برگردان به زبان ساده
ای قبهٔ گردندهٔ بیروزن خضرا
با قامت فرتوتی و با قوت برنا
ای گنبد سبزرنگی که در حال چرخش هستی و [مانند زندان] هیچ روزنهای نداری! قامتت مانند انسانی پیر خمیده است (اشاره به مدوّر بودن فلک) و در همان حال نیرویت مانند نیروی یک انسان جوان، زیاد است.
فرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهر
ای مادر ما چونکه همی کین کشی از ما؟
ای آسمان! ای مادر نامهربان! ما [همچون] فرزندان تو هستیم. اما تویی که مادر ما هستی، چطور میتوانی به ما کینه و ظلم بورزی؟
فرزند تو این تیره تن خامش خاکی است
پاکیزه خرد نیست نه این جوهر گویا
این بدن تاریک و خاکی ما فرزند تو است. خرد پاکیزه و ذات گویندهٔ ما (نفس ناطقه) فرزند تو نیست.
تن خانهٔ این گوهر والای شریف است
تو مادر این خانهٔ این گوهر والا
تن برای گوهر ما (همان خرد و جوهر بیت قبل) مانند خانهایست و تو مادر این خانه هستی.
چون کار خود امروز در این خانه بسازم
مفرد بروم، خانه سپارم به تو فردا
هوش مصنوعی: امروز کارهایم را در این خانه انجام میدهم و وقتی که تمام شد، فردا این مکان را به تو میسپارم و خودم میروم.
زندان تو آمد پسرا این تن و، زندان
زیبا نشود گرچه بپوشیش به دیبا
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که بدن انسان در واقع مانند زندانی برای روح یا شخصیت اوست. حتی اگر بدن را با لباسهای زیبا و زینتی بپوشانیم، باز هم نمیتواند جایگاه حقیقی او را تغییر دهد. در حقیقت، زیبایی ظاهری نمیتواند به معنای آزادی یا زیبایی درونی باشد.
دیبای سخن پوش به جان بر، که تو را جان
هرگز نشود ای پسر از دیبا زیبا
سخن را مانند یک دیبا بر جانت بپوشان! چراکه دیبای واقعی نمیتواند جانت را زیبا و شایسته کند. [دیبا فقط تن را زیبا میکند و نه جان را.]
این بند نبینی که خداوند نهادهاست
بر ما که نبیندش مگر خاطر بینا
تو نمیفهمی که خداوند تن را همچون بندی بر ما نهادهست؛ چراکه فقط ضمیر بینادلان بند بودن تن را تشخیص میدهد.
در بند مدارا کن و دربند میان را
در بند مکن خیره طلب ملکت دارا
در بند زندگی با ملایمت و سازگاری رفتار کن و [برای آخرت] آماده شو. تا زمانی که در بند تن هستی نمیتوانی آرزوهای بزرگ کنی و به دنبال عظمت قلمرو دارا باشی.
گر تو به مدارا کنی آهنگ، بیابی
بهتر بسی از ملکت دارا به مدارا
هوش مصنوعی: اگر با مهربانی و نرمش رفتار کنی، به چیزهای بهتر و ارزشمندتری دست مییابی تا اینکه بخواهی با زور و خشونت به هدفهایت برسی.
بشکیب ازیرا که همی دست نیابد
بر آرزوی خویش مگر مرد شکیبا
هوش مصنوعی: آدمی تنها با شکیبایی میتواند به خواستههای خود برسد، زیرا کسی که صبور نیست نمیتواند به آرزوهایش دست یابد.
ورت آرزوی لذت حسی بشتابد
پیش آر ز فرقان سخن آدم و حوا
گر کسی بخواهد به دنبال لذتی حسی باشد، بهتر است به داستان آ دم حوا در قرآن توجه بکندکه لذت حسی چطور آن ها رااز. بهشت بیرون کرد
آزار مگیر از کس و بر خیره میازار
کس را مگر از روی مکافات مساوا
هوش مصنوعی: آزار نرسان به کسی و دیگران را اذیت نکن، مگر به خاطر برخوردی که خودت با دیگران داشتی.
پُرکینه مباش از همگان دایم چون خار
نه نیز به یکباره زبون باش چو خرما
هوش مصنوعی: هرگز از دیگران با کینه و نفرت برخورد نکن، چرا که همچنان که خارها نمیتوانند همیشه و بهطور یکجا نرم شوند، تو نیز نمیتوانی در یک آن از کینه رها شوی. بهتر است مانند خرما که به آرامی و با فزونی شیرینی، به دیگران نزدیک میشود، با نیکی و محبت رفتار کنی.
کز گند فتادهست به چاه اندر سرگین
وز بوی چنان سوخته شد عود مطرا
هوش مصنوعی: در نتیجه فساد و آلودگیای که در چاه وجود دارد، بویی نامطبوع به وجود آمده است و این بوی ناگوار حتی عود خوشبو را هم از بین برده و سوزانده است.
با هرکس منشین و مبُر از همگان نیز
بر راه خِرَد رو، نه مگس باش نه عنقا
هوش مصنوعی: با هر کسی دوست نشو و از همه دوری کن. به دنبال عقل و درایت خودت باش؛ نه مانند مگس فقط بر سر چیزهای بیارزش پرواز کن و نه مانند عنقا به دنبال چیزهایی که حتی وجود ندارند.
چون یار موافق نبُوَد، تنها بهتر
تنها بهْ صدبار، چو با نادان همتا
هوش مصنوعی: وقتی که دوست و همراه به دلخواه نیست، بهتر است که به تنهایی باشیم تا اینکه با کسی که نادان است همصحبت شویم.
خورشید که تنهاست ازان نیست برو ننگ
بهتر ز ثریاست که هفت است ثریا
هوش مصنوعی: خورشید که از تنهاییاش ناراحت نیست، چرا که ننگی بر او نیست. در مقایسه با ستارههای خوشبخت در ثریا، برتری او بیشتر است.
از بیشی و کمّی جهان تنگ مکن دل
با دهر مدارا کن و با خلق مواسا
هوش مصنوعی: از افراط و تفریط در زندگانی دلگیر نشو، با زمانه با صبر و مدارا رفتار کن و با انسانها به نوعی همدلی و یاری در زندگی بپرداز.
احوال جهان گذرنده گذرندهست
سرما ز پس گرما، سرّا پس ضرّا
هوش مصنوعی: دنیای ما تغییرپذیر است و لحظات خوب و بد به هم میآیند؛ پس از سرمای زمستان، گرما میآید و پس از سختیها، شادیها نیز ظهور میکند.
ناجُسته بهْ آن چیز که او با تو نمانَد
بشنو سخن خوب و مکن کار به صفرا
هوش مصنوعی: به آنچه که او نتوانسته با تو بماند، اهمیت نده و از صحبتهای خوب بهره ببر و خودت را درگیر خشم و ناراحتی نکن.
در خاک چه زر مانَد و چه سنگ و، تو را گور
چه زیر کُریجی و چه در خانهٔ خضرا
هوش مصنوعی: در زمین، نه طلا و نه سنگی باقی میماند؛ بنابراین، تو در جایگاهت، چه در قبر زیر درخت و چه در خانهای سبز، چه فرقی میکند.
با آنکه برآورد به صنعا در غُمدان
بنگر که نماندهست نه غمدان و نه صنعا
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به شهر صنعا سفر کردی، به غمدان نگاه کن که دیگر نه از غمدان خبری مانده و نه از صنعا.
دیویست جهان صعب و فریبنده، مر او را
هشیار و خردمند نجستهست همانا
هوش مصنوعی: جهان پر از دشواری و فریب است و تنها افرادی که هشیار و با خرد هستند میتوانند در برابر آن مقاومت کنند.
گر هیچ خرد داری و هشیاری و بیدار
چون مست مرُو بر اثر او به تمنا
هوش مصنوعی: اگر دانایی و هوشیاری داری و بیداری، مانند انسانهای مست در پی او نرو و خواهش نکن.
آبیست جهان تیره و بس ژرف، بدو در
زنهار! که تیره نکنی جان مصفا
هوش مصنوعی: جهان مانند آبی عمیق و تاریک است، پس مواظب باش که با کارهایت، روح پاک و روشن خود را تیره نکنی.
جانت به سخن پاک شود زانکه خردمند
از راه سخن برشود از چاه به جوزا
هوش مصنوعی: جان تو با گفتار نیک و پاک خواهد شد، چرا که انسان خردمند با زبانی درست و مناسب میتواند از موقعیتهای سخت و دشوار خارج شود و به بهترین راهها دست یابد.
فخرت به سخن باید ازیرا که بدو کرد
فخر آنکه نماند از پس او ناقهٔ عضبا
هوش مصنوعی: باید به خاطر سخن خود افتخار کنی؛ زیرا کسی که به او افتخار میکند، دیگر پس از او هیچ نشانی باقی نمیماند.
زنده به سخن باید گشتنت ازیراک
مرده به سخن زنده همیکرد مسیحا
هوش مصنوعی: برای اینکه زنده باشی، باید به سخن زندگی ببخشی؛ چون مسیحا توانایی زنده کردن مردهها را با کلام داشت.
پیدا به سخن باید ماندن که نماندهست
در عالَم کس بیسخن پیدا، پیدا
هوش مصنوعی: برای آشکار شدن در دنیا، باید با کلام و گفتار همراه بود؛ زیرا هیچکس در این جهان بدون گفتار نمایان نمیشود.
آن بهْ که نگوئی چو ندانی سخن، ایراک
ناگفته سخن بهْ بود از گفتهٔ رسوا
هوش مصنوعی: بهتر است که وقتی چیزی را نمیدانی، چیزی نگویی؛ چون گاهی اوقات ناگفته ماندن بهتر از این است که چیزی را بگویی و خود را رسوا کنی.
چون تیر سخن راست کن آنگاه بگویش
بیهوده مگو، چوب مپرتاب ز پهنا
هوش مصنوعی: وقتی که سخن خود را به درستی بیان کردی، دیگر به حرفهای بیمورد نپرداز و بیجهت نطق نکن.
نیکو به سخن شو نه بدین صورت، ازیراک
والا به سخن گردد مردم، نه به بالا
هوش مصنوعی: خوب سخن بگو، نه اینکه فقط به ظاهر خود بپردازی، زیرا این است که انسانها به واسطه کلمات و گفتارشان شناخته میشوند و نه به خاطر ظاهرشان.
بادام بهْ از بید و سپیدار، بهبار است
هرچند فزون کرد سپیدار درازا
هوش مصنوعی: بادام بهتر از بید و سپیدار است، هرچند سپیدار قد بلندتری دارد و به ظاهر بیشتر به نظر میرسد.
بیدار چو شیداست به دیدار، ولیکن
پیدا به سخن گردد بیدار ز شیدا
هوش مصنوعی: در حالتی که انسان شاداب و سرزنده است، به راحتی در ملاقات و گفتوگو با دیگران احساس زنده بودن و نشاط میکند، اما نکته این است که این احساس تنها از طریق کلام و گفتگو نمایان میشود.
دریای سخنها سخن خوب خدای است
پرگوهرِ باقیمت و پرلؤلؤِ لالا
هوش مصنوعی: دریای سخنها، گفتار نیکو از سوی خداست که پر از ارزش و گرانبهاست و حاوی الماسهایی از علم و دانش است.
شور است چو دریا به مثل صورت تنزیل
تأویل چو لؤلؤست سوی مردم دانا
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که شور و هیجان قرآن، مانند دریا وسیع و عمیق است، و تفسیر و تأویل آن مانند مرواریدی باارزش برای افرادی است که درک و دانایی کافی دارند.
اندر بن دریاست همه گوهر و لؤلؤ
غواص طلب کن، چه دوی بر لب دریا؟
هوش مصنوعی: در دل دریا همه چیزهای با ارزش و زیبا وجود دارد. غواص باید به دنبال این جواهرات باشد و نباید فقط به سطح دریا نگاه کند.
اندر بن شوراب ز بهر چه نهادهست
چندین گهر و لؤلؤ، دارندهٔ دنیا؟
هوش مصنوعی: در دل سرزمین شوراب، چه رازی نهفته است که این همه گوهر و مروارید در آن قرار داده شده است، آیا مالک دنیا به دنبال چه چیزی است؟
از بهر پیمبر که بدین صنع ورا گفت:
«تاویل به دانا ده و تنزیل به غوغا»
هوش مصنوعی: به خاطر پیامبر، که به او گفت: «تأویل را به دانایان بسپار و تنزیل را به شور و هیجان بده.»
غوّاص تو را جز گل و شورابه ندادهست
زیرا که ندیدهست ز تو جز که معادا
هوش مصنوعی: غواصی که در جستجوی گوهر است، به جز گل و آب گندیده چیزی از تو پیدا نکرده، زیرا او جز معاد و حیات پس از مرگ از تو چیزی ندیده است.
معنی طلب از ظاهر تنزیل چو مردم
خرسند مشو همچو خر از قول به آوا
هوش مصنوعی: از ظاهری که به ما عرضه شده، به دنبال درخواست و مفهوم عمیق نباش. مانند افرادی که از ظاهر و کلام خوشحال میشوند، نباش که فقط به حرفها اکتفا میکنی و به عمق مطالب توجه نداری.
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا
هوش مصنوعی: در شب قدر، روشنایی و زیبایی مانند یک چراغ در مسجد درخشان است و قلبت به حالتی شبیه شب یلدا، تاریک و طولانی به نظر میرسد.
قندیل مَیفروز، بیاموز که قندیل
بیرون نبَرَد از دل پرجهل تو ظلما
هوش مصنوعی: چراغ را روشن کن و بیاموز که این چراغ نمیتواند جهل و خامی که در دلت داری را بیرون کند.
در زهد نهای بینا، لیکن به طمع در
برخوانی در چاه به شب خطّ معما
هوش مصنوعی: تو در دیانت و زهد خود کور هستی، اما به امید بهرهوری از دنیا به سراغش میروی، و در این مسیر ممکن است خود را در چاهی بیفکنی که حل مشکلاتش دشوار است.
گر مار نهای، دایم از بهر چرایند
مؤمن ز تو ناایمن و ترسان ز تو ترسا؟
هوش مصنوعی: اگر تو مار نیستی، چرا مؤمنان همیشه از تو نگران و ترساناند؟
مخْرام و مشو خرّم از اقبال زمانه
زیرا که نشد وقف تو این کرّهٔ غبرا
هوش مصنوعی: از خوشحالی و شادمانی دوری کن، زیرا که زمانه به تو روی خوش نشان نداده و زندگی موقوف بر تو نیست.
آسیمه بسی کرد فلک بیخردان را
و آشفته بسی گشت بدو کار مهیّا
هوش مصنوعی: آسمان بیفکری و نابخردی را بسیار نگران کرده و باعث شده که کارها به شدت درهم و برهم و آماده شود.
دارا که هزاران خدم و خیل و حشم داشت،
بگذاشت همه پاک و بشد خود تن تنها
هوش مصنوعی: ثروتمند با داراییهای فراوان و خدمتکاران زیاد همه را رها کرد و به تنهایی به راه خود ادامه داد.
بازیست رباینده زمانه که نیابند
زو خلق رها هیچ، نه مولی و نه مولا
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک بازی است که انسانها در آن درگیر میشوند و به خاطر آن نمیتوانند هیچ چیزی را به دست بیاورند. نه کسی توانایی دارد که دیگران را رها کند و نه خودشان میتوانند آزاد باشند.
روزیست از آن پس که در آن روز نیابد،
خلق از حَکَم عدل نه ملجا و نه منجا
هوش مصنوعی: روزهایی خواهد آمد که در آن نه مردم جا و مکان امنی خواهند داشت و نه پناهگاه و refuge از عدل و انصاف.
آن روز بیابند همه خلق مکافات
هم ظالم و هم عادل، بیهیچ محابا
هوش مصنوعی: در آن روز، تمام مردم بدون هیچ ترسی، عذاب و سزا را تجربه خواهند کرد، چه آنهایی که ظالماند و چه کسانی که عادلاند.
آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع،
پیش شهدا دست من و دامن زهرا
هوش مصنوعی: در آن روز پر از اضطراب و ترس، در مقابل جمعیت و شهدا، من به دامن حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) چنگ زده بودم.
تا داد من از دشمن اولاد پیمبر
بدهد به تمام ایزد دادار تعالی
هوش مصنوعی: من دعا میکنم که دشمنان فرزندان پیامبر (ص) از جانب خداوند حکمی عادلانه دریافت کنند.