برگردان به زبان ساده
دیده باغ است و لاله صورت یار
دل خراب است و گنج حضرت یار
هوش مصنوعی: چشمان من مانند باغی است که پر از گلهای لاله است و چهره محبوبم مانند آن گلها زیبا و دلانگیز است. دل من نیز خراب و آشفته است و گنجی که در آن نهفته، وجود عزیز و محبوب من است.
طلبی میکنم به یاری دوست
قدمی میزنم به قوّت یار
هوش مصنوعی: من از یار خود خواستهای دارم و با کمک او گام برمیدارم.
لافِ یاری بسی زنند ولیک
کس ندانست حقیقت یار
هوش مصنوعی: بسیاری در مورد دوستی و یاری سخن میگویند، اما حقیقت واقعی یار و دوست را هیچکس نمیداند.
بود و نابود من خاک ره است
عاجزم از ادای قیمت یار
هوش مصنوعی: وجود و عدم من به اندازه غبار راه است. من از پرداخت بهای عشق یار ناتوانم.
خرقه بفروش و جام باده بنوش
یک زمان گوش کن نصیحت یار
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره میشود که به جای گرفتار شدن در ریاضت و زهد، بهتر است گاهی به لذتهای زندگی بپردازیم و از نصیحتهای دوستان بهرهمند شویم. بنابراین میگوید که گاهی وقتها از سختگیریها فاصله بگیریم و از خوشیها و تجربیات زندگی لذت ببریم.
شیخ در مسجد و ما به کُنشت
او به سالوس و من به خدمت یار
هوش مصنوعی: در یک طرف، شیخ در مسجد به عبادت و ریاکاری مشغول است و در طرف دیگر، من در خدمت محبوب خود هستم.
کیست ناصر که لاف عشق زند
ذرهای ز آفتاب طلعت یار
هوش مصنوعی: کیست که در این جهان ادعای عشق کند، در حالی که زیبایی محبوب مانند نور آفتاب است و هر کس نمیتواند به اندازهای که او را میبیند، در مورد عشق خود گفتوگو کند.