برگردان به زبان ساده
در چمن از گریه آبی بر رخ گل می زنم
آتشی در غنچه منقار بلبل می زنم
هوش مصنوعی: در باغ، با اشکهای خود بر روی گل آب میریزم و در دل غنچه، شوری را مانند آتش از صدای بلبل ایجاد میکنم.
از تعلق دست می شویم چو ابر نوبهار
می شوم دیوانه و پا بر سر پل می زنم
هوش مصنوعی: از وابستگیها رها میشوم و مانند ابر در بهار تازه میشوم. در این حالت دیوانهوار رفتار میکنم و بر روی پل قدم میزنم.
مرده پروانه را تا دیده ام بر پای شمع
خویش را در آب و آتش بی تأمل می زنم
هوش مصنوعی: وقتی که پروانه مرده را بر پای شمع دیدهام، بدون هیچ تردیدی در آب و آتش میروم.
از تردد پا به دامن می کشم محراب وار
پنجه ای در پنجه اهل توکل می زنم
هوش مصنوعی: در حالتی که مشغول حرکت هستم، با دست خود به طور دقیق و هدفمند به آن چیزی که متمایل هستم، نزدیک میشوم و تلاشی میکنم که در کنار کسانی باشم که به خداوند توکل دارند.
حاجت دربان نباشد خانه زنجیر را
دور اگر اینست خود را بر تسلسل می زنم
هوش مصنوعی: هر چه که لازم باشد، نیازی به نگهبان در خانهای با زنجیر نیست. اگر بخواهم این وضعیت را ادامه دهم، خودم را در یک دایره باطل میاندازم.
من چه کردم تیره بختان را سرآمد گشته ام
بهر عرض حال خود زانو به کاکل می زنم
هوش مصنوعی: من چه کار کردهام که بختهای بد به پایان رسیدهاند؟ حالا برای بیان حال خود، به زمین میزنم و دستانم را به موهایم میزنم.
از پریشانی به گلشن دست بر سر می نهم
خلق پندارند بر دستار سنبل می زنم
هوش مصنوعی: از سر ناامیدی به باغی خوشبو میروم و با دست بر سر خود میزنم. مردم فکر میکنند که با گلی زیبا بر سرم زینت میبخشم.
سیدا دندان بدگو را خموشی بشکند
بر دهان خصم خود سنگ تغافل می زنم
هوش مصنوعی: با زبان تلخ و بدخواهی کسی را پاسخ نخواهم داد و به جای این کار، سکوتم را انتخاب میکنم. در برابر دشمنان، به گونهای عمل میکنم که آنها را نادیده بگیرم و به این ترتیب، از آنها دوری میکنم.