برگردان به زبان ساده
چون ز کویت هر سحر بوئی به گلشن میرسد
غنچه را چاک گریبان تا به دامن میرسد
هوش مصنوعی: هر صبح که نسیم خوشی از سوی تو به باغ و گلستان میوزد، غنچههای گل به شوق و شوری میافتند و پردههای خود را میدرند تا به دامن سرسبز تو برسند.
ما اسیر هجر و دایم در وصال تو رقیب
شاه را گنج و گدا را کُنج گُلخن میرسد
هوش مصنوعی: ما در عذاب جدایی هستیم و همیشه در حال انتظار وصالت، در حالی که رقیب تو به ثروت میرسد و آدمهای فقیر نیز به آرامش و راحتی میرسند.
چرخ را از نالهام میبگذرد تیر از سپر
ماه را از آه من آتش به خرمن میرسد
هوش مصنوعی: زمان با نالههای من حرکت میکند، تیر از سپر عبور میکند و احساسات عمیق من باعث شعلهور شدن آتش در خرمن میشود.
صبحدم بر من بسوزد آسمان را دل ز مهر
گر بدو یک دم زنم زان غم که بر من میرسد
هوش مصنوعی: صبحدم آسمان به خاطر عشق او بر من خواهد سوخت، اگر فقط برای یک لحظه از این درد رها شوم، غمی که بر من مستولی شده است.
ای دل من چاک هجران تو خواهد یافت وصل
اینک از مژگان رهآورد تو سوزن میرسد
هوش مصنوعی: ای دل من، درد جدایی تو به وصال رسیده است و اکنون از چشمان تو، پیامی به من میرسد که به اندازه سوزن تیز و عمیق است.
خاطر مهجور درویشی را به مأوا میکشد
قالب رنجور مسکینی به مسکن میرسد
هوش مصنوعی: دل آرام و آرامشناپذیر یک درویش، او را به مکانی امن و راحت میبرد. جسم آسیبدیده یک فرد فقیر نیز به خانه و مکانی مناسب میرسد.
دیده میبیند رخت را، دل همیبیند فروغ
خانهٔ تاریک را نوری ز روزن میرسد
هوش مصنوعی: چشم به زیبایی تو مینگرد و دل هم، روشنی خانهٔ تاریک را میبیند که از روزن میتابد.
سوی مصر خویش ناصر کوری فرعون را
چون کلیمالله از وادی ایمن میرسد
هوش مصنوعی: به سوی سرزمین مصر، ناصر به فرعون کمک میکند، همچون موسی (کلیمالله) که از درهای امن و آرام به او میرسد.