برگردان به زبان ساده
چو خط بر من کشیدی چشم دارم
که برگیری و خوانی ماهوارم
هوش مصنوعی: وقتی که با چشمانت بر من نگاهی میکنی، انگار زندگیام را در خطی کشیدهای و من انتظار دارم با همان نگاه قشنگ، به من توجه کنی و احساساتم را بخوانی.
مرانم سرزده چون خامه از پیش
که سر برخط فرمان تو دارم
هوش مصنوعی: من بدون اجازه و به طور ناگهانی نمیروم، چون همیشه آمادهام تا به دستورات تو عمل کنم.
ز جامت جرعهای برخاکم افشان
عزیزم کن که در دور تو خوارم
هوش مصنوعی: عزیزم، یک جرعه از جامت را بر زمین بریز تا من در گرد تو باطل و خوار نباشم.
مرا از ساغر لعلت میئی ده
که چشم شوخ تو کُشت از خمارم
هوش مصنوعی: به من از جام سرخ رنگت بنوشان، زیرا نگاه بازیگوش تو باعث شد که من از حسرت جان بسپارم.
دمی از عمر ماند و همدمی نیست
که پیش او دمی با جان بر آرم
هوش مصنوعی: دیگر از عمرم فقط لحظهای باقی مانده و هیچ همصحبتی ندارم که در این لحظه با او نفس بزنم و زندگی کنم.
تنم گر چه پیئی و استخوانیست
به پیمان چون کمانت استوارم
هوش مصنوعی: اگرچه بدن من از گوشت و استخوان ساخته شده است، اما به خاطر عشق و پیوندی که با تو دارم، مانند کمان محکم و استوار هستم.
اگر بی تو دمی از من برآید
دمم گیرد که آن را دم شمارم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بدون تو از من نفس خارج شود، آن نفس را معتبر میدانم و به شمار میآورم.
چو گرد از خاک من گردون بر آرد
به گرد کوی تو گردد غبارم
هوش مصنوعی: هرگاه که آسمان با باد، خاک من را به دور بکشاند، به گرد سرای تو تبدیل به غبار میشوم.
شبی بر خلوت تاریک ناصر
گذاری کن ببین چون میگذارم
هوش مصنوعی: شبی در سکوت و تاریکی، به ناصر سر بزن تا ببینی چگونه با او رفتار میکنم.