برگردان به زبان ساده
غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما
بر سر ما بس بود شاخ گل بالین ما
هوش مصنوعی: غمها و ناراحتیهای ما به خاطر زیبایی و طراوت زندگی، مانند غنچهای خوابیده در دشت چمن است. ما با داشتن گل بر بالین خود، به این زیباییها اکتفا کردهایم و همین برای ما کافی است.
پای خواب آلود ما در زیر دامن سرمه گشت
کوه در فریاد شد چون کبک از تمکین ما
هوش مصنوعی: پای خواب آلود ما که زیر دامن سرمه قرار دارد، موجب شد که کوه به شدت به صدا درآید، درست مانند کبکی که از اطاعت خارج میشود.
عکس ما آئینه ها را کرد باغ دلگشا
می توان گلدسته بست از جبهه بی چین ما
هوش مصنوعی: عکس ما زیباییها و جذابیتهای وجودمان را به نمایش میگذارد و دل را شاد میکند. میتوان از زیباییامان چنان گلدستهای درست کرد که از هر طرف با شکوه و بینقص باشد.
متکای ما کف دست است و خصم ما هنوز
سنگ بر سر می زند از حسرت بالین ما
هوش مصنوعی: سر زیر بالشت ما نرم و راحت است، اما دشمن ما هنوز از حسرت نداشتن چنین آرامشی، بر سر خود میکوبد.
از نوای نغز وا شد در بروی باغبان
حلقه گوشی نشد افسانه رنگین ما
هوش مصنوعی: از صدای زیبا و دلنواز ما، باغبان متوجه ماجرا نشد و نتوانست به قصه رنگین ما گوش فرا دهد.
دست خود از بحر احسان کریمان بسته ایم
چشمه آب حیات ما دل خونین ما
هوش مصنوعی: ما دست خود را از خوبیهای بخشندگان کوتاه کردهایم، و چشمه آب حیات ما از دل خونینمان به وجود میآید.
سیدا از بس که فکر ما بلند افتاده است
پیش پای خود نبیند خصم کوته بین ما
هوش مصنوعی: به خاطر این که افکار و آرزوهای ما بسیار بلندپروازانه شده، نمیتوانیم دشمنان کوتهنظر خود را در مقابل ببینیم.