برگردان به زبان ساده
دوش خیال رخت در دل دیوانه بود
عاشق بی کیش را صومعه بتخانه بود
هوش مصنوعی: دیشب در خیال تو، قلب دیوانهام به شدت مشغول بود و برای عاشق بیدینی که هستم، صومعهام بهسان معبد عشق توست.
پرده بر انداخت حُسن بر سر بازار عشق
کاسدی جان و دل، رونق جانانه بود
هوش مصنوعی: زیبایی در بازار عشق به نمایش درآمد و قلب و جان من که بیروح و بیرمق بود، دوباره جان گرفت و شاداب شد.
گریهٔ تو در وداع بهر هلاک من است
شمع که شب میگریست، ماتم پروانه بود
هوش مصنوعی: گریهٔ تو هنگام وداع موجب نابودی من است، مانند شمعی که در شب میگرید و این ماتم، یادآور پروانهای است که برایش میسوزد.
خوی به ناز تو کرد، عاقبتانگیز حسن
روی چه سود آشنای، خوی چو بیگانه بود
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز تو باعث شده که رفتارها و ویژگیهای خاصی از خود نشان دهم، اما چه فایده اگر تعلق و دوستیام با تو همچون یک بیگانه باشد؟
شب به من افسانه کفت، یار همان بود عمر
حاصل روز حیات، خود همه افسانه بود
هوش مصنوعی: شب به من قصهای گفت: یار همان کسی بود که عمر پربار من در روزهای زندگی، خود تماماً داستانی بیش نبود.
صبر و قراری گزید، عقل ز هوشی که داشت
سر به خرابی نهاد، عشق که دیوانه بود
هوش مصنوعی: او تصمیم به صبر و تحمل گرفت، و به خاطر هوش و فراستش، عقلش به نابودی کشیده شد، در حالی که عشق که حالت دیوانگی داشت.
شیخ ز ناصر دگر صحبت پیمان مجوی
چون ز ازل کار او با می و پیمانه بود
هوش مصنوعی: از ناصر دیگر دنبال صحبتهایی که از قبل تعیین شدهاند نباش، زیرا از ازل کار او با می و پیمانه بوده است.