برگردان به زبان ساده
چون سر زلف سیه پوشت سراندازی کند
جانم اندر خلوت دل خرقه پردازی کند
هوش مصنوعی: وقتی که موهای سیاه تو را بر روی شانه میریزی، جانم در تنهایی دل چهرهای از عشق و زیبایی به خود میگیرد.
شمع داند حال سرمستان بزم خاص را
کو هم اندر آتش سودا به سر بازی کند
هوش مصنوعی: شمع از حال و هوای مستهای میخانهای که در آتش عشق و آسودگی غرق شدهاند، باخبر است؛ زیرا آنها به نوعی در این آتش بازی میکنند.
زاهد اندر مجلس عشاق ره یابد اگر
در هوای شاهبازان، پشهای بازی کند
هوش مصنوعی: اگر زاهدی در جمع عشاق حضور یابد و به عشق و شوق واقعی دچار شود، حتی اگر در ظاهر به اندازه یک پشه هم باشد، میتواند راهی به سوی بزرگی و عرش را بیابد، اگر در دل خود حال و هوای پرواز را داشته باشد.
رازت ار با کس نگویم، اشک بر رو افکند
مُشک اگر پوشیده دارم، بوی غمازی کند
هوش مصنوعی: اگر راز تو را به کسی نگویم، حتی اگر در چهرهام اشک باشد، همانند عطر خوشبویی که پنهان کردهام، خبر از غم و اندوه من خواهد داد.
سرو اگر آزادی قد تو گوید در چمن
نارون را شرم بادا گر سرافرازی کند
هوش مصنوعی: اگر سرو در باغ به قد و زیبایی تو ببالد، درخت نارون باید شرمنده باشد اگر بخواهد خود را بلند و شکوهمند نشان دهد.
چون صبا برقع براندازد ز گلزار رخت
ناصر شوریده چون بلبل سخن سازی کند
هوش مصنوعی: وقتی نسیمی پرده از چهره گلزار بردارد، ناصر شوریده مانند بلبل شروع به سخن گفتن میکند.