برگردان به زبان ساده
ز آتش دل هر شبی تا روز بگدازم چو شمع
عاشق دلسوز شب بیدار جان بازم چو شمع
هوش مصنوعی: از درد دل هر شب تا صبح میسوزم مانند شمعی که برای معشوقش میسوزد و شبها بیدار هستم تا جانم را فدای عشق کنم.
تا چه باشد رشتهٔ جان مرا انجام کار
بر سرآمد آتشی بازی در آغازم چو شمع
هوش مصنوعی: به چه چیزی ختم میشود عمر من؟ کارم به پایان رسیده است. مانند شعلهای که در آغاز مثل شمع میدرخشد، اکنون به آتشی خاموش تبدیل شدهام.
سوختی دوشم، رضا دادم که امروزم بکش
در شب آینده گر جان میدهی بازم چو شمع
هوش مصنوعی: دیشب خیلی سختی کشیدم و با تمام وجود تحمل کردم، حالا اگر امروز هم در دل شب بمیریم، باز مثل شمع آمادهام تا جانم را فدای عشق کنم.
پیش من نه یک قدم گر تیغ بر من میزنی
تا روان در زیر پایت سر اندازم چو شمع
هوش مصنوعی: اگر چاقو به سمت من میکشی و قصد آسیب زدن داری، حتی یک قدم هم جلو نیامدهام تا جانم را در زیر پاهایت قرار دهم، مانند شمعی که در آتش ذوب میشود.
بر درت خوارم چو حلقه روز و شب تا عاقبت
در میان حلقه بنشانی به اعزازم چو شمع
هوش مصنوعی: من در درگاه تو مانند حلقهای بیارزش هستم که روز و شب بیوقفه میگذرد، اما امیدوارم در نهایت تو مرا در میان حلقهات با احترام و ارج و قرب همچون شمع قرار دهی.
تیرهام در شام هجر ای خنجر خون ریز یار
زود برخیز از سر بوسی و بنوازم چو شمع
هوش مصنوعی: در تاریکی شب فراق، من دلی اندوهگین دارم. ای معشوق، زود برخیز تا به تو سلام دهم و مانند شمعی که در نور عشق میسوزد، تو را ناز و نوازش کنم.
سوی ناصر از وفا پروانهٔ وصلی فرست
تا ز دلگرمی به یادت خرقه در بازم چو شمع
هوش مصنوعی: به ناصر از روی وفا پیام عشق را بفرست، تا یاد تو را از دل گرم کند و مانند شمع در دل افروز باشد.