برگردان به زبان ساده
در میکده می در خمی، میگفت و میزد جوشها
تا من ز دُردی نگذرم، ننشینم آنگه با صفا
هوش مصنوعی: در میخانه، وقتی که مشغول نوشیدن و خوشگذرانی بودم، صحبت میکردم و هیجان داشتم تا اینکه از حالت مستی خارج نشوم و به آرامش نرسم.
تا من نگردم لعلگون، نایم ز علتها برون
گرد دهان نازکان گشتن نمیشاید مرا
هوش مصنوعی: تا وقتی که من به زیبایی و جذابیت نرسم، نمیتوانم از مشکلات و دردسرها رهایی پیدا کنم و نمیتوانم به خاطر دلرباها و دلنشینیها متوجه خودم بشوم.
گر با مخالف میرسم، تندی و تیزی میکنم
پیش حریف خویشتن هستم همه نوش و شقا
هوش مصنوعی: اگر با دشمنان خود برخورد کنم، در مواجهه با آنها تند و تیز میشوم، اما در حضور دوستانم، شاد و خوشحال هستم.
چون شد سبو از می تهی، پر گشت از ما باطنش
هر دم نهد سر بر زمین کبرش نماند از کبریا
هوش مصنوعی: وقتی که ظرف شراب خالی شد، باطن آن یعنی درونش هر لحظه بر زمین سر فرود میآورد و دیگر از عظمت و بزرگی خبری نیست.
آن ابر در دریا کشی، میبود از آن رو سیل او
سرمست و غلتان میرود، سر را نمیداند ز پا
هوش مصنوعی: ابر به دریا میافتد و به همین دلیل، سیل آن سرش را نمیداند و در حال غلتیدن و سرمستی است.
از جام زرین ملک ذره به بوئی مست شد
گه چرخ میزد در زمین، گاهی معلق در هوا
هوش مصنوعی: از دور جام طلایی به هوا تاب میخورد و بوی خوشی به مشام میرسید. گاهی بر زمین میچرخید و گاهی در هوا معلق میماند.
خمها به دست جام می، پیغام ناصر میدهند
گر ذوق هستی بایدت سر را بنه بر پای ما
هوش مصنوعی: شراب در دست خمها به پیغام ناصر میرسد. اگر لذت میخواهی، باید سر خود را بر پای ما بگذاری.