برگردان به زبان ساده
تا به می خوردن به گلشن آن گل رعنا نشست
غنچه از خون جگر لبریز در مینا نشست
هوش مصنوعی: در گلستان، آن گل زیبا به نوشیدن شراب مشغول است و غنچهای که پر از درد و رنج است، در ظرف می نوشیده نشسته است.
قمری از خود دست شست و عندلیب از پا نشست
سرو من روزی که با شمشاد و گل یکجا نشست
هوش مصنوعی: پرندهای به نام قمری از خود و جهانش دست کشید و پرندهای دیگر به نام عندلیب از پایش افتاد. درخت سروی که من به آن وابستهام، در روزی خاص که با شمشاد و گل همنوا و همنشین شد، به شدت متاثر بود.
یک سر و گردن به خوبی از همه بالا نشست
هوش مصنوعی: یک نفر به شکل بارزی از سایرین جلوتر قرار گرفت و موفقیت بیشتری کسب کرد.
از سر کوی که آن مه با قد دلجو گذشت
از لب بام فلک غوغای های و هو گذشت
هوش مصنوعی: از کنار کوی آن معشوق زیبا که با قامت دلربایش عبور کرد، از بالای بام آسمان صدای هیاهو و سر و صدا به گوش رسید.
شور و محشر شد عیان هر جانب آن بدخو گذشت
رسته خیز انگیخت از چین جبین هر سو گذشت
هوش مصنوعی: هر طرف، شور و غوغایی به وضوح دیده میشود. آن فرد ستمگر از هر جا میگذرد و با هر قدمی که برمیدارد، نشانههای خوف و وحشت را با خود به همراه میآورد.
نوبهار آمیخت با خاک زمین هر جا نشست
هوش مصنوعی: بهار تازه با خاک زمین در هر جایی که فرود میآید، ترکیب میشود.
داشتم در کنج عزلت مدتی چشم پرآب
رقص می رفتم به روی آب مانند حباب
هوش مصنوعی: در گوشهای از تنهایی به مدت طولانی نشسته بودم و با چشمانی پر از اشک، مانند حبابی که بر روی آب میرقصد، به آرامی در حال حرکت بودم.
با من بی کس شبی از آسمان آمد خطاب
رسم و آئین غریبی یاد گیر از آفتاب
هوش مصنوعی: شبی، در حالی که تنها بودم، پیامی از آسمان رسید و به من گفت که باید رفتار و روش خاصی را از آفتاب بیاموزم.
صبحدم تنها برآمد شام غم تنها نشست
هوش مصنوعی: صبح زود که تنها آمد، شب غمانگیز هم تنها نشست.
ای نگاهت دلربایان جهان را دلرباست
قامت رعنای تو بالا بلندان را بلاست
هوش مصنوعی: نگاه تو باعث جاذبه و جذابیت در دنیا میشود و قامت زیبای تو برای افراد بلندقد، چالش و سختی به حساب میآید.
چون تو آشوب زمان و آفت دوران کجاست
تا ز جا برخاستی سر فتنه ای بر پای خاست
هوش مصنوعی: تو به اندازهای اثرگذار و پرچالش هستی که در این دوران پرآشوب و مشکل، جایی نمیتوان یافت که به اندازه تو برپا و سرسخت باشد.
تا نشستی در دل من آتشی از پا نشست
هوش مصنوعی: وقتی که تو در دل من نشستی، آتش عشق و شوق در وجودم شعلهور شد.
ای خطت باشد به چشم سیدا فصل ربیع
قامتت باشد به محشر خاکساران را شفیع
هوش مصنوعی: ای خوشنویسی تو در نگاه سید، مانند بهار است و قامت زیبایت در روز قیامت برای خاکیان شفاعت خواهد کرد.
می کنی از یک نگاه گرم شیران را مطیع
آهوی چشم تو را برگرد سر گردد بدیع
هوش مصنوعی: با یک نگاه گرم، شیران را مطیع میسازی و آهوهای چشم تو را به دور سر میچرخانی.
کو به زیر تیغ بیداد تو بی پروا نشست
هوش مصنوعی: شخصی بیهیچ ترس و واهمهای در زیر ظلم و ستم تو قرار گرفته و همچنان ایستاده است.