برگردان به زبان ساده
سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست
گر نشاید روزگارش در کنار ما رواست
هوش مصنوعی: سرو زیبای تو مانند آبی زلال از چشمان ما سرازیر است، اگرچه به ما اجازه نمیدهد که در کنار تو باشیم.
جای تو دانم که دایم در دل ریش من است
لیک آن مسکین سرگردان نمیدانم کجا است
هوش مصنوعی: من میدانم که تو همیشه در دل من هستی، اما نمیدانم آن بیچارهی سرگردان کجاست.
یاد لعلت میکنم آن هست صوتی در نهفت
وصف بالای تو میگوییم و آن قولیست راست
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی تو هستم و از این صدا در دل خود میگویم. توصیف زیباییات را با صداقت بیان میکنم.
در چمن روی گل از شرم و خجالت سرخ شد
وز حیا در پیش قدت هیچ سروی بر نخاست
هوش مصنوعی: در باغ، گل به خاطر خجالت سرخ شد و از آنجا که به حیا مشغول بود، هیچ سرو و درختی نتوانست در برابر قامت تو راست بایستد.
گر مقارن میشود با مهر تو ماه از کمیست
گر تشّبه میکند با زلف تو مشک از خطاست
هوش مصنوعی: اگر ماه در حضور تو به زیبایی تو شبیه میشود، به خاطر کمی زیبایی خود اوست. و اگر مشکی از زلف تو تقلید میکند، نشان از نقص خودش دارد.
بار سودایت کشم یا بار غم یا بار جان
رحمتی کن چون به گوشت میرسانم بارهاست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از بار سنگین احساسات و مشکلاتش سخن میگوید و از معشوق میخواهد که با رحمتی که دارد، به او کمک کند. او به وضوح نشان میدهد که یا باید عشق و شادی را تحمل کند، یا غم و اندوه را، و به او میگوید که بارها این احساسات را تجربه کرده است.
نالهٔ ناصر شبی بشنید و گفتا ای طبیب
خواب خوش هرگز نمیبینم چه روزِ این گداست
هوش مصنوعی: ناصر در شبی نالید و گفت: ای پزشک، من هرگز خواب خوش نمیبینم. چه روز بدی برای من است!