برگردان به زبان ساده
ما را سر کفر و غم اسلام نباشد
جائی که همه ننگ بود نام نباشد
هوش مصنوعی: ما در جایی که تنها نام ننگ و عیب وجود دارد، نه به کفر اهمیت میدهیم و نه به غم دین اسلام.
در مجلس خاصان دف و چنگ و می صافی
خوش باشد اگر درد سر عام نباشد
هوش مصنوعی: در جمع دوستان خاص، نوازندگی دف و چنگ و نوشیدن می خالص لذتبخش است، به شرطی که دردسرهای عمومی وجود نداشته باشد.
ای مدّعی بر من مفشان خرقهٔ سالوس
مرغ دل ما بستهٔ هر دام نباشد
هوش مصنوعی: ای مدعی، به من تهمت نزن و خود را مظهر صلاح نشان مده، زیرا روح من به هر دام و تلهای که به وجود میآید، وابسته نیست و از آن آزاد است.
از باده تو کار دل ما خام مینداز
عاشق که می پخته خورد خام نباشد
هوش مصنوعی: از نوشیدنی تو دل ما را خراب نکن، زیرا عاشق باید به اندازهای در عشق پخته شود که نابالغ نباشد.
زین هم نفسان هیچ ندانیم که گیرد
دست من شوریده اگر جام نباشد
هوش مصنوعی: ما از دوستان و هم نشینان هیچ نمیدانیم؛ اگر که در دست من جامی نباشد، چگونه دست شوریدهام را بگیرد.
هرگز سر من خاک ره باد مبادا
گر رهگذرش گوشهٔ آن بام نباشد
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم گذاشت که سرم به خاک راه باد بیفتد، اگر آن رهگذر نزدیکی به گوشهٔ آن بام نداشته باشد.
ای مهر اگر از مطلع اقبال برآئی
تا روز ابد صبح مرا شام نباشد
هوش مصنوعی: ای خورشید، اگر از شروع خوشبختی طلوع کنی، تا ابد روز من شب نخواهد بود.
هرچند که دل میببرد نرگس رعنا
چون نرگس جادوی تو بادام نباشد
هوش مصنوعی: هرچند که نرگس زیبا دل را میبرد و جذاب است، اما چشمنواز تو به اندازهی نرگس جادویی نیست و مثل بادام نمیتواند دلربا باشد.
اوراق بسوزد همه از گفتهٔ ناصر
مانع اگر از گریهٔ اقلام نباشد
هوش مصنوعی: اگر تمام نوشتهها بسوزند، این به خاطر سخنان ناصر است و تنها در صورتی این اتفاق نمیافتد که از اشکها و احساسات نوشتهها جلوگیری نشود.