برگردان به زبان ساده
چو یاد خط تو بگذشت بر زبان قلم
برفت آب نبات از لب و دهان قلم
هوش مصنوعی: وقتی که یاد خط تو از زبانم گذشت، طعم شیرین آب نبات از لب و دهانم رفت.
شبی حکایت خط تو با قلم میرفت
برفت خواب من از گریه و فغان قلم
هوش مصنوعی: در یک شب، داستان خط زیبای تو با قلم در حال نگاشتن بود. خواب من به خاطر گریه و نالهی قلم از بین رفت.
به راستی خیری میدهد ز قامت تو
مثل شدهست ز هر دست داستان قلم
هوش مصنوعی: واقعاً از قامت تو خیر و نیکی به وجود آمده است، بهطوری که هر داستانی که به رشته تحریر درآید، تحت تأثیر زیبایی تو قرار گرفته است.
چو ابن مقلهٔ چشم تو دید ابن هلال
خطت مثال ندارد به امتحان قلم
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی خط و خوشنویسی اشاره دارد. میگوید که وقتی ابن مقله، خوشنویس مشهور، چشمان تو را دید، به این نتیجه رسید که خط تو بینظیر است و هیچکس نمیتواند آن را با هیچ معیاری مقایسه کند. اشاره به این است که زیبایی خط تو از تمامی آزمونها و سنجشها فراتر است.
سواد خط تو را همچو نظم میخواند
زبان اشک در افشان درفشان قلم
هوش مصنوعی: لبخندت و زیبایی خطت را به گونهای توصیف میکند که مانند یک شعر زیبا، اشکهایم نیز بر روی کاغذ ریخته میشود.
مگر صحیفهٔ روی تو لوح محفوظ است
که آشکار شد از خط او نهان قلم
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که نوشتهٔ زیبای تو مانند لوح محفوظ باشد، که از قلم او آنچه پنهان بود، آشکار شده است؟
جفا مکن که چو کلکم قرین کاغذ شد
رسد حدیث تو با صاحب قران قلم
هوش مصنوعی: به من آسیب نرسان، چرا که وقتی کارها به ثبت برسد، داستان تو نیز به گوش کسی خواهد رسید که با قرآن در دست است.
عطارد فلک مملکت، عبیدالله
که هست عاقلهٔ تیغ و داستان قلم
هوش مصنوعی: عطارد در اینجا به معنای سیارهای است که به عنوان نماد قدرت و حکمرانی شناخته میشود. عبیدالله کسی است که به عنوان حاکم یا سرپرست این منطقه به حساب میآید. او فردی هوشمند و با درایت است که توانایی استفاده از شمشیر و قلم را دارد، به این معنا که هم میتواند در میدان جنگ موفق باشد و هم در زمینههای ادبی و نوشتاری تبحر دارد.
در آن زمان که سر از خط بحر بر میکرد
نبود بی کمر خدمت میان قلم
هوش مصنوعی: در زمانی که دریا به خط ساحل میرسید، هیچکس بدون تلاش و خدمت به دیگران، در میان قلم و نوشتهها نبود.
ز فرط بخشش تو خشک شد دهان دوات
به ذکر خیر تو تا رطب شد لسان قلم
هوش مصنوعی: به خاطر generosity و بخشش بیپایان تو، دوات که معمولاً مرطوب و پر از جوهر است، خشک شد. اما با یاد کردن از تو، زبان قلم چنان شیرین و خوشبو شد که مانند میوههای تازه و رسیده، خوش صحبت و جذاب گردید.
مدار تیغ و قلم در کف کفایت تست
چو روی تیغ گهردار شد زبان قلم
هوش مصنوعی: در دست تو، قدرت و توانایی مانند تیغ و قلم قرار دارد. زمانی که تیغ به حرکت درمیآید، قلم نیز به سخن میآید و توانایی تو را به نمایش میگذارد.
ز بحر هند سوی ملک روم در یک دم
رود بیان تو بر مرکب روان قلم
هوش مصنوعی: از دریاهای هند، در یک لحظه، بیانت مانند اسبی بران در سوی سرزمین روم میتازد.
اگر نه واسط سودای خط تو بودی
نیامدی به سوی روم کاروان قلم
هوش مصنوعی: اگر شوق و انگیزهای برای یاد تو نداشتم، هرگز به سوی روم، کاروان قلم نمیآمد.
به یک زبان چو به دست تو آمده دو زبان
فصیح شد به زبان تو ترجمان قلم
هوش مصنوعی: وقتی سخن را با بیان خود انتقال میدهی، کلام دوچندان زیبا و دلنشین میشود و به نوعی مانند ترجمهای از احساسات و معانی درون توست.
به دور عدل تو سودای دو زبانی داشت
سیاه گشت به یکبار خان و مان قلم
هوش مصنوعی: سیاه شدن چهره و ویرانی خانه و کاشانهی فردی به خاطر دوری از عدالت تو و آرزوی دوگانهاش نمایان است.
همای دست تو در زیر سایه دارد ملک
در آن زمان که نشیند بر آشیان قلم
هوش مصنوعی: پرندهای که نماد بخت و اقبال است، در سایهی تو قرار دارد و زمانی که بر لانهای که نماد نوشتن و خلاقیت است، بنشیند، سرزمین و ملک در اختیار تو خواهد بود.
مثال حکم تو هر جا رسید فرمان داد
که هست بر دلش از دست تو نشان قلم
هوش مصنوعی: حکم تو هر جا که میرسد، اعلام میکند که نشانهای از تو بر دلش باقی مانده است.
چو چشم خصم سیاهی بر آورد در حال
چو تیر گردد در دست تو سنان قلم
هوش مصنوعی: زمانی که چشم خصم به تو نگاه میکند، آن نگاه مانند تیری میشود که در دست تو قلم است.
رسید کارد ز محنت بر استخوان عدو
ز ضرب تیغ بود ضرب استخوان قلم
هوش مصنوعی: زمانی فرا میرسد که درد و رنج دشمن به حدی میرسد که مانند کاردی بر استخوانش فشار میآورد. این آسیب و آزار از ضربههای تند و سریع تیغ ناشی میشود و همچنان که قلم میتواند بر روی کاغذ اثر بگذارد، ضربههای تیغ نیز اثر خود را بر جسم دشمن میگذارند.
پناه و پشت وزارت که در حراست ملک
بود غلامش هندوی پاسبان قلم
هوش مصنوعی: پشتوانه و حمایت وزارت که مسئول حفاظت از کشور است، نوکری است که هندی بوده و نگهبان قلم است.
زهی رفیع جنابی که از مکانت و قدر
بلند پایه شد از دست تو مکان قلم
هوش مصنوعی: ای بلندمرتبه و بزرگوار، چه شایسته است جایگاه تو که به واسطه ارزش و مقام والایت، قلمی به اندازه تو به وجود آمده است.
به پایمردی دستش قوی توانا شد
ضعیف خستهٔ رنجور ناتوان قلم
هوش مصنوعی: با استقامت و قدرتی که در دستانش دارد، ضعیف و خسته از رنج، توانسته به قویترین شکل خود دست یابد.
قلم چو حرف مدیح تو آورد به زبان
زمانه لوح فرستد به ارمغان قلم
هوش مصنوعی: زمانی که قلم دربارهی فضائل تو سخن میگوید، زمان هم به نشانهی این گفتهها لوحی پر از یادگار به ارمغان میآورد.
به خط حکم تو چون تیغ سرگرانی کرد
به تیغ تیز سبک شد سر گران قلم
هوش مصنوعی: با فرمان تو، وقتی که قلم به کار افتاد، مانند تیغ تیزی که بار سنگینی را سبک میکند، نوشتن آسان و سریع شد.
مهندسی که ز بخت جوان و دولت پیر
گرفت مشق از او طفل لوح خوان قلم
هوش مصنوعی: یک مهندس جوان که از خوششانسی، آموزش و تجربیات یک فرد باتجربه را دریافت کرده است، مانند کودکی است که از نوشتههای یک استاد میآموزد و به پیشرفت میپردازد.
مثال لفظ صحیحش به حرف بنماید
اگر چه اجوف و معتل بود میان قلم
هوش مصنوعی: اگرچه واژهای که صحیح و درست است ممکن است در وسطش حرفهای زائد و بیمعنی داشته باشد، اما باز هم معنای آن به وضوح منتقل میشود.
چو لوح گشت قلم از تو مخزن اسرار
نبود این همه امید در گمان قلم
هوش مصنوعی: چنانکه وقتی لوح تغییر میکند، دیگر قلم نمیتواند مخزن رازها باشد، پس این همه امید به قلم در واقع فقط گمان است.
قدوم موکب تو بر جهان مبارک باد
که خرم است بدو طبع شادمان قلم
هوش مصنوعی: ورود کاروان تو به جهان را تبریک میگویم، چرا که با این ورود، خوشحالی و شادابی به همهجا بخشیده میشود و روح زندگی در قلم تجلی مییابد.
نکو شناسد رأی تو صاحبا که نکرد
کسی ز اهل معانی چنین بیان قلم
هوش مصنوعی: تو با نظر نیک، نظر تو را میدانی، ای صاحب نظر! چون کسی از اهل دانش و معانی، چنین بیانی را تبین نکرده است.
از آن زمان که برفتی نبود حاصل من
به جز تکسّر و سرگشتگی لسان قلم
هوش مصنوعی: از زمانی که تو رفتی، چیزی جز سردرگمی و بیحاصلی برای من باقی نماند.
طریق مدح تو پایان نداشت سوی دعا
به اختصار بپیچد رهی عنان قلم
هوش مصنوعی: ستایش و مدح تو هرگز تمام نمیشود، باید دعا را به طور مختصر بیان کرد و قلم را به سمت آن هدایت کرد.
مباد روی زمین از زمان تو خالی
به لوح روی زمین تا بود زمان قلم
هوش مصنوعی: هرگز نگذار زمین از حضورت خالی بماند، زیرا تا زمانی که قلم بر این لوح موجود است، باید اثری از تو بر جای بماند.