برگردان به زبان ساده
دوش چون آفتاب روشن رای
سوی مغرب کشید رایت رای
هوش مصنوعی: دیشب، هنگامی که آفتاب به سمت غرب غروب میکرد، پرچم رای (گروه یا نظریه) به سمت مغرب حرکت کرد.
عرصهٔ ملک شام را بگشاد
خسرو چین به تیغ قلعه گشای
هوش مصنوعی: شاه چین با قدرت و شمشیر خود، درهای شهرها و قلعههای سرزمین شام را گشود.
فلک از سرخ و زرد و سبز و بنفش
علمی برفراخت گردون سای
هوش مصنوعی: آسمان با رنگهای سرخ، زرد، سبز و بنفش خود، علمی را بر افراشته است که نماد زیبایی و تنوع طبیعت است.
در سیاهی شب کمین کردند
صف مه پیکران مهر آرای
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، گروهی از افراد دلآرای آماده شدهاند تا نقشهای بچینند.
همه عریان نمای پوشیده
از صفا پیرهن ز نور قبای
هوش مصنوعی: همه بدون لباس، اما با ظاهری زیبا و پاک، شبیه به کسی که پیراهنی از نور به تن دارد، نمایان هستند.
غرهٔ ماه گشت چون افکند
زردهٔ مهر نعل زر از پای
هوش مصنوعی: وقتی که ماه به زیبایی و درخشانی خود افتخار میکند، مانند وقتی است که زردی خورشید نعل طلایی را از پا میافکند.
هیات ماه عید شمسهٔ زر
صورت طاق چرخ پرده سرای
هوش مصنوعی: درخشش ماه در شب عید مانند نوری در میان آسمان است که به زیبایی تزیین شده و فضای اطراف را روشن کرده است.
ماه نور است در سرای سپهر
کژ چو آبروی مهوشان سرای
هوش مصنوعی: ماه به عنوان منبع نور در آسمان، زیبایی و درخشندگی خاصی دارد، مانند زیبایی و محبوبیتی که افراد جذاب و دوستداشتنی دارند.
حلقهٔ گوش دلبران ختن
بارهٔ دست لعبتان خطای
هوش مصنوعی: گوشوارهای که دلبرهای ختن دارند، مانند دستهای بازیگوشی است که اشتباه میکنند.
بر افق زهره مینواخت نوا
با دف و چنگ و عود و بربط و نای
هوش مصنوعی: در آسمان، سیاره زهره با نغمهای زیبا و دلنواز به نواختن سازهای مختلفی مانند دف، چنگ، عود، بربط و نای مشغول بود.
نیزهٔ شاه بود شکل سماک
کرده از ماه عید حلقه ربای
هوش مصنوعی: نیزهای که در دست شاه است، به شکل ستارهی سماک درآمده و در عید، حلقهای زیبا و دلربا را به نمایش گذاشته است.
خسرو بحر و بر جلالالدین
آنکه بر تخت ملک دارد جای
هوش مصنوعی: خسرو دریا و زمین، جلالالدین کسی است که بر تخت سلطنت نشسته و مقام والایی دارد.
ماه اوج سریر شیخ حسین
آفتاب ملوک و ظل خدای
هوش مصنوعی: ماه در اوج خود، مانند تخت شیخ حسین میدرخشد و به عنوان خورشید ملوک و سایهای از خداوند جلوهگر است.
پادشاهی که از حمایت او
نکشد کاه جور کاهربای
هوش مصنوعی: پادشاهی که از حمایت او بهرهمند نشود، هیچگونه ظلم و ستمی را تحمل نخواهد کرد.
علمش را مزاج کین عقاب
چتر او را خواص ظل همای
هوش مصنوعی: عقاب با دانش و فهم خود به طور طبیعی در زیر چتر و سایهبان همای قرار میگیرد، که نشان دهندهی ویژگیهای خاص اوست.
صبح و شام از هوای همت اوست
دل پر خون آسمان دروای
هوش مصنوعی: صبح و شام تحت تأثیر اراده اوست و دل آسمان از این عشق و آرزو پر از درد و غم است.
فلک آئینهای ست زنگ پذیر
تیغ او صیقلیست زنگ زدای
هوش مصنوعی: آسمان مانند آینهای است که زنگار گرفته و تیره شده است، اما شمشیر او، مانند یک وسیله صیقل دهنده، این زنگار را پاک میکند.
چون زمین از تو شد بهشت آسا
در بهشت زمان خود آسای
هوش مصنوعی: زمانی که زمین به زیبایی و خوشی تو تبدیل شد، در این بهشت باید آسوده خاطر باشی.
گر چه ظلمی به روزگار تو نیست
تا توانی به سوی عدل گرای
هوش مصنوعی: اگرچه در زندگیات چیزی نادرست وجود ندارد، اما اگر میتوانی به سمت عدالت حرکت کن.
ای مکان تو به ز روح، بزی
وی زمان تو خوش چو عمر بپای
هوش مصنوعی: ای جای تو از روح هم بهتر است، زیرا که زمان تو مانند عمر، خوشایند و دلپذیر است.
تا چو غربال درع بدخواهت
گردد از نیزهٔ تو خون پالای
هوش مصنوعی: اگر دشمنان تو به مانند غربالی شوند که خونهای پاک را از تیر تو جدا کند، پس بدان که تو باید با قدرت و دقت عمل کنی.
آتش قهر تو چو برخیزد
خاره را نرم کند چون لای
هوش مصنوعی: زمانی که خشم تو چون آتش شعلهور میشود، حتی سختترین و خشنترین چیزها را هم نرم میکند.
ای چو آب حیات عمر افزا
وی چو باد سموم جان فرسای
هوش مصنوعی: ای مانند آب که زندگیبخش و عمر را افزایش میدهد، و مانند باد شدید که زندگی را میآزارد.
باد بر عزم تو نیابد دست
کوه با حزم تو ندارد پای
هوش مصنوعی: باد نمیتواند عزم و ارادهی تو را به هم بریزد، چون کوه به محکم بودن و استقامت تو نمیرسد.
همچو خورشید تیغ زن امروز
برنشین بر سمند و بیرون آی
هوش مصنوعی: مانند خورشید که با قدرت و روشنایی میدرخشد، امروز سوار بر اسب خود شو و خود را به جلو نشان بده.
آن فلک جنبش ملک منظر
آن زمان سرعت زمین پیمای
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حرکات آسمان و سرعته زمین میپردازد. به نظر میرسد که زمان در حال گذر است و تأثیر آن بر حالت و منظر زمین قابل مشاهده است. آسمان با حرکت خود، بر جلوههای زمین تأثیر میگذارد و این خیزش و تغییرات نمایانگر سرعت زمان هستند.
کرهٔ باد پای آتش نعل
کوههٔ خارهٔ سم آهن خای
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی توصیف سنگینی و قدرتی است که ناشی از آتش و مواد سخت مانند آهن است. میتوان گفت که ترکیب آتش و سختی آهن به وجود آورنده نیرویی قوی و تاثیرگذار است. این تصویر به نوعی به احساسات و حالاتی اشاره دارد که از ترکیب این عناصر به وجود میآید.
مجمع عید را چو شمع افروز
طاق محراب را بر وی آرای
هوش مصنوعی: جشن را مانند شمعی درخشان تزئین کن و نور آن را بر روی طاق محراب بپاش.
ماه از رأی تو نتابد روی
مهر جز روی تو ندارد رأی
هوش مصنوعی: ماه بر اساس نظر تو نمیتابد، و هیچ زیباییای جز زیبایی تو ندارد.
شهریاران به منت تو اسیر
پادشاهان به سدهٔ تو گدای
هوش مصنوعی: پادشاهان بزرگ در برابر لطف و کرامت تو به بندگی درآمدهاند و حتی فرمانروایان نیز در سایهی وجود تو همچون گدایان زندگی میکنند.
در دولت سرای تو گوید
بخت را مرحبا بیا و در آی
هوش مصنوعی: در سرای تو، بخت به خوشی و شادمانی میگوید: خوش آمدی، بیا و در اینجا بمان.
بحر بر گوهرش همیلرزد
که از او دست تو بر آرد لای
هوش مصنوعی: در دریا، جواهر درخشان آن به شدت میلرزد، زیرا از آن میتوانی بهترینها را بیرون بیاوری.
از کفت بحر و کان همینالد
بحر و کان را تلطفی فرمای
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر بیت میتوان اینطور بیان کرد که وقتی نگرانی و ناراحتی از دل کسی برمیخیزد، حتی طبیعت و محیط هم تحت تأثیر آن احساسات قرار میگیرد و به نوعی همدردی میکند. در اینجا، دریا به عنوان نماد وسعت و عمق، ناله و شکایت شخص را میشنود و بهرهمندی از لطافت و محبت را از طرف این فرد طلب میکند. این تصویر نشاندهنده پیوند عمیق میان احساسات انسانی و زیباییهای طبیعی است.
بر یتیمان بحر رحمت کن
بر جگر گوشگان کان بخشای
هوش مصنوعی: به یتیمان و بیپناهان محبت و رحمت کن، زیرا آنها مانند جگرگوشهگان عزیز و دوستداشتنی هستند.
ناصرا شکر نعمت شه گوی
به شکایت مگرد یاوه درای
هوش مصنوعی: ای ناصر، شکر نعمتهای خدا را به جا بیاور و از ناله و شکایت پرهیز کن که این کار بیهوده است.
بار هایل ز دهر کش چو هیون
چه درائی به هرزه همچو درای
هوش مصنوعی: باران سعادت از آسمان زندگی بر زمین وجود میریزد، اما هنگامیکه انسانهای بیهدف و بیهوده به دنبال لذتهای زودگذر میروند، تمام تلاشها و نعمتها بینتیجه خواهد بود.
چشم نه بر رضای خسرو، هان
گوش دار از ملال سلطان، های
هوش مصنوعی: به چشمانت توجه کن که رضا و خوشنودی شاه را ببیند، و از ناراحتی و بیحوصلگی سلطان پرهیز کن.
اینقدر گوی اگر مجال بود
کای به عدلت خدای راهنمای
هوش مصنوعی: اگر فرصتی بود، میخواستم به بسیاری از خوبیها و عدالتهای تو بگویم، ای خدای راهنما.
دست سلطان چو ابر گوهر بخش
طبع چاکر چو بحر گوهر زای
هوش مصنوعی: دست فرمانروا مانند ابری است که جواهرات میبخشد، و ذات بنده مانند دریا است که جواهرات را به وجود میآورد.
حیف باشد که همچو زلف بتان
افکند دهر کار او در پای
هوش مصنوعی: نمیشود که با این همه زیبایی، کار و سرنوشت او به سادگی نادیده گرفته شود.
تا بود تیز کلک صورتگر
تا بود چنگ زهره پرده سرای
هوش مصنوعی: تا زمانی که هنرمند باهوش و چیرهدستی در کارش مشغول است، زیبایی و جلوههای هنری نیز در صحنه وجود دارد.
باد ایمن ز چنگ محنت و غم
صورت و معنی تو در دو سرای
هوش مصنوعی: باد، بیخطر از دست مصیبت و غم است؛ چهره و روح تو در دو دنیا در امانند.