برگردان به زبان ساده
هم چو چشم بدرقیبان از تو دورم میکنند
زار میگریم که دور از تو به زورم میکنند
هوش مصنوعی: چشمهایم مانند دلهای دردمند، از تو فاصله میگیرند و به همین خاطر با حالتی غمگین گریه میکنم؛ زیرا دوری از تو، به اجبار بر من تحمیل میشود.
من که چون فرهاد شیر از جوی شیرین خوردهام
شور عشق و تلخی می تلخ و شورم میکنند
هوش مصنوعی: من که مانند فرهاد از شیرینی زندگی و عشق نوشیدهام، حالا این شور و تلخیهاست که مرا درگیر کرده و به حالت تلاطم میاندازد.
بیشتر خواهم چو مار خسته پیچیدن به عشق
گر لگدکوب ملامت همچو مورم میکنند
هوش مصنوعی: میخواهم به عشق، همچون ماری خسته خود را بپیچم و با وجود اینکه ممکن است دیگران مرا زیر پا بگذارند و به من انتقاد کنند، باز هم ادامه میدهم.
صد قیامت دارم از عشقت، چه غم دارم از آنک
غصه و غم زنده هر ساعت به گورم میکنند
هوش مصنوعی: من از عشق تو به اندازهای درد و رنج دارم که دیگر نسبت به غم و اندوهی که هر لحظه مرا به خاک میبرد، نگران نیستم.
من در آتش غرق و هرکس گویدم دل جمع دار
پندگویان بر سر آتش صبورم میکنند
هوش مصنوعی: من در آتش غرق شدهام و هر کسی که به من میگوید آرام باش، در واقع خودشان در آتش صبر و تحمل میسوزند.
زلف و خالش بسکه میآیند در چشمم چو دود
هر شبی تا صبحدم از گریه کورم میکنند
هوش مصنوعی: موهای او و چهرهاش آنچنان در چشمانم مجذوبکننده است که هر شب مانند دودی افشان میشود و تا صبح با اشکهایم چشمانم را کور میکند.
ناصر از مهر بتان چون ماه روشن میشود
گر چه همچون ماه نو بیتاب و نورم میکنند
هوش مصنوعی: ناصر از زیبایی و محبت بتان درخشان و چون ماه میشود، اگرچه گاهی مانند ماه نو بیتاب و درخشش کمتری دارد.