برگردان به زبان ساده
بنالم به تو ای علیم قدیر
از اهل خراسان صغیر و کبیر
هوش مصنوعی: ای خداوند دانا و توانا، از مردم خراسان چه کوچک و چه بزرگ، به درگاه تو شکایت میکنم.
چه کردم که از من رمیده شدند
همه خویش و بیگانه بر خیر خیر؟
هوش مصنوعی: چرا همه آشنا و بیگانه از من دور شدهاند و فرار میکنند؟ من چه کار کردهام که اینگونه شده است؟
مقرم به فرقان و پیغمبرت
نه انباز گفتم تو را نه نظیر
هوش مصنوعی: من از تو خواستم و گفتم که تو همتای کسی نیستی، نه در علم و دانش و نه در مقام پیغمبریم.
نگفتم مگر راست، گفتم که نیست
تو را در خدائی وزیر ای قدیر
هوش مصنوعی: من تنها حقیقت را گفتم، تو را در مقام خدایی نمیدانم ای توانای بزرگ.
به امت رسانید پیغام تو
رسولت محمد بشیر و نذیر
هوش مصنوعی: پیام تو توسط پیامبرت، محمد، که بشارتدهنده و هشداردهنده است، به مردم منتقل شد.
قران را به پیغمبرت ناورید
مگر جبرئیل آن مبارک سفیر
هوش مصنوعی: قرآن تنها از سوی پیامبر نازل نشده است، بلکه جبرئیل، آن فرشته بزرگ و مقدس، واسطه این پیام divine بوده است.
مقرم به مرگ و به حشر و حساب
کتابت ز بر دارم اندر ضمیر
هوش مصنوعی: من به مرگ، روز قیامت و حساب و کتاب تو فکر میکنم و این مسائل در ذهنم همیشه وجود دارد.
نخوردم برایشان به جان زینهار
نجستم سپاه و کلاه و سریر
هوش مصنوعی: من برای آنها هیچ چیزی نمیخورم و از جان خودم محافظت میکنم، هیچ سپاه و کلاه و تختی را برایشان نخریدهام.
سلیمان نیم، همچو دیوان ز من
چرا شد رمیده کبیر و صغیر؟
هوش مصنوعی: چرا دیوان بزرگ و کوچک از من فراری شدهاند، در حالی که من مانند سلیمان نیستم؟
همان ناصرم من که خالی نبود
زمن مجلس میر و صدر وزیر
هوش مصنوعی: من همان ناصرم که در مجلس حضور داشتم، نه از نظر مقام و سمت، بلکه به خاطر وجودم در کنار میر و صدر وزیر.
به نامم نخواندی کس از بس شرف
ادیبم لقب بود و فاضل دبیر
هوش مصنوعی: کسی به نام من توجهی نداشت، زیرا به خاطر شخصیت والا و دانش من، لقب ادیب و فاضل را دارم.
ادب را به من بود بازو قوی
به من بود چشم کتابت قریر
هوش مصنوعی: ادب و تعلیم به من قدرت و توانایی بخشیده است و به خاطر آن، چشم من به مطالعه و یادگیری دوخته شده است.
به تحریر الفاظ من فخر کرد
همی کاغذ از دست من بر حریر
هوش مصنوعی: کاغذ به خاطر نوشتههای من به خود میبالد و از اینکه این کلمات بر روی پارچهای زیبا نوشته شدهاند، احساس افتخار میکند.
دبیری یکی خرد فرزند بود
نشد جز به الفاظ من سیر شیر
هوش مصنوعی: یک معلم که فرزند خردمند بود، به جز با کلمات شیرین و خوشآوا، نتوانست کسی را به راه راست هدایت کند.
دبیران اسیرند پیش سخن
سخن پیش طبعم به طبع است اسیر
هوش مصنوعی: نویسندگان و شاعران، در برابر کلمات و سخنها تحت تأثیر و تسلط هستند، در حالی که کلمات و احساسات خود برای من طبیعی و دلنشین هستند و من به راحتی با آنها ارتباط برقرار میکنم.
اگر سیر کشتم همی بشکفید
به اقبال من نرگس از تخم سیر
هوش مصنوعی: اگر من سیر بکارم، به خوبی و خوشبختی، نرگس از دانه سیر رشد میکندو شکوفا میشود.
مرا بود حاصل ز یاران خویش
به شخص جوان اندرون عقل پیر
هوش مصنوعی: من از دوستانم بهرهای گرفتم که در دل فرد جوانی، اندیشهای پخته و کهن نهفته است.
کنون زان فزونم به هر فضل و علم
که طبعم روان است و خاطر منیر
هوش مصنوعی: اکنون به خاطر استعداد و دانشی که دارم، از هر لحاظ بیشترم، زیرا روح من در حرکت است و ذهنم روشن و تابناک میباشد.
بجای است در من به فضل خدای
همان فهم و آن طبع معنی پذیر
هوش مصنوعی: در وجود من برکت خدا باعث شده که فهم و طبعی داشته باشم که به خوبی معنای چیزها را درک میکند.
به چاه اندرون بودم آن روز من
بر آوردم ایزد به چرخ اثیر
هوش مصنوعی: در آن روز در عمق چاه بودم، اما خداوند مرا به بالای آسمانها رساند.
از این قدر کامروز دارم به علم
نبودهستم آن روز عشر عشیر
هوش مصنوعی: من امروز به اندازهای از علم بهرهمند هستم که در گذشتههای دور، حتی به اندازه یک دهم از آن هم نداشتم.
گر آنگه به دنیا تنم شهره بود
کنون بهترم چون به دینم شهیر
هوش مصنوعی: اگر در گذشته به خاطر وجودم در دنیا شناخته شده بودم، اکنون به خاطر ایمانم و دینم بیشتر معروف و مشهورم.
گر از خاک و از آب بودم، کنون
گلابم شد آن آب و، خاکم عبیر
هوش مصنوعی: اگر از خاک و آب خلق شده بودم، اکنون آن آب و خاک به من عطر گلاب و مشک دادهاند.
کنون میر پیشم ندارد خطر
گر آنگه خطر داشتم پیش میر
هوش مصنوعی: اکنون که فرماندهام در کنار من است، احساس خطر نمیکنم، زیرا اگر قبلاً هم خطری وجود داشت، به خاطر حضور او بود.
ز دیناند پیشم به دنیا درون
عزیزان ذلیل و خطیران حقیر
هوش مصنوعی: در این دنیا، افرادی که در نظر من عزیز هستند، به خاطر دین و ایمانشان ارج و قرب دارند، در حالی که کسانی که بیدین و کمارزش هستند، به چشم حقیر و ناچیز به آنها نگاه میکنم.
اگر میر میر است و کامش رواست
چنان کهش گمان است، گو شو ممیر
هوش مصنوعی: اگر رییس و سرپرست بر وفق مراد خود عمل میکند و به خواستههایش رسیده است، پس بهتر است که او برود و از مقام خود کنارهگیری کند.
کرا بانگ و نامش شود زیر خاک
چه شادی کند خیره بر بانگ زیر؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر صدایش و نامش در زیر خاک دفن شود، چه شادی میتواند بکند وقتی که هنوز بر صدای خود در زیر خاک مینگرد؟
چه بایدت رغبت به شیره کنون
که چون شیر گشتهاست بر سرت قیر؟
هوش مصنوعی: چه نیازی به علاقه به چیزی داری وقتی که بر سرت ظلم و تاریکی مانند قیر ریخته شده است؟
گلی تازه بودهستی، آری، ولیک
شدهستی کنون پژمریده زریر
هوش مصنوعی: تو زمانی زیبا و تازه بودی، اما اکنون پژمرده و از بین رفتهای.
نیارد کنون تازگی باز تو
نه خورشید تابان نه ابر مطیر
هوش مصنوعی: حالت و شور و شوقی که قبلاً داشتی اکنون دیگر وجود ندارد، نه آنچنان درخشان و تابان هستی مثل خورشید، و نه آنقدر ناپایدار و در حال تغییر مثل ابری که باران میبارد.
یکی سرو بودی چو آهن قوی
تو را سرو چنبر شد آهن خمیر
هوش مصنوعی: یک درخت سربلند و محکمی مانند تو مثل آهن قوی است که به دست کسی خم میشود.
هژیرت سخن باید، ای پیر، اگر
نباشد، چه باک است، رویت هژیر؟
هوش مصنوعی: ای پیر، باید سخن تو هژیر و پرمغز باشد و اگر چنین نباشد، اهمیت چندانی ندارد که چهرهات هژیر و زیبا باشد یا نه.
چو تیرت سخن باید ایرا که نیست
گناه تو گر نیست قدت چو تیر
هوش مصنوعی: وقتی که سخنت مانند تیر است، باید به آن دقت کنی؛ چون اگر قد و قامت تو مانند تیر نیست، گناهی متوجه تو نیست.
بدان منگر ای خواجه کز ظاهری
نبینی همی مرد دین را ظهیر
هوش مصنوعی: ای سرور من، به ظاهر کسان ننگر، زیرا که تو تنها از ظواهر آنها آگاه نمیشوی و نمیتوانی حقیقت دیندار را درک کنی.
بصارت بیلفغد باید که تو
ز خر به نه ای گر به چشمی بصیر
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی به واقعیتها پی ببری و درست ببینی، باید از چیزهایی که تو را فریب میدهند و نادرست هستند دوری کنی؛ حتی اگر دیدی قوی داشته باشی.
بیاموز و ماموز مر عام را
زعلم نهانی قلیل و کثیر
هوش مصنوعی: آموختن و یاد ندادن به مردم را فراموش نکن. علم نهان را کم و زیادش از خود بیاموز.
به خوشهٔ قران در ببین دانه را
به انگور دین در رها کن عصیر
هوش مصنوعی: به خوشهٔ قرآنی نگاه کن و دانهاش را ببین، و انگور دین را بهحال خودش رها کن تا عصارهاش گرفته شود.
گر از تو چو از من نفورست خلق
تو را به، مکن هیچ بانگ و نفیر
هوش مصنوعی: اگر مردم از تو مانند من متنفرند، پس بیدلیل سر و صدا نکن و فریاد مزن.
دلم پر ز درد است، جهال خلق
زمن جمله زیناند دل پر زحیر
هوش مصنوعی: دل من از درد و رنج پر است و مردم نادان از من دوری میکنند و دلی پر از حسرت دارم.
اگر عامه بد گویدم زان چه باک؟
رها کردهام پیش موشان پنیر
هوش مصنوعی: اگر مردم عادی دربارهام بد بگویند، چرا ناراحت شوم؟ من دیگر از وابستگی به چیزهای ناچیز و بیارزش مثل پنیر که در اختیار موشهاست، رها شدهام.
نجنبد زجای،ایپسر،چون درخت
به باد سحرگاه کوه ثبیر
هوش مصنوعی: ای پسر، همانند درختی که در صبحگاه به نسیم میرقصید، از جای خود حرکت نکن.
اگر دیو بستد خراسان ز من
گواه منی ای علیم قدیر
هوش مصنوعی: اگر دیو خراسان را از من بگیرد، تو گواهی بر این موضوع خواهی بود ای دانای قادر.
خراسانیان گر نجستند دین
بتر زین که خودشان گرفتی مگیر
هوش مصنوعی: اگر مردم خراسان دین را رها کنند، دینشان از آنچه که خودشان دارند، بدتر نخواهد شد.
به پیش ینال و تگین چون رهی
دوانند یکسر غنی و فقیر
هوش مصنوعی: با سرعت و شتاب به سوی جلو حرکت میکنند، در حالی که هر دو دسته ثروتمند و فقیر در این راه هستند.
چو عادند و ترکان چو باد عقیم
بدین باد گشتند ریگ هبیر
هوش مصنوعی: زمانی که قوم عاد و ترکان مانند باد بدون نوزادی و بدون برکت به سر میبرند، به مانند این باد سست و بیاثر، بر زمین ریگ و شن پراکنده شدند.
مثالی از امثال قرآن تو را
نمودم نکو بنگر، ای تیز ویر
هوش مصنوعی: به تو مثالی از حکایات قرآن نشان دادم، خوب توجه کن ای کسی که تیز هوش و بذلهگو هستی.
بیاویزد آن کس به غدر خدای
که بگریزد از عهد روز غدیر
هوش مصنوعی: بیایید به کسی که به نیرنگ خداوند گرفتار میشود، توجه کنیم؛ زیرا او از پیمانی که در روز غدیر بسته شده، فرار میکند.
چه گوئی به محشر اگر پرسدت
از آن عهد محکم شبر با شبیر؟
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر از تو دربارهی آن پیمان استواری که با شبیر (امام حسین) داشتی، پرسیده شود، چه پاسخی خواهی داد؟
گر امروز غافل توی همچنین
بر این درد فردا بمانی حسیر
هوش مصنوعی: اگر امروز نسبت به مشکلات خود غافل باشی، در آینده با تأخیر و درد بیشتری مواجه خواهی شد.
وگر پند گیری زحجت، به حشر
تو را پند او بس بود دستگیر
هوش مصنوعی: اگر از حج خود درس بگیری، در روز قیامت همین درس کافیست که تو را نجات دهد.