برگردان به زبان ساده
صباغ ماه از خم نیلی آسمان
بس رنگ مختلف که بر آورد در خزان
هوش مصنوعی: رنگین کمانی که از آسمان آبی به نمایش درمیآید، در خزان، از دل طبیعت رنگهای گوناگونی را به نمایش میگذارد.
بستان که داشت پیرهن از پرنیان سبز
اکنون ز صوف زرد بپوشید طیلسان
هوش مصنوعی: باغی که قبلاً لباس سبز پرنیان داشت، حالا با پارچه زرد پوشیده شده است.
بی سهم نیست زردی و لرزیدن چمن
خورد از کمان چرخ مگر تیر بر نشان
هوش مصنوعی: زردی و لرزیدن چمن تنها به خاطر تیرکمان چرخ نیست، بلکه به نشانهای از تأثیرات دیگراست.
صرف آب کرد زمرد چو کهربا
عطار باد داد بنفشه به زعفران
هوش مصنوعی: زمرد مانند کهربا آب را به صرف میکند، و عطار به باد، بوی بنفشه را به زعفران میدهد.
دوشینه باز دختر رز با که سور داشت
کین برگهای زر به سرش ریخت بوستان
هوش مصنوعی: دیشب گل دختر با شکوهی که مانند گل سرخ بود، در حالی که شکوفههای طلایی بر سرش ریخته شده بود، در باغ حضوری داشت.
بر روی آب باد از آن دام میکشد
کز برگ بید ماهی زر پر شد آبدان
هوش مصنوعی: بر روی آب، باد به آرامی دام میکشد و از برگهای بید، آبدان (مخزن آب) پر از ماهی زرین میشود.
بنگر به میوههای ملون که از کرم
رزاق میکشد ز پی اهل رزق خوان
هوش مصنوعی: به میوههای زیبا و خوشمزه نگاه کن که از لطف و روزیدهی خداوند برای بندگانش به دست میآید.
خرمای تر ز نخل درفشنده همچنانک
قد بلند دلبر و لعل شکر فشان
هوش مصنوعی: خرماهای تازهای که از نخل میچینند، شبیه قد بلند و زیبا و دلربای محبوبم هستند که لبهایش همچون شکر میدرخشد.
انگور شُدّهایست که گوهرشناس صنع
بربسته است دامن گوهر به ریسمان
هوش مصنوعی: انگور تبدیل به محصولی شده است که هنرمند و سازندهاش به دقت آن را انتخاب کرده و بر روی آن کار کرده است. او این محصول ارزشمند را با محافظت به ریسمانی متصل کرده تا از آن مراقبت کند.
انجیر تر ز شکر و شیر است و کوکنار
طعمش ببین و سورهٔ والتین روان بخوان
هوش مصنوعی: انجیر تازه طعمی شیرین و دلپذیر دارد و شیرهٔ آن از عسل نیز خوشمزهتر است. همچنین، طعم کوکنار را نیز تجربه کن و آیهٔ مربوط به انجیر را با آرامش بخوان.
نار آتشیست ساخته پیراهنی ز لعل
مانند حقهای زر و یاقوت در میان
هوش مصنوعی: آتش نار به مانند آتش سوزان، در پیراهنی از سنگ قیمتی لعل قرار دارد، همچون جواهری از طلا و یاقوت که در وسط آن به چشم میخورد.
سیب است همچو عارض سرخ و سفید یار
یا خود به شکل غبغب شیرین دلستان
هوش مصنوعی: چهره معشوق شبیه به سیب است، با رنگهای قرمز و سفید، یا به شکلی مشابه غبغب که دل را میبرد و شیرین است.
امرود کوزهای ست ز آب نبات پر
از کوزه هر چه هست همان میشود روان
هوش مصنوعی: امرود، کوزهای است پر از آبنبات؛ هر آنچه در آن کوزه باشد، همان به صورت مایع در میآید.
نارنج بین که شاخ دوتا شد ز رنج او
گوئی که مشتریست وطن کرده در کمان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نارنج (یک نوع میوه) به خاطر شدت درد و رنجی که کشیده، دچار تغییر شکل شده است. مانند اینکه سیاره مشتری در کمان قرار گرفته و حالتی خاص به خود گرفته است.
به را چه وصف بهتر از آن است که به است
هم رنگ بیدلانش و هم بوی دلبران
هوش مصنوعی: بهترین توصیف برای به این است که هم از نظر رنگ به رنگ دل آزردهها شبیه است و هم از نظر عطر، رایحه دلبرها را دارد.
شفتالو همچو بوسهگه شاهدان مست
کز آرزوی او به لب آید هزار جان
هوش مصنوعی: شفتالو مانند بوسهای است که از معشوقگان مست به یاد عشق او به زبان میآید و جانهای زیادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
آلو چو زنگئی است رومی بود دلش
آب حیات در ظلماتی شود نهان
هوش مصنوعی: آلو مانند زنگی است که رومیها آن را میشناسند، دلش سرشار از زندگی است، اما در تاریکیها پنهان میشود.
خوش فرصتیست، خیمهٔ عشرت به باغ زن
در وقت برگ ریز غنیمت بود رزان
هوش مصنوعی: این زمان، وقت مناسبی است برای برپایی خوشی و لذت در باغ زیبا، به ویژه در زمانی که برگها میریزند و زیبایی خاصی به فضا میبخشند.
هر کس به مهرجان به تماشا رود ولیک
آمد بهار عیش مرا باد مهرجان
هوش مصنوعی: هر کسی برای دیدن جشن و سرور میرود، اما بهار شادیام با وزش باد مهرجان به پایان رسید.
بی برگ چون درختم و آواره همچو برگ
از تند باد فرقت یاران مهربان
هوش مصنوعی: مانند درختی بدون برگ هستم و همچون برگی که از باد تند به دور افتاده، در عذابی به سر میبرم به خاطر دوری از دوستان عزیزم.
ای مرغ اگر به سوی بخارا گذر کنی
شهری که از بهشت برین میدهد نشان
هوش مصنوعی: ای پرنده، اگر به بخارا بروی، شهری که نشانهای از بهشت برتر به همراه دارد.
دارالامان مدرسه را ازدحام ده
رخ بر زمین نه و ز غم دهر جوی امان
هوش مصنوعی: مدرسهای که مکانی برای آرامش و یادگیری است، باید با شلوغی و افکار منفی دنیا پر نشود. تلاش کن تا مشکلات و اندوهها را از خود دور کنی و بر روی زمین آرامش و نشاط را تجربه کنی.
اندر محیط حوزهٔ درس حمید دین
استاد بنده نامهٔ اخلاص ما رسان
هوش مصنوعی: در فضای درس حمید دین، استاد من پیامی از خلوص نیت ما را منتقل کرد.
آن مفتئی که خامه اگر بر ورق نهد
نون و القلم ز محور کیوان کند جهان
هوش مصنوعی: آن فقیه یا عالم بزرگوار که اگر قلمش را بر روی کاغذ بگذارد، همچون الفبا و نویسندگی، جهانی پر از نور و علم را خلق میکند.
گردند لال در نظرش مبدعان کون
گر از بدیع علم معانی کند بیان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی به عمق معانی و مفاهیم علم بپردازد و آن را به خوبی بیان کند، آنگاه مبدعان و خالقان جدید نیز در نظر او خاموش و بیصدا خواهند شد. به عبارت دیگر، تسلط بر علم و فهم عمیق میتواند فرد را از سایرین متمایز و برتر سازد.
در پیش او ازل به ابد اتحاد یافت
کردهست سیر دایرهٔ کون کن فکان
هوش مصنوعی: در حضور او، از آغاز تا پایان، هماهنگی و یکپارچگی برقرار شده است و جریان هستی به طرز دایرهواری ادامه دارد.
عاجز شدست فکر من اندر صفات او
نقصان کمال را نکند حصر و اقتران
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهام در مورد صفات او ناتوان شده است، چرا که نمیتواند کمال او را به طور کامل و دقیق توصیف کند.
گر خال من نشسته بود در حضور او
آن بحر علم و کان هنر مفخر زمان
هوش مصنوعی: اگر لکهٔ زیبای من در برابر او نشسته بود، آن دریا علم و هنر، زینت زمان بود.
ختم المحققین شرف الدین محمد آنک
در قرنها نیابی مثلش به صد قران،
هوش مصنوعی: شرفالدین محمد، که بهترین و کاملترین پژوهشگران است، در طول زمان، نظیرش را نخواهی یافت، حتی اگر صد قرن بگذرد.
همچون اساس کون مقیم است در سفر
همچون وجود عقل بزرگ است و خرده دان
هوش مصنوعی: مثل اینکه اساس هستی در حالتی ثابت در سفر است، به همین صورت وجود عقل نیز بزرگ و عاقل است، در حالی که دیگران فقط بخشی از آن را درک میکنند.
آن سعی کرده است که نتوان مزید آن
و آنجا رسده است نباشد فزون از آن
هوش مصنوعی: این شخص تلاش کرده است که فراتر از چیزی که هست نرود و به آنجایی رسیده است که بیشتر از آن نمیتواند باشد.
لب خشک از تعطش فیضش بمانده بحر
دل خسته از تطاول جودش نشسته کان
هوش مصنوعی: لبهای تشنه از نعمت او خشک شدهاند، و دریای دل که از فراوانی بخشش او خسته است، آرام گرفته است.
برگو سلام و گرد صفوف نعال را
بنشان به آب دیده و بر دیدهها نشان
هوش مصنوعی: سلامی برسان و صفوف نعال را با اشکهایم آبیاری کن و نشانش را بر چشمانم بگذار.
شرح غم فراق به پایان نمیرسد
بر کاغذ دو رویه بدین کلک دو زبان
هوش مصنوعی: غم وداع و جدایی هرگز بر روی کاغذ به پایان نمیرسد، حتی با این دو زبان و قلمی که در دست داریم.
منصور اگر به دار تعلم بود مقیم
افشان گلی وگر نه بنه سر بر آستان
هوش مصنوعی: منصور اگر در درگاه علم و دانش قرار داشت، مانند گلی زیبا در حال افشاندن عطر خود میبود و اگر چنین نبود، بهتر است که سر خود را بر درگاه دوست بگذارد.
سرگشته همچو گرد به گرد دیار گرد
پیران راه را خبری پرس از آن جوان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شخصی اشاره میکند که در جستوجوی راه و مسیر خود است، مثل گردی که دور دیاری میچرخد. او از جوانی میخواهد که از پیران محل دربارهی راه و مسیر بپرسد تا بتواند هدفش را پیدا کند.
القصه چون به قرب ملاقات او رسی
گو ای فراق تو به دلم خار و پرنیان
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه وقتی به نزدیکی او برسی، به او بگو که جداییات برای دلم همچون خار و پرنیان است.
ما ای برادر از غم هجران بر آذریم
برگو خبر که حال تو چون است و بر چهسان
هوش مصنوعی: ای برادر، ما از درد جدایی رنج میبریم. بگو خبرهایی از تو چیست و حال و احوالت چطور است؟
نبود تغیری و نباشد ملالتی
از دوستان دشمن و نیکان بد گمان
هوش مصنوعی: اگر تغییر و دگرگونی وجود نداشته باشد، نباید از دوستان، دشمنان و افرادی که به خوبیها بدگمانند، ناراحتی و کلافگی احساس کرد.
بر چرخ بین که دور نگردید بک قدم
گر تیغها بارد بر فرق فرقدان
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن که در حرکت است و هرگز یک قدم هم جا به جا نمیشود. اگر شمشیرها بر سر ستارهها بریزد، باز هم این حرکتاش متوقف نخواهد شد.
گفتم که به سوز دل بنویسم تحیتی
آتش به نی گرفت و در افتاد در بنان
هوش مصنوعی: گفتم با دل سوختهام پیامی بنویسم، اما آتش در وجودم شعلهور شد و نگاهم را منحرف کرد.
یاران اختلاط و حریفان انبساط
کز یادشان شود دل پر غصه شادمان
هوش مصنوعی: دوستان و همراهان خوشذوقی که با یاد آنها دل غمدیده شاد میشود و غم را از یاد میبرد.
بعضی چو روح در تن و چون نور در بصر
بعضی چو دیده بر سر و مغز اندر استخوان
هوش مصنوعی: برخی مانند روح در بدن هستند و مانند نور در دیدگان میدرخشند، در حالی که بعضی دیگر مانند چشمها بر روی سر و مانند مغز درون استخوان قرار دارند.
تفصیل و نام و کنیت و القاب هر یکی
از کلک ناتوان به تمامی نمیتوان
هوش مصنوعی: هر یک از ویژگیها، نام، لقب و عناوین هر فرد را نمیتوان بهطور کامل و جامع با قلمی ضعیف شرح داد.
خوانند بندگی و نیاز و دعای من
وین عذر بشنوند به الطاف بیکران
هوش مصنوعی: خداوندگاری که دعا و نیاز من را میشنود، با رحمتهای بیپایانش به من عذر میبخشد.
ناصر زبان دراز مکن کاین زبان تست
یک نقطه بر زبان چو فزائی شود زیان
هوش مصنوعی: ناصر، زبانت را دراز نکن، زیرا این زبان متعلق به توست. اگر به زبان خود بپردازی، ممکن است برایت مشکلآفرین شود.
دل در تنور سینه ز غم میشود کباب
دودی به در همیرود از روزن دهان
هوش مصنوعی: دل، از شدت غم و اندوه، در سینه مانند کبابی در تنور میشود و بخار آن از دهان خارج میشود.
یا رب به آل عبد مناف و به ناف ارض
یا رب به امتی که بود افصح اللسان
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به خاندان عبد مناف و به سرزمینها و سرنوشتهای مختلف، ای پروردگار، به ملتی که دارای فصیحترین زبانها هستند، توجه کن.
یا رب به دان فسون که کند مار را عصا
یا رب بدان دمی که دهد مرده را روان
هوش مصنوعی: پروردگارا، دانا به آن جادو و علم هستی که میتواند مار را با عصا تسخیر کند. پروردگارا، در لحظهای که میتوانی جان را به مرده باز گردانی، به ما نیز توجه کن.
یا رب به عقل و نفس و به اجرام علو و سفل
کروبی و ملایک قدسی و انس و جان
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به واسطه عقل و نفس و موجودات آسمانی و زمینی، فرشتگان مقدس و انسانها و روحها، به تو روی میآورم.
یا رب به ذات تو که ز نقصان منزه است
مستجمع الکمالی و بالعفو مستعان
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، به وجود تو که از هر نقصی پاک و منزه است، که تمام کمالات در نزد تو جمع است و به بخشش تو کمک میطلبم.
کین بنده را رسان به سلامت بدان دیار
وانگاه جمله را به سوی روضهٔ جنان
هوش مصنوعی: این بنده را به آن دیار امن و سالم برسان و سپس همه را به سوی بهشت هدایت کن.