برگردان به زبان ساده
برای پرسشم ای آهوی حرم برخیز
ز جای خود به خدا می دهم قسم برخیز
هوش مصنوعی: ای آهوی حرم، برای پرسش من بر بخیز و از جای خود حرکت کن. به خدا قسم میزنم که برخیز.
مکن به جان و دلم این همه ستم برخیز
سبک ز سینه من ای غبار غم برخیز
هوش مصنوعی: مرا این همه ستم بر جان و دل من روا مدار، ای غبار غم، از سینهام برخیز و سبکبار شو.
ز همنشینی من می کشی الم برخیز
هوش مصنوعی: از نزدیکی و هم صحبت بودن با من، به مشکلات و سختیها دچار میشوی. پس باید برخواست و از این وضعیت خارج شوی.
تکلم تو دهد بر رقیب آب حیات
تبسمت دهن غیر پر کند ز نبات
هوش مصنوعی: گفتار تو به دشمنان زندگی میبخشد و لبخند تو میتواند دل دیگران را پر از شادی کند مثل گیاهی که به آنها طراوت میدهد.
چرا به ملک خرابم کنی ز جور برات
سر قلم بشکن مهر کن دهان دوات
هوش مصنوعی: چرا زندگی و وضعیت من را خراب میکنی؟ به خاطر ظلم و ستمی که بر من میکنی، به قلم من آسیب برسان و مهر بر دهان جوهر بزن.
به این سیاه دلان کم نشین و کم برخیز
هوش مصنوعی: به این افراد بددل نزدیک نشو و کمتر با آنها رفت و آمد کن.
به منعمان دو جهان را خریدن آسانست
گل از نتیجه زر رونق گلستانست
هوش مصنوعی: به دست آوردن دو جهان به راحتی ممکن است، زیرا درخت گل از ثمر طلا، بهار باغ را شکوفا میکند.
مرا به گوش حدیثی ز حور و رضوانست
کلید گلشن فردوس دست احسانست
هوش مصنوعی: مرا خبری از زیباییهای بهشت و نعمتهای آن میرسد که به وسیله لطف و مهربانی میتوان به آنجا دست یافت.
بهشت اگرطلبی از سر درم برخیز
هوش مصنوعی: اگر به بهشت علاقهمند هستی، باید از خواب راحت خود برخیزی و به تلاش و کوشش بپردازی.
نگاه دار به خود چشم گوهر افشان را
چو گل مدار نباشد نشاط دوران را
هوش مصنوعی: به خودت حواست باشد و زیباییهایت را مانند دانههای گرانبها حفظ کن، زیرا گلداشتن و شاد بودن همیشه در دسترس نیست و ممکن است فرصتهای شادمانی از بین برود.
مباش این همه پیر و خط جوانان را
به دار عزت موی سفید پیران را
هوش مصنوعی: بهتر است به جوانان بیش از حد اهمیت ندهی و نگذار که سرسختی یا آراستگی موی سفید پیران را نادیده بگیرند.
چو آفتاب به تعظیم صبحدم برخیز
هوش مصنوعی: مثل خورشید که به احترام صبحگاه برمیخیزد، تو هم به پا خیز.
مرا چو غنچه بود کار سینه را خستن
به زلف یار تو را آرزوی پیوستن
هوش مصنوعی: دل من همچون غنچهای است که در انتظار شکفتن و زیبا شدن است. آه، ای محبوب، آرزوی نزدیک شدن و وصال تو را دارم تا به آرامش برسم.
به بوستان مکن ای سرو قصد به نشستن
درین جهان نبود فرصت کمر بستن
هوش مصنوعی: به باغ نرو ای سرو، زیرا در این دنیا فرصتی برای آرام گرفتن نیست.
ز خاک تیره کمر بسته چون قلم برخیز
هوش مصنوعی: از خاک سیاه و تیره، با عزمی راسخ و استوار برخیز و به تلاش و کوشش ادامه بده.
به باغ مرغ چمن از پی خوش الحانیست
به کنج خانه خود جغد در ثنا خوانیست
هوش مصنوعی: در باغی که پرندگان خوش صدا آواز میخوانند، جغد که نماد غم و افسردگی است در گوشهای نشسته و فقط از وضعیت خودش سخن میگوید.
بهار فیض شب و روز در گل افشانیست
درین دو وقت اجابت کشانده پیشانیست
هوش مصنوعی: بهار زمانی است که سرسبزی و شکوفایی در روز و شب جلوهگری میکند و در این دو زمان، دعا و درخواستها مورد قبول قرار میگیرد.
دل شب ار نتوانی سفیده دم برخیز
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی در دل شب بیدار شوی یا با صبح دم برخیزی، تلاش کن تا از خواب بیدار شوی و برخیزی.
چو سیدا به جهان عیش راندهای صایب
به سینه تخم غم اکنون نشاندهای صایب
هوش مصنوعی: ای سید، تو چون شادی را در جهان پخش کردهای، حالا در سینهات بذر غم را کاشتهای.
چو سرو دست ز حاصل فشاندهای صایب
چه پای در گل اندیشه ماندهای صایب
هوش مصنوعی: وقتی که همچون سرو، زیبایی و شکوهی را از خود ساطع کردهای، چرا در گل و لای افکار و نگرانیها گیر کردهای؟
بساز با کم و بیش و ز بیش و کم برخیز
هوش مصنوعی: با آنچه داری و آنچه که داری کم و زیاد کن، از همین حد و مرزها فراتر برو و به حرکت درآ.