برگردان به زبان ساده
همچو رخسار تو مه بر گوشهٔ افلاک نیست
همچو بالای تو سروی در چمن چالاک نیست
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو مانند ماهی است که در آسمان وجود ندارد و همچون قامت بلند تو، در باغها سروی چابک پیدا نمیشود.
مهر حسنی دارد اما نیست ایمن از زوال
گل تو را ماند دریغا دامن گل پاک نیست
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی حسن شکیبایی دارد، ولی هیچکس از از دست دادن آن مصون نیست. همانطور که گلها عمر کوتاهی دارند و پاکی و زیبایی آنها دائم نمیماند، دامن گل نیز از آسیب و کمحالی در امان نیست.
یا رب اجزای وجودت از چه درخور کردهاند
کین همه حسن و لطافت حد آب و خاک نیست
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، اجزای وجود تو به چه نحوی آفریده شدهاند که این همه زیبایی و نرمی نمیتواند تنها به حد و مرز آب و خاک محدود باشد؟
باک از آن دارم که از من بر دلت باشد غبار
گر اجل از من برانگیزد غباری باک نیست
هوش مصنوعی: من نگران این هستم که بر دل تو آثاری از من بماند، اما اگر مرگ مرا از دنیا ببرد، دیگر از هیچ چیزی نگران نخواهم بود.
غنچه هر شب در هوایت میدهد خود را به باد
بی سبب پیراهن گل هر سحرگه چاک نیست
هوش مصنوعی: هر شب غنچه به خاطر تو خود را به باد میسپارد و بدون هیچ دلیلی، پیراهن گل هر صبحگاه پاره نمیشود.
راه بخشم بر درِ خود تا در آمیزد به خاک
گر چه این شخص ضعیفم کمتر از خاشاک نیست
هوش مصنوعی: من در را بر خودم باز میکنم تا خاک و زمین با هم درآمیزند، هرچند که من این انسان ضعیف، ارزشی کمتر از تکهای خاشاک ندارم.
ناصرش میگفت چون کُشتی به فتراکم ببند
گفت این صید از ضعیفی قابل فتراک نیست
هوش مصنوعی: ناصرش میگفت: وقتی که کمبودها و تنگناها را مانند صید در نظر بگیریم، باید بدانیم که این صید به خاطر ضعفش نمیتواند در تنگنای ما گرفتار شود.