژگیها و سیرت آل پیامبر افتخار میکنم و این افتخار برای من بسیار گرانبهاست.
نزدیک خران خلق ایراک
همواره چنین ذلیل و خوارم
هوش مصنوعی: من همیشه در برابر مردم عراق به صورت ذلیل و خوار به سر میبرم.
ای جاهل ناصبی، چه کوشی
چندین به جفا و کارزارم؟
هوش مصنوعی: ای نادان، چرا اینقدر به من ظلم و ستم میکنی و با دشمنی و جنگ به زندگیام آسیب میزنی؟
تو چاکر مرد با دوالی
من شیعت مرد ذوالفقارم
هوش مصنوعی: من خدمتگزار مردی هستم که دارای قدرت و شجاعت است و به تعبیری دنبالهرو و پیرو کسی هستم که همچون ذوالفقار، شمشیری که نماد قدرت و مبارزه است، به جنگ و نبرد میپردازد.
رنجیت نبود تا گمانت
آن بود که من چو تو حمارم
هوش مصنوعی: درد و رنج تو را نمیفهمیدم، تا اینکه تصور کردی من هم مثل تو جاهلم و بیخبرم.
واکنون که شدی ز حالم آگاه
یک سو چه کشی سر از فسارم؟
هوش مصنوعی: حالا که از حال من با خبری، چطور میتوانی این قدر بیخیال باشی و از درد و رنج من غافل شوی؟
از دور نگه کنی سوی من
گوئی که یکی گزنده مارم
هوش مصنوعی: اگر از دور مرا نگاه کنی، انگار که یک مار زنگی به من نزدیک میشود.
شادان شدهای که من به یمگان
درمانده و خوار و بیزوارم
هوش مصنوعی: تو شاد و خوشحالی، در حالی که من در یمگان، جایی که درمانده و خوار و بییار هستم.
در کوه بود قرار گوهر
زین است به کوه در قرارم
هوش مصنوعی: در کوه، جایی که گوهرها در آن آرامش دارند، من هم در آنجا در آرامش هستم.
چونان که به غار شد پیمبر
من نیز همان کنون به غارم
هوش مصنوعی: مانند زمانی که پیامبر به غار رفت، من هم اکنون در وضعیتی مشابه هستم.
هرچند که بیرفیق و یارم
درماندهٔ خلق روزگارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بدون دوستان و همراهانم در شرایط سخت و دشواری به سر میبرم، هنوز هم از مردم زمانه مأیوس و ناامید نیستم.
من شکر خدای را به طاعت
با طاقت تن همی گزارم
هوش مصنوعی: من شکر خدا را با تلاش و طاقت بدنم به جای میآورم.
باری نه چو تو ز خمر دنیا
سر پر ز بخار و پر خمارم
هوش مصنوعی: به هر حال، نه من مانند تو هستم که از شراب دنیا مست شده باشم و بخار آن مرا گرفته باشد.
شاید که ز شهر خویش دورم
تا نیست سوی امیر بارم
هوش مصنوعی: شاید به خاطر اینکه از شهر خودم دور هستم، نمیتوانم به خدمت امیر برسم.
زیرا که بس است علم و حکمت
امروز ندیم و غم گسارم
هوش مصنوعی: چونکه امروز دانش و حکمت کافی است، سبب راحتی من و آرامش قلبم شدهاند.
گر کنده شده است خان و مانم
حکمت رسته است در کنارم
هوش مصنوعی: اگرچه خانه و زندگیام از هم پاشیده است، اما حکمت و تدبیر به کمک من آمده است.
شاید که نداندم نفایه
چون سوی خیاره نامدارم
هوش مصنوعی: شاید نتوانستم درک کنم که چرا به سوی خوبیها و نامهای مشهور میروم.
گر تو به تبار فخر داری
من مفخر گوهر و تبارم
هوش مصنوعی: اگر تو به نژادت مینازی، من به ارزش و اصل خودم افتخار میکنم.
اشعار به پارسی و تازی
برخوان و بدار یادگارم
هوش مصنوعی: شعرها را به زبانهای فارسی و عربی بخوان و به یاد من نگهدار.
ای آنکه چهار یار گوئی
من با تو بدین خلاف نارم
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی چهار یار دارم، بدان که من با تو در این موضوع موافق نیستم.
شش بود رسول نیز مرسل
بندیش نکو در اعتذارم
هوش مصنوعی: پیامبران زیادی فرستاده شدهاند و من نیز از این دسته هستم. در عذرخواهی خود نیز سعی میکنم به خوبی عمل کنم.
از پنج چو بهتر است ششم
بهتر ز سه باشد این چهارم
هوش مصنوعی: بهتر از پنج، ششم است و بهتر از سه، چهارم است.
ای بار خدای خلق یکسر
با توست به روز حق شمارم
هوش مصنوعی: ای بار خدایی که تمام خلق تو را در بر گرفتهاند، در روز حساب تو را به شمار میآورم.
من شیعت حیدرم عفو کن
این یک گنه بزرگوارم
هوش مصنوعی: من پیرو علیام، لطف کن و این خطای بزرگم را ببخش.
من رانده ز خان و مان به دینم
زین است عدو دو صد هزارم
هوش مصنوعی: من به خاطر دینم از خانه و کاشانه خود دور شدهام، و دشمنان من بسیار زیاد هستند.