برگردان به زبان ساده
ارباب جود را کف گوهرفشان نماند
دست گشادهای به محیط دکان نماند
هوش مصنوعی: بخشش و generosity در این دنیا به مانند جواهراتی است که دیگران به آن دسترسی ندارند و هیچ کس نمیتواند با دستانی باز به دنیا بیاید و از ثروت و نعمتهایش بهرهمند شود.
در روزگار ما ز سخاوت نشان نماند
از همت بلند اثر در جهان نماند
هوش مصنوعی: در دنیای کنونی، دیگر نشانی از سخاوت وجود ندارد و تأثیر اراده و همت بلند در جهان نیز محو شده است.
یک سرو در سراسر این بوستان نماند
هوش مصنوعی: در این باغ، هیچ درخت سروی باقی نمانده است.
تا جغد طینتان به فضای چمن شدند
چون سبزه سایه پرور سرو سمن شدند
هوش مصنوعی: زمانی که جغدها از خاک ما به دشت و چمن پرواز کردند، مانند سایهای که در زیر درختان سرو و سمن ایجاد میشود، ما نیز در آن فضا قرار گرفتیم.
گلها ز بس که همدم زاغ و زغن شدند
مرغان نغمه سنج جلای وطن شدند
هوش مصنوعی: گلها به دلیل دوستی زیاد با زاغها و زغنها، حالا باید دوری از وطن را تجربه کنند و مرغهای نغمهسنج، سرزمین خود را ترک کردهاند.
جز بیضه شکسته درین آشیان نماند
هوش مصنوعی: در این مکان چیزی جز یک تخم شکسته باقی نمانده است.
از اهل نماند درین خاکدان نشان
بستند آب و آئینه رخت خود از میان
هوش مصنوعی: در این دنیای فانی، از هیچ کسی نشانی باقی نمانده است و تنها یادگار آنها، آب و آینهای است که تصویرشان را از میان بردهاند.
خورشید گفت وقت وداعش به آسمان
روشندلان چو برق گذشتند از جهان
هوش مصنوعی: خورشید در هنگام وداعش با روشندلان آسمان به سرعت و مانند برق از دنیا عبور کرد.
خاکستری به جان ازین کاروان نماند
هوش مصنوعی: از این کاروان دیگر چیزی برای ما نمانده است.
از دیده بصیرت ما خواب شد روان
ابیات از سفینه چو سیماب شد روان
هوش مصنوعی: از نظر بینش ما، روح اشعار به حالت خواب رفت و مانند جیوه از قایق حرکت کرد.
تحریر از صحیفه چو خوناب شد روان
از چشم سرمه دار دوات آب شد روان
هوش مصنوعی: وقتی که نوشتهها به شکل تحریر در میآید، مانند این است که اشکها از چشمان سوزان جاری میشوند و دوات، که به مانند سرمه است، در آن لحظه میلغزد و جاری میشود.
شیرین زبانی قلم نکته دان نماند
هوش مصنوعی: زبان شیرین و گفتار دلنشین دیگر وجود ندارد.
ای سیدا تو دل به مقام نجات کش
پای از مکان طایفه بی ثبات کش
هوش مصنوعی: ای آقای من، تو دل را به جایگاهی که نجات است بسپار و پاهای خود را از مکان خانوادهای که بیثبات و ناپایدار است، بیرون بکش.
چون خضر رخت خویش به آب حیات کش
صایب زبان خامه به کام دوات کش
هوش مصنوعی: چون خضر، که جانشین زندگی جاودانه است، چهرهات را با آب حیات زینت بده. ای صایب، قلم را به زبانت بگذار و آن را به دوات نزدیک کن.
امروز چون سخن طلبی در جهان نماند
هوش مصنوعی: امروز اگر به دنبال کلامی باشی، در دنیا چیزی باقی نمانده است که بشنوی.