برگردان به زبان ساده
یار تنها شد و آن به که به تنها نرود
جان من رفت بدو تا تنِ تنها نرود
هوش مصنوعی: دوست من تنها شد و بهتر این است که روح من هم به همراه او برود، تا اینکه جسم بدون روح باقی بماند.
او همیرفت چو باد و ز تن خاکی من
گَرد آویخته در دامن او تا نرود
هوش مصنوعی: او مانند باد در حال حرکت بود و من از خاک خودم گردی به دامن او آویخته بودم تا او نرود.
خیز و پیغام بَر ای باد، خدا را، و بگو
تا دمی سایهٔ لطفش ز سر ما نرود
هوش مصنوعی: بیدار شو و ای باد، پیامی به خدا بفرست و بگو که سایهٔ رحمت او هرگز از سر ما دور نشود.
نیست جز باد صبا قاصد و همدم او نیز
سخت سست است ندانم برود یا نرود
هوش مصنوعی: تنها پیامآور و همراه او نسیم صباست و خود او نیز بسیار ناپایدار و ضعیف است؛ نمیدانم که آیا خواهد رفت یا نه.
عهد کردم که درین راه ز سر سازم پای
برود سر به سر عهد اگر پا نرود
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که در این مسیر، با تمام وجود قدم بردارم، اگر همیشگی باشد. اگر نتوانم قدم بردارم، هر چه قول دادهام بیفایده خواهد بود.
برق گر تیغ زند کوه کمر نگشاید
باد اگر حمله کند نارون از جا نرود
هوش مصنوعی: اگر برف و طوفان کوه را بشکافد، ناخواسته کمر کوه خم نخواهد شد. همچنین اگر باد بیفتند و حمله کند، درخت نارون از جا نخواهد جنبید.
ناصر این قلب مُزور که به ضرب عشق است
به چه کار آید اگر در سر سودا نرود
هوش مصنوعی: ناصر، این قلب دروغین که تحت تأثیر عشق است، به چه دردی میخورد اگر نتواند به خواب و خیال عاشقانه فرو رود؟