برگردان به زبان ساده
زرد شد روی من از زحمت بیداری شب
نکشد شمع چو من رنج گرفتاری شب
هوش مصنوعی: چهرهام از خستگی شبزندهداری زرد شده است؛ شمعی که مثل من درگیر زحمت شب است، نمیتواند به تحمل سختیهای آن ادامه دهد.
چرخ آلوده به خون دامن خود هر شامی
عاشقان را کند آگاه ز خونخواری شب
هوش مصنوعی: هر شب، زمانی که چرخ (زمان) آلوده به خون میشود، شباهنگام، عاشقان را با خبر میکند از بیرحمی و خونریزی که در تاریکی شب روی میدهد.
سگ کویت که بر او پادشهان رشک برند
با من است آن همه از دولت بیداری شب
هوش مصنوعی: سگ کوی تو که پادشاهان به او حسد میبرند، با من است و این همه از نعمت بیداری در شب است.
همچو عمرم شب وصل تو به زودی بگذشت
در فراق تو از این بود وفاداری شب
هوش مصنوعی: جایگاه وفاداری و عشق شب وصال تو، به سرعت گذشت، همچون عمرم. این فاصله و جدایی از تو باعث شده که احساس کنم وفاداری حاصلی ندارد.
نالهٔ زیر و بم از هر رگم آید چون چنگ
گر حکایت کنم از هجر تو و زاری شب
هوش مصنوعی: از تمام وجودم صدای ناله و اندوه بلند میشود، مثل آهنگی که از چنگ به گوش میرسد، وقتی که داستان دوری تو و غم شب را بازگو میکنم.
در شب هجر مرا از رخ خود دور مکن
که سبک باریام آید ز گران باری شب
هوش مصنوعی: در شب جدایی، مرا از زیباییات دور نکن، چون در این مواقع، احساس سبکی و راحتی نمیکنم و تاریکی شب میتواند برایم سنگین و دشوار باشد.
صبح روشن دمد از مهر رخت ناصر را
گر سر زلف سیاهت نکند یاری شب
هوش مصنوعی: صبح روشن با تابش خورشید، چهره نیکو و زیبا تو را میسازد. اگر یاری شب، زلف سیاهت را در دست نگرفته باشد.