برگردان به زبان ساده
مرا تا کی دواند آرزوی دل به هر سویی
مبادا هیچ کس را در جهان فرزند بدخویی
هوش مصنوعی: تا کی باید آرزوهای دل مرا به هر سمتی بکشاند؟ امیدوارم در این جهان هیچ کس فرزندی بدخُو و ناپسند نباشد.
کمند آرزو در دست می گردم در این صحرا
تسلی می دهم خود را به نقش پای آهویی
هوش مصنوعی: در این بیابان، در جستجوی آرزوهایم هستم و سعی میکنم خود را با دیدن رد پای آهویی آرامش بخشم.
ز دیوار بدن از ضعف پیری متکا دارم
نمی گردم چو طفل صورت از پهلو به پهلویی
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانی و ضعف ناشی از پیری، بر دیوار بدن تکیه کردهام و مانند کودک به آرامی از سمتی به سمت دیگر نمیچرخم.
تهیدست آمدم امروز در بازار خودبینان
خریداری نکرد آئینه ام را آدمی رویی
هوش مصنوعی: امروز در بازار افرادی که فقط به خودشان اهمیت میدهند، به خاطر نداشتن دارایی کافی، نتوانستم آینهام را بفروشم. هیچ انسانی با رویی زیبا و دلنشین حاضر نشد آن را بخرد.
تمنای ز پاافتادگان خم کرد پشتم را
خورم چون غنچه خون بینم سری را گر به زانویی
هوش مصنوعی: درخواست و آرزوی افرادی که شکست خوردهاند، مرا به شدت تحت تاثیر قرار داده است. وقتی که خود را در حالتی مانند غنچه میبینم که در اثر غم و غصه، سرش چوبین شده است، دلم به حال آن افراد میسوزد و این موضوع به شدت بر من تأثیر میگذارد.
ز چشم قبله همچون طاق کسری دور افتاده
نگه را کرده ام تا مارپیچ طاق ابرویی
هوش مصنوعی: من از زیبایی و جذابیت چشمان معشوق مانند طاق کسری، که از دور دیده میشود، چشم برنداشتهام و تمام توجهام را به حالت دلبرانه ابروهایش معطوف کردهام.
مسخر کرده بودم در جوانی نفس سرکش را
کمان کهنه ام را در برابر نیست بازویی
هوش مصنوعی: در جوانی، به نفس سرکش و یاغی خود میخندیدم و آن را به نوعی به سخره میگرفتم، مثل اینکه کمان فرسودهام را در برابر نیروی بازوی خود، که نبود، قرار داده بودم.
دماغم خشک شد چون شانه از بوی پریشانی
کجا دست نسیم صبحدم واکرده گیسویی
هوش مصنوعی: بوی پریشانی باعث شده است که احساس تنهایی و یکنواختی کنم، همچنان که شانهای خشک و بیروح در زندگی، و نمیتوانم نسیم صبحگاهی را که گیسویی را به رقص درمیآورد، حس کنم.
گدا از خوان ارباب کردم لب خشک می آید
بشوی ای آرزو دست از طمع نم نیست در جویی
هوش مصنوعی: فقیر از سفرهی صاحبمنصبی با دهان خشک برمیگردد و آرزو میکند که ای کاش دست از آرزوها و طمعها بردارد؛ زیرا هیچ نفعی در این تلاش نیست.
به پای لاله و گل روزگاری غنچه گردیدم
بزدم از گلستان جهان ای سیدا بویی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نشاط لاله و گل، در دوران جوانی تبدیل به یک جوانی شاداب و پرنشاط شدم. از دنیای این گلستانی که دورتادورم را احاطه کرده است، بوی خوشی را احساس میکنم.