برگردان به زبان ساده
ای دیده از تو دوران جمشید دستگاهی
زیبد به بندگانت چون لاله کج کلاهی
هوش مصنوعی: ای چشم! کجا هستند پادشاهی جمشید و شکوه او؟ زیبایی و عظمت آن به بندگانت همانند لالهای کجکلاهی است.
روشن ز روی عدلت از ماه تا به ماهی
ای از رخ تو پیدا انوار پادشاهی
هوش مصنوعی: نور چهرهات از روی عدلت، همچون نوری است که از ماه به ماه میتابد و جلوهگریهای پادشاهیات را در خود دارد.
وی در دل تو پنهان صد حکمت الهی
هوش مصنوعی: او در دل تو نهفته است و صدها راز الهی در آن وجود دارد.
از تیغ تو بداندیش در خاک و خون فتاده
چون برگ بید خصمت لرزیده ایستاده
هوش مصنوعی: به خاطر تیزی و شدت تاثیر تو، دشمن تو همچون برگ بیدی در خاک و خون افتاده است و به وضوح از ترس لرزیدنی را نشان میدهد.
ظلم از سیاست تو گردن به شرع داده
کلک تو بارک الله بر ملک دین کشاده
هوش مصنوعی: غیرت دین تحت تأثیر سیاستهای تو قرار گرفته و ظلمی که بر آن روا داشته شده، باعث شده تا ظالمانه رفتار کنید. در واقع، کلک و زیرکی تو باعث شده تا دین به همین راحتی در برابر سیاست تو تسلیم شود.
صد چشمه آب حیوان از قطره سیاهی
هوش مصنوعی: بسیاری از منابع زندگی و حیات از یک قطره کوچک ایجاد میشوند.
از پایبوسیت تخت شد در جهان مکرم
هر روز بخت و دولت گویند خیر مقدم
هوش مصنوعی: به خاطر ارادت و احترام به تو، مقام و منزلتت در دنیا روز به روز بیشتر میشود و همه از بخت و موفقیت تو صحبت میکنند و تو را مورد استقبال قرار میدهند.
چون گردباد آخر خصم تو خورد بر هم
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم
هوش مصنوعی: وقتی طوفان و مشکلات به شدت به تو حمله کنند، دیگر هیچ نیرویی نمیتواند بر شر و بدی غلبه کند و نور قدرت بزرگ وجود تو نمیتواند در برابر آن آسیب ببیند.
ملک آن توست خاتم فرمای هر چه خواهی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تو صاحب اختیار و فرمانروایی هستی و میتوانی هر چیزی که بخواهی را به انجام برسانی.
باشد دعای جانب اوراد صبح و شامم
در روزگار اینست شکرانه کلامم
هوش مصنوعی: دعای من در صبح و شام نشانهی شکرگزاری من برای کلماتی است که بر زبان میآورم، در این روزگار.
در بزم باده نوشان لب خشک و تلخ کامم
عمریست پادشاها از می تهیست جامم
هوش مصنوعی: در مجالس نوشیدن باده، لب خشک و طعم تلخی دارم و سالهاست که شاه زندگیام از شراب خالی شده است.
اینک ز بنده دعوی وز محتسب گواهی
هوش مصنوعی: اینک من ادعایی از سوی بنده و شهادتی از طرف محتسب دارم.
ای عقل ذوفنونان پیش تو طفل مکتب
از فیض بارگاهت لبریز دست مطلب
هوش مصنوعی: ای عقل که دارای علوم و فنون بسیار هستی، در برابر تو، کودک مدرسهای به نظر میرسد که از نعمتهای تو به اندازهای بهرهمند است که دستانش پر از دانش و فهم میباشد.
گویم پی دعایت تا صبح ز اول شب
ای عنصر تو مخلوق از کبریای مشرب
هوش مصنوعی: من میگویم تا صبح به یاد دعایت باشم، ای موجود که وجودت از عظمت و بزرگواری سرچشمه میگیرد.
وی دولت تو ایمن از صدمه تباهی
هوش مصنوعی: خوشبختی و سعادت تو در امان از آسیبها و نابودی است.
روزی که رخش فکرم در مدح شاه تازد
بالد چو شمع طبعم کلکم به خویش نازد
هوش مصنوعی: روزهایی که فکر و خیال من در ستایش شاه میتازد، بالهای جانم مانند شمع میسوزد و همه شما به خود میبالید.
ای سیدا حسودت از رشک خود گدازد
حافظ چو پادشاه است گه گاه می نوازد
هوش مصنوعی: ای آقا، حسودان از حسادت خود میسوزند، چرا که حافظ چون پادشاهی است که گهگاه محبت و نوازش میکند.
رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهی
هوش مصنوعی: از بخت خود شکایت نکن و دوباره به عذرخواهی برگرد.