برگردان به زبان ساده
داد ضیا به عالمی پرده ز رخ کشادنش
پنجه آفتاب شد دست برو نهادنش
هوش مصنوعی: نور خداوند به عالم تابید و مانند آفتاب پرده را از چهره برداشت و دستش را بر آن نهاد.
برد ز جای خود مرا جلوه کنان ستادنش
بست زبان شکوه ام لب به سخن کشادنش
هوش مصنوعی: مرا از جای خود برده و با زیباییاش نگه میدارد، زبانم را برای بیان شکایت باز میکند و به سخن گفتن وامیدارد.
عذر عتاب گفتن و وعده وصل دادنش
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی به بهانههای مختلف از انتقاد و سرزنش دیگران عذر میآورد و وعده میدهد که در آینده به ملاقات یا پیوندی نزدیکتر خواهد آمد.
بر سر دست غمزه اش داده ز ابروان کمان
تیر ستمگری زند بر دل زار خستگان
هوش مصنوعی: غمزهای که او دارد، مانند کمان ابرویش است که تیر ستم و درد را بر دل بیپناهان میزند.
نرگس او بلای دل عشوه او بلای جان
هست جهان جهان فریب از پی قتل عاشقان
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و فریبندهی او باعث درد و رنج دل من شده و جذابیتهایش، جانم را به خطر انداخته است. در این دنیا، همه چیز در پیٰ به قتل رساندن عاشقان است.
آمدن و گذشتن و گشتن و ایستادنش
هوش مصنوعی: حضور و عدم حضور، تغییرات و توقفهایش.
پیش نهال قد او سرو روان رود ز جا
فاخته زیر بال خود سر کشد از سر حیا
هوش مصنوعی: در برابر قد بلند او مانند درخت سرو، دیگران از جایشان حرکت کرده و به زیر سایهاش پناه میبرند، حتی پرندهای مانند فاخته هم از روی شرم و حیا به زیر بال او میآید.
جلوه کنان قدم نهد جانب باغ هر صبا
ناز دماند از زمین عشوه نشاند از هوا
هوش مصنوعی: نسیمی ملایم به باغ میآید و زیباییاش را به نمایش میگذارد. این نسیم به آرامی از زمین میگذرد و به هوای اطراف زیبایی و جوانی میبخشد.
طرز خرام کردن و پا به زمین نهادنش
هوش مصنوعی: شیوه حرکت کردن و گذاشتن پا بر روی زمین.
قامت همچو سرو او گشت به غیر جلوه گر
در ره او چو نقش پا خاک همی کنم به سر
هوش مصنوعی: قد او مانند درخت سروی است و زیبایی او فقط در راهش بروز میکند. من نیز در این مسیر، نشان قدمهای او را بر زمین میگذارم و سر را بر خاک میزنم.
سوی من آن نگار را کس نشدست راهبر
جذب محبتم کشد نیست بهانه دگر
هوش مصنوعی: هیچکس در جذب محبت آن معشوق به من راهنمایی نکرده است و بهانهای برای این جذبه وجود ندارد.
این همه تند گشتن و در پی من فتادنش
هوش مصنوعی: این همه شتاب و عجله برای دنبال کردن من به چه معناست؟
شد ز جفای آسمان قامت ماه در کمین
چشم کشاده سیدا گردش چرخ را بوبین
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و بیعدالتی آسمان، قامت زیبا و ماهسانی در انتظار است. ای سید، به گردش فلک و چرخ روزگار نظر کن.
کار فلک به بیدلان هست مدام جور و کین
وحشی اگر چنین بود طور زمانه بعد از این
هوش مصنوعی: کارهای آسمانی همیشه بر اساس ظلم و دشمنی بر افراد بیدل و بیخبر از عشق است. اگر چنین روندی ادامه داشته باشد، سرنوشت زمانه بعد از این تغییر نخواهد کرد.
وای بر آنکه باید از مادر دهر زادنش
هوش مصنوعی: آه بر آن کسی که باید از مادر زمان به دنیا بیاید.