برگردان به زبان ساده
سخن زلف تو گفتم نفسم مشکین شد
صفت لعل تو کردم دهنم شیرین شد
هوش مصنوعی: وقتی درباره زیباییهای مویت صحبت کردم، نفسام عطرین و خوشبو شد و زمانی که از رنگ لبت تعریف کردم، طعم دهانم شیرین و خوشایند گشت.
ذوق فرهاد کم از لذت پرویز نبود
که همه تلخی کامش ز لب شیرین شد
هوش مصنوعی: ذوق فرهاد از لذت پرویز کمتر نبود، چراکه تمامی تلخیهای زندگیاش با لب شیرین محبوبش شیرین شد.
پیش ازین راهبر اهل سعادت بودم
رهزنم صوت مُغنی و می رنگین شد
هوش مصنوعی: قبلاً من راهنمای کسانی بودم که راه سعادت را میپیمودند، اما اکنون با شنیدن صدای خواننده و نوشیدن شراب، از مسیر خود منحرف شدهام.
نتوان داشت ز عهد تو دگر چشم وفا
که به عهد تو جفا رسم و ستم آئین شد
هوش مصنوعی: نمیتوان به عهد تو امید وفا داشت، چون رفتار تو پر از ظلم و ستم شده است.
ماه بر گرد خود از طرهٔ شب پَرچین بست
چون سر زلف تو از باد صبا پُر چین شد
هوش مصنوعی: ماه در دل شب، ناز و زیبایی خود را به نمایش گذاشته است، درست مانند این که موهای تو در اثر نسیم صبح، پر از چین و تاب شدهاند.
بر بساط تو پیاده بنهادم رخِ زرد
بار گیر هنرم اسب سعادت زین شد
هوش مصنوعی: بر روی وسعت تو، با چهرهای زرد نشستهام که نشان از ناراحتی و بیحالیام دارد. در این حال، خوشبختی به من روی آورده و سوار بر اسب خوششانسیام شده است.
دل ناصر که کشیدی سر رفعت بر چرخ
رفت در طرهٔ مشکین تو و مسکین شد
هوش مصنوعی: دل ناصر با زیبایی و شکوهی که در چهره تو بود، به آسمان رفت و حالا او گرفتار عشق تو شده است.