برگردان به زبان ساده
هر زمان دل را جگر از دست دیده خون شود
عاقبت تا حال دل با چشم خونی چون شود
هوش مصنوعی: هر بار که دل به شدت آسیب میبیند، از شدت ناراحتی و درد، چشمانم پر از اشک و خون میشود. بالاخره، دل و چشم به حالت نزار و غمگینی میرسند.
دل همیخواهد که رویت را ببیند یک نظر
دم به دم خون گردد از راه نظر بیرون شود
هوش مصنوعی: دل میخواهد که یک بار چهرهی تو را ببیند، اما هر لحظه که تو را مینگرد، خون قلبش به جوش میآید و از دلش بیرون میشود.
بهر رویت گر جواب لنترانی میدهی
قامت من لام گردد، پشت من چون نون شود
هوش مصنوعی: اگر برای دیدن تو پاسخی به من نمیدهی، قد من لاغر و نحیف میشود و کمرم مانند حرف نون خم میگردد.
لعل تو شیرین بیابد خسروی دعوی کند
روی تو لیلی ببیند همچو من مجنون شود
هوش مصنوعی: چشمهای تو برای دیگران شیرین و جذاب است، آنقدر که با زیباییات خیال میکنند مثل لیلی هستند و هر کس با دیدن تو، همچون من، عاشق و دیوانه میشود.
تا تن چون کاه من کاهد چو ماه چارده
در دلم چون ماه نو مهر کهن افزون شود
هوش مصنوعی: وقتی بدن من ضعیف و ناتوان میشود، دل من به روشنی و زیبایی میدرخشد و محبت و عشق بیشتری در آن جریان پیدا میکند.
دیده گر پیشت نویسد از سیاهی نامهای
خون چکد از خامه و روی ورق گلگون شود
هوش مصنوعی: اگر چشمان من از تیرگیها برایت نامهای بنویسند، این نامه با اشکهای خونین نوشته خواهد شد و صفحهاش گلگون و زیبا خواهد شد.
ناصر از شعری برد بازار ماه و مشتری
زهره در میزان نگنجد گر چنین موزون شود
هوش مصنوعی: ناصر از شعر خود بهرهای میبرد که در آن زیبایی و جذابیت را به تصویر کشیده و میگوید: اگر اینگونه شاعرانگی در کار باشد، زیبایی ماه و زهره را نمیتوان در هیچ معیاری اندازهگیری کرد.