برگردان به زبان ساده
گرامی چو مال و قوی چون جبال
نکو چون جوانی و خوش چون جمال
هوش مصنوعی: تو ارزشمند و باارزش همچون ثروت هستی، قوی و استوار مانند کوهها، نیکو و شاداب چون جوانی و زیبا و دلنشین همچون جمال.
کهن گشتهای تن نهای بل نوی
فزاینده در گردش ماه و سال
هوش مصنوعی: تن تو کهن شده است، اما تو همچنان نو و پرانرژی هستی و در حال حرکت و تحول در گذر زمان هستی.
ازو ناشده حال دوشیزگی
ولیکن پسوده مر او را رجال
هوش مصنوعی: او هنوز حال و هوای جوانی را ترک نکرده است، اما مردان زیادی او را تجربه کردهاند.
همو مایهٔ زهد و دین هدی
همو مایهٔ کفر و شرک و ضلال
هوش مصنوعی: او هم منبع زهد و دینداری است، هم باعث کفر، شرک و گمراهی.
رهائی نیابد هم از مرگ خویش
مبارز چو عاجز شود در قتال
هوش مصنوعی: اگر کسی در نبرد و مبارزه ناتوان شود، حتی از مرگ خود نیز نمیتواند رهایی یابد.
هر آنگه کزو باز ماند خطیب
فزاید برو بیسعالی سعال
هوش مصنوعی: هر وقت که کسی از گویندهای دور شود، شنوندگان بیشتری به او میپیوندند و او از اینکه شخصی به او توجه نمیکند، ناامید نمیشود.
فزونتر شود چون دوتائی کنمش
دوتا چون کنندش بکاهد دوال
هوش مصنوعی: اگر چیزی را دو برابر کنیم، بیشتر میشود، اما وقتی آن را دوباره به دو بخش تقسیم کنیم، از مقدارش کاسته میشود.
همش گرم و هم سرد خواهی ولیک
مدانش نه آتش نه آب زلال
هوش مصنوعی: همواره در زندگی میخواهی که هم لذت و شادی را تجربه کنی و هم سختی و غم، اما توجه داشته باش که نه هیچ چیزی مانند آتش میتواند سوزاننده باشد و نه مانند آب زلال میتواند پاککننده باشد.
سرمایهٔ مال مرد حکیم
ولیکن ندزددش ازو کس چو مال
هوش مصنوعی: سرمایه و دارایی مرد عاقل و با دانش است، اما هیچکس نمیتواند آن را از او بگیرد، مانند دارایی دیگران.
چه چیزی است؟ چیزی است این کز شرف
رسولش لقب داد «سحر حلال»
هوش مصنوعی: این چه چیزی است که به خاطر ارجمندی فرستادهاش، آن را "سحر حلال" نامیدهاند؟
عروس سخن را ندادهاست کس
بجز حجت این زیب و این بال و یال
هوش مصنوعی: هیچکس جز حجت، زیبایی و زینت عروس کلام را هدیه نکرده است.
سخن چون منش پیش خواندم ز فخر
به صدر اندر آمد ز صف النعال
هوش مصنوعی: سخن را چون منش و روش خود، از افتخار بیان کردم، به راحتی و با اراده به جایگاه بالا و عالی رسیدم، مانند این که در ردیف بهترینها قرار گرفتم.
سخن کرگسی پیر پرکنده بود
به من گشت طاووس با پر و بال
هوش مصنوعی: من با شنیدهها و حرفهای بیمعنی و بیاهمیت روبهرو شدم، اما در عوض به چیزی زیبا و باشکوه مانند طاووس دست یافتم.
به من تازه شد پژمریده سخن
چو ز افسون یوسف زلیخای زال
هوش مصنوعی: سخنان پژمرده و غمانگیز من به تازگی جان تازهای میگیرد، مانند تأثیر افسون و جذبهی یوسف بر زلیخا، که تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرد.
به عالی فلک برکشد سر سخن
ز بس فخر چون منش گویم «تعال»
هوش مصنوعی: با کمال افتخار و شوق، سخنان عالی خود را به اوج آسمانها میرسانم و در این راه از خودم بسیار راضی و شگفتزده هستم.
به قلعهٔ سخنهای نغز اندرون
نیامد به از طبع من کوتوال
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که هیچ چیز به خوبی و زیبایی سخنانی که من میگوییم، در داخل قلعهٔ سخنها وجود ندارد. به این معنا که طرز بیان و قلم من، بهترین و برترین است.
مرا بر سخن پادشاهی و امر
ز من نیست بل کز رسول است و ال
هوش مصنوعی: سخنان من به خاطر خودم نیست، بلکه به خاطر پیامی است که از سوی فرستادهای میآید.
مرا جز به تایید آل رسول
نه تصنیف بود و نه قیل و نه قال
هوش مصنوعی: جز با تأیید خانواده پیامبر، نه چیزی نوشتهام و نه حرفی زدهام.
امام زمان وارث مصطفی
که یزدانش یار است و خلقش عیال
هوش مصنوعی: امام زمان، که جانشین پیامبر اکرم است و خداوند نسیم یاریاش را در کنار دارد، بر مردم نظر رحمت دارد و آنها را به مانند خانوادهاش میشمارد.
زجد چون بدو جد پیوسته بود
به رحمت مرا بهره داد از خیال
هوش مصنوعی: از جد من که همواره به او وابسته بودم، به خاطر رحمتش به من لطف کرد و افکارم را آراسته ساخت.
به تایید او لاجرم علم و زهد
گرفته است در جانم آرام و هال
هوش مصنوعی: با تأیید او، علم و پارسایی به روح من آرامش و حالت میدهد.
خدایم سوی آل او ره نمود
که حبل خدای است و خیر الرجال
هوش مصنوعی: خداوند، راهی به سوی اهل بیت پیامبر نشان داد، زیرا آنان واسطه حق و نیکوترین افراد هستند.
چه چیزند با کوه علمم کنون
حکیمان یونان؟ صغار التلال
هوش مصنوعی: حکیمان یونان که با دانش بزرگ خود مشهورند، در برابر معلومات من که به اندازه کوه است، چه چیزی دارند؟ این در حالی است که من همچنان در اوایل یادگیری و رشد فکری خود هستم.
ندارد خطر لاجرم مشکلات
سوی من، چو زی کوه باد شمال
هوش مصنوعی: خطرات و مشکلات به سوی من نمیآید، مانند بادی که از شمال به کوه وزیده باشد.
جهان، ای پسر، نیست خامش ولیک
به قول جهان تو نداری کمال
هوش مصنوعی: دنیای بیرون، پسرم، سکوت نمیکند، اما تو بر اساس دانشت به کمال نمیرسی.
چه گویدت؟ گوید: کدام است پیش
درخشنده ایام و تاری لیال؟
هوش مصنوعی: چه میخواهی از من بپرسی؟ میگوید: کدام یک از روزهای روشن و شبهای تاریک به وقوع پیوسته است؟
چرا مه چو خور بر یکی حال نیست
گهی بدر چون است و گاهی هلال؟
هوش مصنوعی: چرا ماه مانند خورشید همیشه یکسان نیست؟ گاهی به صورت کامل (بدر) دیده میشود و گاهی در حالتی نیمهحلال است؟
ز هر نوع و هر شخص از اشخاص وی
نهاده است زی تو نوادر سؤال
هوش مصنوعی: از هر نوع و هر شخصی، او نکتههای جدیدی از تو پرسیده است.
امیر است شیری که دارد سپاه
ز خرگوش و روباه و گرگ و شغال
هوش مصنوعی: امیری که نیروهایش شامل خرگوش، روباه، گرگ و شغال هستند، در واقع قدرت و شکوهی ندارد. این نیروها نمیتوانند به او یاری رسانند و در نبردها از او دفاع کنند. بنابراین، چنین امیری نمیتواند واقعاً یک امیر قدرتمند باشد.
کرا نیست از سر خلقت خبر
چو زینها بپرسی بگرددش حال
هوش مصنوعی: کسی که از آفرینش و حقیقت آن سر در نمیآورد، اگر از او درباره این مسائل بپرسی، فقط در حالتی گیج و حیرت زده خواهد شد.
چو پرسیش از این سرهای قوی
فرو ماند از قدرت ذوالجلال
هوش مصنوعی: وقتی از سرهای قوی بپرسی، از قدرت عظیم و بینظیر خداوند متعال، عاجز میمانند.
بدین کار اگر نیست چندین خلاف
در این حال گویند چندین محال
هوش مصنوعی: اگر در این کار به وجود این همه اختلاف نمیرسد، پس چه کار باید کرد که چنین مشکلاتی اتفاق نیفتد؟
کسی کو بگرداند از قبله روی
قذالش بود روی و رویش قذال
هوش مصنوعی: کسی که از قبله خود منحرف میشود، چهرهاش به سمت قذال (خرچنگ) است و خود او نیز مانند قذال است.
بعید است نابوده وای ناصبی
یکی زی یمین و یکی زی شمال
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که خیلی بعید است که دشمنان و مخالفان به طور کامل از بین بروند، یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ حضور دارند.
ولیکن تو خر کوری از چشم راست
ازینی چنین نحس و شوم و ژکال
هوش مصنوعی: ولی تو مانند یک الاغ هستی که از چشم راست خود نابینا است و به خاطر این نادانی و بدشانسی، به این حالت حقیر و زشت دچار شدهای.
به علم ارت بینا شود چشم راست
جوان بخت گردی و مسعود فال
هوش مصنوعی: با کسب دانش، چشم جوانان به حقیقت و زیبایی روشن میشود و در زندگی خوشبخت و موفق خواهند شد.
سوی راستم من تو را، سوی من
یکی بنگر و چشم کورت بمال
هوش مصنوعی: به سمت راست من نگاه کن، فقط به من یک بار نگاه کن و چشمانت را ببند.
به دل یابی ار سوی من بنگری
ز ارزیز و قلعیت سیم حلال
هوش مصنوعی: اگر با دل و نیت پاک به من بنگری، از زیباییها و ارزشهای واقعی زندگی بهرهمند خواهی شد.
تو را جهل نال است و بار است عقل
چو بیبار ماندی قوی گشت نال
هوش مصنوعی: جهل تو مانند بار سنگینی است و عقل، که در نبود علم و آگاهی ضعیف میشود، در چنین حالتی ناله میزند.
از این زشت نال ار ننالی رواست
ولیک ار بنالی بدان بار نال
هوش مصنوعی: اگر از این بدیها شکایت نکنی جایز است، اما اگر به گریه و ناله درآیی، به خاطر بار سنگینی که بر دوش داری است.
چرا گر خداوند قولی و فعل
پری باشی از قول و دیو از فعال؟
هوش مصنوعی: چرا اگر خداوند قولی باشد و کاری نکند، تو هم از قول و عمل او بیخبر بمانی؟
همی بالدت تن سپیداروار
ز بیدانشی مانده جان چون خلال
هوش مصنوعی: بدن تو مانند درخت سپیدار رشد کرده، اما به دلیل نادانی، روحات مانند خلالی نازک و ضعیف شده است.
تنت از ره طبع بالد همی
به جان از ره دانش خویش بال
هوش مصنوعی: بدن تو به واسطه طبیعتت در حال رشد است و روح تو از طریق دانش و آگاهیات ترقی میکند.
نهالی است مردم که علمش بر است
بها جز به بارش نگیرد نهال
هوش مصنوعی: مردم مانند نهالی هستند که ارزش علم و دانش آنها تنها زمانی مشخص میشود که میوهای از آن به بار بنشیند؛ در غیر این صورت، رشد و وجود آنها بیفایده خواهد بود.
جهان را مپندار دار القرار
بل الفنج گاهی است دارالرحال
هوش مصنوعی: دنیا را حتماً به منزلی ثابت ندان، بلکه گاهی همچون یک قهوهخانه است که موقتی و در حال تغییر است.
جهان بر تو چون بد سگالد همی
تو فتنه چرائی بدین بد سگال؟
هوش مصنوعی: دنیا نسبت به تو مانند یک بدصفت و بدجنس است، پس چرا در این فتنه و آشوب که او به وجود آورده، به دنبال چه هستی؟
سفالی شدت شخص از این سفله چرخ
تو خیره به دیبا چه پوشی سفال؟
هوش مصنوعی: شخصیت و سرنوشت انسانها، تحت تأثیر چرخ روزگار و سرنوشت قرار دارد. وقتی به دنیا نگاه میکنیم، نمیتوانیم به ظواهر فریبندهاش توجه کنیم و باید به عمقها و واقعیات آن پی ببریم. فکر نکنیم که با پوشیدن ظاهری زیبا، میتوانیم از اصل و باطن خود فرار کنیم.
نگر تا در این چون سفالینه تن
به حاصل شد از تو مراد کلال
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه این جسم مانند سفال خمیر شده است و از تو، همچون کلال (رنگر) که به دست خود چیزی را میسازد، خواستهام به عمل میآید.
مرادش گر از تو به حاصل نشد
تو حاصل شدی در غم بیزوال
هوش مصنوعی: اگر خواستهاش از تو برآورده نشد، تو در غم بیپایان به نتیجهای رسیدی.
چشیدی بسی چرب و شیرین و شور
چه حیله کنون پر نشد چون جوال؟
هوش مصنوعی: چقدر طعمهای لذیذ و دلپذیر را تجربه کردی، اما حالا چرا این حس پر نشد و همچنان خالی است؟
ز بهر خورت پشت شد زیر بار
خران را همین است زی ما مثال
هوش مصنوعی: به خاطر تو، بار سنگین پشت خرها را خم کرده است؛ این وضعیت هم شبیه به داستان ماست.
ولیکن ز خر بارش افتاد و، ماند
گرانبار بر پشت تو لایزال
هوش مصنوعی: اما او از بار سنگین خودش افتاد و حالا این بار سنگینی برای تو باقی مانده است که بر دوش تو است.
نگر تا نگوئی که در فعل بد
هزاران مرا هست یار و همال
هوش مصنوعی: مراقب باش؛ وقتی میگویی در کارهای زشت، هزاران نفر همراهم هستند و از من حمایت میکنند.
که این قول آنگه درست آمدی
که یارت ز تو برگرفتی وبال
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این سخن یا قول زمانی حقیقت دارد که دوستی یا یاری از تو بهرهمند شده باشد و بار سنگینی را از دوش تو برداشته باشد.
هزاران هزاران گروگان شدهاست
به آتش بدین جاهلانه مقال
هوش مصنوعی: هزاران نفر به خاطر این عمل نادانانه به آتش کشیده شدهاند.
به الفنج گاه اندرونی بکوش
که جز مرد کوشا نیابد منال
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به هدف، همواره باید کوشش و تلاش کرد؛ زیرا تنها افرادی که سخت کوش هستند، به آرامش و انگشتان آسایش خواهند رسید.
سخنهای حجت به نزد حکیم
بلند است و پر منفعت چون جبال
هوش مصنوعی: سخنان درست و منطقی از دید یک حکیم ارزش و فایده زیادی دارند، مانند کوهها که بلند و استوارند.