برگردان به زبان ساده
من دگر دم نزنم گر چه دمم همدم نیست
خود مرا زهره که پیش تو بر آرم دم نیست
هوش مصنوعی: من دیگر صحبت نمیکنم، حتی اگر نتوانم تنها نباشم. جرئت آن را ندارم که در حضور تو چیزی بگویم.
مردم دیده برون میکنم از خانهٔ چشم
تا نبیند رخ خوب تو که او محرم نیست
هوش مصنوعی: من تا وقتی که کسی محرم نیست، باعث میشوم که مردم چشم از دیدن روی زیبا و دلربایت بردارند و از منزل چشمانم بیرون بروند.
دل سخت تو به هنگام جفا چون سنگ است
اینقدر هست که در عهد و وفا محکم نیست
هوش مصنوعی: دل سرد و سخت تو در زمان ظلم و جفا مانند سنگ است، اما در زمانی که پایبند به عهد و وفا باشی، اینقدر محکم نیست.
دی به زاری ز بتی مهر طلب کردم و گفت
طمع از ما مکن آن چیز که در عالم نیست
هوش مصنوعی: روز گذشته با دلشکستگی از یک معشوق خواستم که محبتش را به من عطا کند، اما او گفت که توقع نداشته باش، زیرا چیزی که میخواهی در این جهان وجود ندارد.
گفتم از درد تو شب تا به سحر مینالم
گفت: مینال که این درد تو را مرهم نیست
هوش مصنوعی: گفتم از درد تو تا صبح میزنم ناله و شکایت، او گفت: ناله کن، ولی بدان که برای این درد تو هیچ درمانی وجود ندارد.
چیست ایوان فلک، خانهٔ ماتم زدگان
همه را هست چنین، یا دل ما خرم نیست؟
هوش مصنوعی: چرا ایوان آسمان چنین غمگین و تاریک است؟ آیا همه در این دنیا چنین حالتی دارند، یا فقط دل ما شاد نیست؟
یک زمان بی می و معشوق نباشی ناصر
چون یقین نیست که در دولت شادی غم نیست
هوش مصنوعی: مدتی بدون شراب و محبوب نگذران، زیرا مطمئن نیستی که در روزهای خوشی، غم و اندوه نخواهی داشت.